مرکز آموزش های فرهنگی هنری دارالفنون

  • فیلم فجر
    فیلم فجر

    اهدای دیپلم افتخار و نشان آموزش
    تجلی اراده ملی جشنواره فیلم فجر
    پوران درخشنده - هیس دخترها فریاد نمی زنند

  • فیلم برتر جشنواره مالزی
    فیلم برتر جشنواره مالزی

    سیدسجادموسوی
    هنرجوی کارگردانی
    دارالفنون - دریافت جایزه برترین فیلم کوتاه
    جشنواره فیلم جهان اسلام  - مالزی



  • کارگاه آموزشی
    کارگاه آموزشی

    نمایشگاه دوربین های دیجیتال
    کارگاه های  ارتقاء مهارت هنرجویان دارالفنون
    مصلی بزرگ امام خمینی

  • تور عکاسی
    تور عکاسی

    مرداد ماه 1393

    با حضور استاد علی آذرنیا

  • فیلم فجر
    فیلم فجر

    اهدای دیپلم افتخار و نشان آموزش
    تجلی اراده ملی جشنواره فیلم فجر
    احسان عبدی پور - تنهای تنهای تنها


  • کارگاه آموزشی
    کارگاه آموزشی

    نمایشگاه دوربین های دیجیتال
    مصلی بزرگ امام خمینی

  • کارگاه آموزشی
    کارگاه آموزشی

    برگزاری تور فیلمسازی
    هنرجویان دارالفنون
    پارک رازی


  • گالری عکس
    گالری عکس

    بازدید معاونت هنری و سینمایی
    اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان تهران
    از آثار هنرجویان دارالفنون

  • تجسم بصیرت
    تجسم بصیرت

    برگزاری نمایشگاه عکس تجسم بصیرت
    فرهگسرای نیاوران

  • جشن تقدیر
    جشن تقدیر

    جشن تقدیر از هنرجویان برتر
    تالار محراب - وزارت فرهنگ و ارشاد استان تهران

  • آموزش حرفه ای با اساتید حرفه ای
    آموزش حرفه ای با اساتید حرفه ای

    مرکز آموزش های فرهنگی و هنری

    دارالفــــنون

  • جشن تقدیر
    جشن تقدیر

    جشن تقدیر از هنرجویان برتر
    آموزشگاه سینمایی دارالفنون
    تالار محراب - وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

  •  اختتامیه نمایشگاه DIF
    اختتامیه نمایشگاه DIF

     اهدای لــوح تقدیر و جـــــوایز ویژه

    به هنرجـویان برتر عکاسی

    در اختتامیه دوازدهمین

    DIF نمایشگاه 

     

  • کارگاه آمــوزشی
    کارگاه آمــوزشی

      کارگاه آموزشی 

    نورپــردازی حـــرفه ای

  • استاد اسماعیل فلاح پور
    استاد اسماعیل فلاح پور

    تله فیلم " ترور"

    مقابل دوربـــین رفت...

  • کارگاه های آموزشی دارالفنون
    کارگاه های آموزشی دارالفنون

    استقبال هنرجویان عکاسی

    از کارگـــــــــاه های آموزشــی

    بروزرسانی اطــــلاعات و ارتقاء مهارت

  • پشت صحنه فیلم تـــرور
    پشت صحنه فیلم تـــرور

     

    اثری از استاد اسـماعیل فلاح پور

    با حضور هنـرجویان کارگردانی در پشت صحنه

  • خوب دیدن هنر است
    خوب دیدن هنر است

    و بیشــتر دانسـتن امتــیاز

     

     

  • تور عکاسی
    تور عکاسی


    مرداد ماه 93

    مرکز آموزش های فرهنگی و هنری دارالفنون

  • نمایشــگاه سیما،صنـعت، ســــــــیــــــنـما
    نمایشــگاه سیما،صنـعت، ســــــــیــــــنـما

    حضور دکتر شجاعی

    عضو کمسیون فرهنگی

    مجلــــس شورای اسـلامی

  • بازدید جناب آقای دکترحسینی
    بازدید جناب آقای دکترحسینی

     مدیر کــــل دفتر مطـــــالعات،

     توسعه دانش و مهــارت‌های سینمایی

     از نمایشــــگاه ســــیما، صنعت، ســــینــما

  • تور عکاسی
    تور عکاسی

    شهریور ماه 93

    با حضور استاد علی آذرنیا

  • تور عکاسی
    تور عکاسی

    شهریور ماه 93

    مرکز آموزش های فرهنگی هنری دارالفنون

  • تور عکاسی
    تور عکاسی

    برگزاری تور عکاسی
    هنرجویان آموزشگاه دارالفنون
    شــهریور ماه 93

     

  • نمایشگاه صلح، مقاومت، امید
    نمایشگاه صلح، مقاومت، امید

    همزمان با روز جهانی صلح

    با حضور مسـئولین

    و هنرمندان

  • نمایشگاه صلح، مقاومت، امید
    نمایشگاه صلح، مقاومت، امید

    همزمان با روز جهانی صلح

    با حضور اساتید مرکز آموزش های فرهنگی و هنری دارالفنون

  • افتتاحیه نمایشگاه صلح
    افتتاحیه نمایشگاه صلح

    با حضور مسئولین،

    هـــنرمندان، اسـاتید

    و شخصیت های فرهنگی

  • نمایشگاه تجسم بصیرت
    نمایشگاه تجسم بصیرت

     نگارخانه گل نرگس

     اداره کل فزهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان تهران

    دی ماه 1393

  • تجسم بصیرت
  • تجسم بصیرت
    تجسم بصیرت

    دی مـــاه 1393

    نگـــــارخانه گل نرگـــــــس

    اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی تهران

  • تجسم بصیرت
    تجسم بصیرت

    افتتاح نمایشگاه تجسم بصیرت

    دی ماه 1393، نگارخانه "گل نرگس"

    اداره کل فرهتگ و ارشاد اسلامی تهران

  • همزمان با گرامیداشت دهه فجر
    همزمان با گرامیداشت دهه فجر

    نمایشگاه عکس هنرجویان دارالفنون

    در شهرداری منطقه 9

  • همزمان با گرامیداشت دهه فجر
    همزمان با گرامیداشت دهه فجر

    نمایشگاه عکس هنرجویان دارالفنون

    در شهرداری منطقه 9

     

  • انجمن عکاسان
    انجمن عکاسان

    جلسات نقد عکس  نگاه هر هفته شنبه ها با حضور اساتید و هنرجویان در سالن اجتماعات دارالفنون

  • جلسات نقد عکس
    جلسات نقد عکس

    با حضور اساتید برجسته عکاسی

    هر هفته شنبه ها از ساعت 17-19

    در سالن اجتماعات دارالفنون

  • گویندگی
    گویندگی

    استاد نصراله مدقالچی                    

دوشنبه, 02 بهمن 1396
Smaller Default Larger

آموزشگاه عکاسی | آموزشگاه فیلمسازی | آموزشگاه کارگردانی | دیپلم کاردانش | آموزشگاه سینمایی دارالفنون

 

دوربین ظاهر اشیایی را که ضبط می کند، به طور بنیادی تغییر می دهد: سه بعدی بودن جهان واقعی به دو بعدی تبدیل می شود؛ رنگ های طبیعت به رنگ های ویدئو یا فیلم تغییر می یابد. گرچه تصاویر گرفته شده به صورت فیلم یا ویدئو، همگی در تلویزیون برای ما پخش می شوند، اما اختلاف این دو رسانه فقط مربوط به فناوری نیست، بلکه هنوز اختلاف پنهان بصری بین تصاویری که به صورت فیلم گرفته شده اند، با تصاویری که ویدیئویی هستند، وجود دارد.

این فصل از کتاب به ویژگیهای سبک دوربین فیلم و ویدئو، و عناصر تصویربرداری و فیلمپردازی می پردازد؛ ویژگیهایی که بر دریافت و درک ما از حاصل کار هر دو موثرند. به عبارت ساده تر، " تصویربرداری" به ویژگی های ویدئو و "فیلمبرداری" به ویژگیهای دوربین فیلمبرداری می پردازد. شخصی که با دوربین ویدئو کار می کند "تصویربردار" و شخصی که با دوربین فیلمبرداری کار می کند "فیلمبردار" نام دارد. معمولاً، در تولیدات معاصر، تصویربرداران و فیلمبرداران کارهای اجرایی دوربین را به "متصدی دوربین" واگذار می کنند که اعتبار یک تصویربردار-فیلمبردار ماهر را ندارد. تصویربرداران، فیلمبرداران و متصدیان دوربین همه تحت هدایت و نظارت کارگردان برنامه قرار می گیرند. کارگردان، سبک کلی برنامه را طراحی می کند و با تصویربرداران و فیلمبردارانی که در قلمرو خاص سبک دوربین کار می کنند، همراه است.

روش هایی که در فناوری های فیلم ویدئو به کار گرفته می شود، همواره توسط قواعد زیباشناختی و ملاحظات اقتصادی شکل می گیرد. به طور مثال قواعد زیباشناختی ترکیب بندی در نقاشی رنگ و روغن اروپایی، عمیقاً بر ترکیب بندی تصاویر تلویزیون تاثیر گذار بوده است. در اصل مبنای تصمیم گیری درباره ضبط یک برنامه با فیلم یا ویدئو به مسائل اقتصادی وابسته است، زیرا برنامه های ارزان قیمت تر با ویدئو تصویربرداری می شوند.

از بسیاری وجوه، ویدئو و فیلم در اصول اساسی دوربین مشترک هستند. امروزه در تلویزیون ایالات متحده، این دو قالب تصویربرداری با یکدیگر شباهت فراوانی پیدا کرده اند به ویژه وقتی که تلویزیون پر وضوح (HDTV) در ابعاد وسیعی در حال گسترش است.

اصول بنیادی دوربین : ویژگی های مشترک ویدئو و فیلم

عدسی دوربین

اولین دوربین تاریخ عکاسی، فانوس خیال Camera Obscura در قرن هجدهم، هیچ نوع عدسی نداشت. این دوربین فقط یک اتاق بزرگ تاریک بود که دیوار آن روزنه ای وجود داشت که نور از راه آن وارد می شد و تصویری از جهان خارج را روی دیوار مقابل به وجود می آورد. با آن تصویر کاری انجام نمی شد، اما عدسی دوربین های امروزین، به عنوان آخرین نسل از روزنه ی دیوار فانوس خیال، بسیاری را میسر ساخته است؛ یعنی مجموعه ای از کنترل اپتیکی که متصدی دوربین باید آنها را بشناسد.

اصلی ترین این کنترلهای اپتیکی فاصله کانونی Focal length است. که به سه نوع قرارداد فاصله کانونی تقسیم می شود. این سه نوع بدین شرح می باشد:

1-    زاویه باز ( فاصله کانونی کوتاه) wide angle

2-    عادی (یا متوسط) (یا نرمال) normal

3-    زاویه بسته (فاصله کانونی بلند) tele photo

شاید خواننده این سه نوع عدسی را از پیش بشناسد، اما شناخت اختلاف و شناخت آثار این فواصل کانونی بر تصویر اهمیت فراوان د ارد.

1-عدسی زاویه باز، میدان دید وسیعی را به بیننده ارائه می کند و توهم عمیق Illusion of depth را افزایش می دهد. همه ی تصاویر تلویزیونی، دو بعدی هستند یعنی عمق واقعی در آنها وجود ندارد و تنها ابعادی در دو محور مختصات: افقی و عمودی (چپ و راست، بالا و پایین) دارند. با این وجود، با استفاده ازاصول پرسپکتیو- که در دوره رنسانس دستخوش تحول شده است- تصویر تلویزیونی، توهمی از عمق (جلو و عقب) را ایجاد می کند. به خاطر چنین توهمی است که به نظر می رسد: برخی از اشیا جلوی اشیای دیگر قرار می گیرند: و همچنین فضا در داخل تصویر به عقب کشیده می شود. بدین ترتیب، عدسی زاویه باز، توهم عمق را افزایش می دهد. به نظر می رسد: اشیایی که با عدسی زاویه باز تصویربرداری می شوند، فاصله ی بیشتری با هم دارند تا وقتی که با عدسی های عادی یا زاویه بسته فیلمبرداری می شوند.

2-عدسی زاویه بسته میدان دید محدودتری نسبت به عدسی زاویه باز پدید می آورد، اما صحنه را بزرگ نمایی می کند (آن را جلوتر می آورد). تصویری که با عدسی زاویه بسته گرفته شده را با تصویری که با عدسی زاویه باز گرفته شده را مقایسه کنید، چگونه فاصله ی بین جلو و عقب در تصویر ظاهر می شود. عدسی های زاویه بسته کاربرد وسیعی در برنامه های ورزشی دارند؛ زیرا می توانند از رویداد ورزشی چشم انداز نزدیکتری به دست آوردند. همانطور که عدسی زاویه باز توهم عمق را افزایش می دهد، عدسی زاویه بسته این توهم را کاهش می دهد. بنابراین توهم عمق در نماهای گرفته شده با عدسی زاویه بسته به صورت فشرده ظاهر می شود. اما این موضوع در مقام مقایسه، زمانی روشنتر می شود که کسی در جایگاه تماشاگران به صحنه ی واقعی نگاه کند؛ زیرا عمق صحنه توسط عدسی زاویه بسته فشرده شده است. هر عدسی فاصله کانونی بلندتری داشته باشد، عمق تصویری که می گیرد فشرده تر است.

3-عدسی یا فاصله کانونی عادی (نرمال) در قیاس با عدسی های زاویه بسته، از زاویه ی متوسطی برخوردار است. این عدسی به عنوان عدسی "طبیعی" پذیرفته شده است. با این وجود، فاصله کانونی عادی واقعاً با دامنه دید چشم انسان (چون زاویه ای باریکتر دارد) یا توهم عمق در چشم انسان (کم عمق تر است)منطبق نیست. بلکه، تصویری ایجاد می کند که، در جهان غرب، به نظر درست می آید؛ زیرا سبک پرسپکتیوی را بازنمایی می کند که در دوره ی رنسانس در قرن شانزدهم متحول شد. عدسی هایی که تصاویری با پرسپکتیو رنسانسی پدید می آورند. به عنوان هنجار و قاعده پذیرفته شده اند، در حالی که عدسی های زاویه باز و زاویه بسته به عنوان انحراف از آن هنجار به شمار می آیند.

دوربین های فیلم و ویدئو را می توان عدسی های انفرادی با فواصل کانونی متفاوت به کار گرفت. دوربین های معاصر به عدسی زوم Zoom Lens مجهز هستند، که یک اصطلاح اپتیکی برای عدسی با فاصله کانونی متغیر است. با عدسی زوم می توان بلافاصله و به طور مدام، بدون تغییر عدسی، از زاویه باز به زاویه بسته، فاصله کانونی را تغییر داد. اصطلاح Zoom In یا زوم به جلو یعنی تغییر فاصله کانونی از زاویه باز به زاویه بسته، که در این صورت به نظر می رسد به طور پیوسته به موضوع "نزدیکتر" می شویم و زاویه دید ما در حال تنگ تر شدن است. برعکس، اصطلاح زوم به عقب Zoom Out یعنی تغییر فاصله کانونی از زاویه بسته به زاویه باز، در نتیجه همان طور که زاویه دید گسترش می یابد، از موضوع "دورتر" می شویم. با این وجود، عبارت "نزدیکتر" و "دورتر" در عدسی زوم گمراه کننده اند؛ زیرا دوربین عملاً به موضوعی که در حال ضبط تصویر آن است، نزدیک یا از آن دور نمی شود. پس حقیقت زوم فقط موضوع را بزرگ نمایی یا کوچک نمایی می کند. در واقع نقطه ی دیدی که موضوع را از آن موضع می بینیم، تغییر نمی کند.

یکی از ویژگیهای عدسی دوربین که بنیادی تر از فاصله کانونی است، وضوح Focus آن است. متصدیان دوربین می توانند بخش هایی از تصویر را به صورت گزینشی واضح کنند و بخش هایی دیگر را غیر واضح نمایند. به عبارت دیگر، آنها برای به دست آوردن یک جلوه ی خاص، بخشی ازتصویررا وضوح وبخش دیگر مثلا پسزمینه را غیروضوح استفاده می کنند.(این عمل به فلو فوکوس معروف است.)

عمق میدان، فاصله جلو تا پشت ناحیه ی وضوح است که در وضوح قراردارد(ناحیه وضوح، فاصله دوربین تا موضوعی است که وضوح روی آن قرار گرفته است) اگر یک عدسی در فاصله ی 10 فوت واضح شود، برخی اشیای نزدیکتر یا دورتر از دوربین نیز در وضوح قرار می گیرند. این دامنه (مثلاً، در این مورد 14-8 فوت) را عمق میدان می گویند. معمولاً این دامنه به طور تقریبی از یک سوم در جلو ناحیه ی وضوح تا دو سوم در پشت ناحیه وضوح واقع است.

عمق میدان کم-یعنی فقط یک سطح تصویری (پیش زمینه ، یا پس زمینه) کاملاً واضح است-با عنوان وضوح کم عمق Shallow focus معروف است. یعتی کارگردان سعی کرده است تا با ناواضح کردن پس زمینه، بر پیش زمینه تاکید ورزد.

وضوح ملایم Soft focus در نمای با وضوح ملایم، همه ی تصویر، و نه فقط یک سطح آن، تا حدودی ناواضح است. غالباً وضوح ملایم با صافی های خاص و نورپردازی ویژه- و حتی مالیدن کمی وازلین روی عدسی- پیوند می خورد تا تصویری ایجاد شود که به طور قراردادی بر جاذبه های رمانتیک، شکنندگی، شیرینی، جوانی (یا پنهان کردن چین و چروک صورت بازیگر) در یک شخصیت دلالت می کند. در نماهای وضوح عمقی Deep focus همه سطوح تصویر در وضوح قرار دارند.

آندره بازن Andre Bazin منتقد معروف سینما، از فن وضوح عمقی به عنوان پیشرفت عظیم در واقع گراییسینما یاد کرده است. او می گوید: " وضوح عمقی بیشتر شبیه دریافت انسان از واقعیت است. ما غالباً جهان را در وضوح عمقی می بینیم... وضوح عمقی با حفظ روابط بصری بین اشیا در محیط شان، تداوم فضایی را استمرار می بخشد".

واقع گرایی بازن را می توان در تلویزیون نیز (با احتیاط) به کاربرد.(گر چه نظریه های وی تاثیر اندکی بر زیبایی شناسی تلویزیون داشته است). اندازه کوچک صفحه تلویزیون از موانع اصلی تنظیم رویداددر وضوح عمقی است. در این شرایط بازیگران اشیای پس زمینه چنان کوچک می شوند که تاثیر شان بر مفهوم نما قابل چشم پوشی است.

قاب بندی دوربین

در سال های اولیه ظهور تلویزیون (دهه 1940)، متصدیان دوربین تمایل داشتند، دیدگاه دورتری از رویداد را که همه دکور و صحنه را نشان می داد، انتخاب کنند. این نوع قاب بندی زیبا شناختی (میراث تئاتری) استوار بود که می گفت:" بهترین مکان سالن تماشاخانه" در وسط یا حدود هفت یا هشت ردیف عقب تر از صحنه قرار دارد و ز آنجا بیننده می تواند همه رویداد را در یک نگاه ببیند. همچنین، اولین دوربین تلویزیونی، بزرگ وحجیم بودند که این خود، حرکت آنها را برای دستیابی به مواضع متنوع مشکل می ساخت. با این وجود، فناوری دوربین های تلویزیونی به سرعت بهبود یافت. کارگردانهای تلویزیونی تاثیر تنوع در قاب بندی را کشف کردند و از نمای نزدیک Close-up در برنامه خود استفاده نمودند.

از زمان "ابداع" نما نزدیک، کارگردانهای تلویزیونی، قواعد قاب بندی را تکمیل کرده اند. تقسیمات قاب بندی سنتی تلویزیون، با استاندارد قرار دادن بدن انسان ممکن شده است؛ زیرا بدن انسان رایج ترین موضوع برای قرار گرفتن در برابر دوربین است.(حروف اختصار قراردادی هر قاب بندی در داخل پرانتز آمده است).

1-    نمای خیلی دور (XLS) Extreme long shot. در این نما شکل انسانی خیلی کوچک و شاید به سختی قابل دیدن است. زاویه دید بسیار دور است، ثل نماهای هوایی یا نماهای چشم اندازهای دور.

2-    نمای دور ( لانگ شاتLS ) Long shot. همه قامت بازیگر، ونیز برخی از فضاهای اطراف قابل دیدن است.

3-    نمای متوسط دور (MLS)Medium long shot. تقریبا بیشتر قامت بازیگر در داخل نما دیده می شود، اما فضای اطراف کمتر از نمای دور، قابل دیدن است.

4-    نمای متوسط (MS مدیوم شات).بدن بازیگر از کمر به بالا یا بالای ران تا چهره دیده می شود

5-    نمای متوسط نزدیک (MCU مدیوم کلوزآپ). بازیگر از زیر قفسه سینه به بالا دیده می شود.

6-     نمای نزدیک ( CU کلوزآپ). بازیگر از زیر کتف تا بالای سر دیده می شود.

7-    نمای خیلی نزدیک(XCUاکستریم کلوزآپ). هر نمایی که از نمای نزدیک بسته تر باشد، نمای خیلی نزدیک خوانده می شود.

یک نمای دور که به معرفی و تثبیت شخصیت یا صحنه کمک می کند، با عنوان نمای معرف Establishing shot شناخته می شود. غالباً هر صحنه فیلم، با این نوع نما آغاز می شود.

نمای متوسط عموماً برای صحنه های گفتگو به کار می رود. قاب بندی دو شخصیت از حدود زانو با بالا که گفتگویی را آغاز می کنند، آنقدر مورد استفاده قرار گرفته که با عبارت نمای دو نفره Two-shot معروف شده است، (همین طور یک نمای سه نفره Three shot، سه شخصیت را قابد بندی می کند.) نمای متوسط با قراردادن شخصیت ها در یک قاب روابط بین آنها را تثبیت می سازد.

به عقیده برخی منتقدین، نمای نزدیک" پنجره ای رو به روح" بازیگران-شخصیت ها می گشاید؛ و دروازه ای به سوی درونی ترین عواطف باز می کند. اگر اغراق های رمانتیکی را کنار بگذاریم، کارکرد نمای نزدیک، هم تاکید بر جزئیات است و هم حذف رویدادهای حاشیه ای تا دریافت بیننده را متمرکز کند. بدین جهت این نما، بیشترین کنترل را بر نگاه بیننده دارد.

در عمل، زیبا شناسی قاب بندی تصاویر تلویزیونی از چند قاعده پیروی می کند. نمای نزدیک، قاب بندی حاکم بر برنامه های تلویزیونی چون سوپ اپراهاست؛ برنامه هایی که در آنها شرایط عاطفی پدیدار در حالات چهره بازیگران، مورد تاکید است. اتکای برنامه های سوپ اپرا بر نمای نزدیک، با تحویل سبک بازیگری آنها منطبق است.در این سبک، چهره انسان بر رفتارهای کلی تر فیزیک بدنی او ارجحیت می یابد.

ارتفاع و زاویه دوربین

در بیشتر نماهای تلویزیونی، ارتفاع دوربین با قد بازیگران مطابقت دارد. ارتفاع دوربین چنان با فهم ما از سبک دوربین در هم آمیخته که تراز چم با ارتفاع "عادی" دوربین مترادف است. به همین دلیل تنوع در ارتفاع دوربین از اهمیت خاصی برخوردار است و هر تغییری در آن بر چیزی درباره شخصیت ها دلالت می کند. دو تغییر اصلی در ارتفاع تراز چشم دوربین عبارتند از:

1-       زاویه پائین Low angle که در آن دوربین پایین تر از سطح جسمی قرار می گیرد که در حال فیلمبرداری است وبا زاویه ای رو به بالا تصویر می گیرد.

2-    زاویه بالا High angle که در آن دوربین بالاتر از سطح جسمی قرار می گیرد که در حال فیلمبرداری است و با زاویه ای رو به پایین تصویر می گیرد.

در کتابهای راهنمای تولید برنامه های تلویزیونی، به عنوان یک اصل بدیهی آمده است که تصویربرداری از زاویه پایین-که در آن ما بازیگر را از زاویه پایین می بینیم-شخصیت را قدرتمندتر و قویتر می سازد، در حالی که تصویربرداری از زاویه بالا-بازیگر را از بالا می بینیم اثر گذاری شخصیت را تضعیف می کند.

حرکت دوربین

در اولین فیلم های تاریخ سینما به خاطر کمبود تجهیزات حرکتی دوربین و از آنجا که متصدی وربین مجبور بود، حلقه فیلم را با دست بچرخاند، حرکت دوربین وجود نداشت یا کمتر بود. زمانی که بالاخره دوربینها به حرکت در آمدند، به دلیل اصول زیباشناختی کارگردانان آن زمان، این حرکت محدود بود. کمتر کاربردی برای حرکت دوربین، به جز تعقیب رویداد و چشم انداز های تمام نما وجود داشت. به تدریج فیلمسازان استفاده از حرکت دوربین را گسترش دادند، و با ورود رسانه تلویزیون به عرصه تولید، حرکت دوربین افزایش یافت و بیشتر به کار می رفت. اولین دوربین تلویزیونی، به خاطر جثه بزرگشان، مثل اولین دوربین های فیلمبرداری، کاملاً ایستا و ثابت بودند. از طرف دیگر، به خاطر کمبود فضا، حرکت دوربین در استودیو های تلویزیونی محدود بود. با این همه، طولی نکشید که تلویزیون کاربردهای ویژه خودش را از حرکات دوربین دگرگون ساخت.

چرخش افقی و عمودی دوربین: Panning & Tilting منشاء اصلی ترین حرکت دوربین از علاقه به چشم اندازهای وسیع و " تمام نمایی" در اولین فیلم های سینمایی می آید. چرخش افقی یا پن Pan عبارتست از: چرخش دوربین به چپ یا راست، بر یک محور ثابت. پایه های دوربین پایه های سه پایه ی دوربین- در چرخش افقی بدون حرکت است و فقط کلگی سه پایه حرکت می کند. همچنین در چرخش عمودی (تیلت Tilt)، دوربین به طور عمودی بر محور افقی خود می چرخد. در چرخش عمودی، ارتفاع دوربین تغییر نمی کند؛ این زاویه دید دوربین است که متغیر است.

سایر حرکات دوربین به حرکت کامل پایه دوربین وابسته است تا کلگی دوربین: حرکت گردونه ای Dollying / تعقیبی Tracking /

روانه ایTravling / حرکت جرثقیلی Craning / بالارونده؛ Pedestaling / حرکت دوربین روی دست Hand-held و بالاخرحرکت پایا دوربین Steadicam .

برای بیشتر بینندگان، حرکت روانه ای به جلو یا عقب در مقایسه با عمل زوم به جلو یا عقب، قابل تشخیص نیست. با این وجود، اختلاف های دیداری مهمی بین این دو فن وجود دارد. گرچه یک نگاه مسلط می تواند بین این دو فن تمایز قائل شود.

وقتی متصدیان دوربین، عمل زوم به جلو یا عقب را انجام می دهند. آنها فاصله کانونی عدسی دوربین را تغییر می دهند و موضوع را بزرگ نمایی یا کوچک نمایی می کنند. اما فاصله ای که از آن موضوع دیده می شود، یکسان باقی می ماند. از این رو دیدگاه دوربین نیز ثابت می ماند. از سوی دیگر، وقتی متصدیان دوربین حرکت روانه ای را به جلو یا عقب انجام می دهند، فاصله ای که از آن موضوع دیده می شود، تغییر می کند. و چون دیدگاه دوربین در نمای روانه ای تغییر می یابد، آن موضوع را از زاویه ای متفاوت می بینیم. بخش هایی از موضوع که قبلاً ناپیدا بود، اکنون آشکار می شود و بالعکس. از این جهت، گرچه عمل زوم و حرکت روانه ای (جلو یا عقب) از نظر کیفیت بزرگ یا کوچک کردن یک موضوع، مشترک هستند، اما در بازنمایی دیدگاه و عمق میدان متفاوتند. در نتیجه، کارکردهای متفاوتی در تلویزیون می یابند. به طور مثال، حرکت دوربین-و نه عمل زوم- به طور قراردادی وقتی مورد استفاده قرار می گیرد که قرار است، بیننده از چشم شخصیت ها هنگام حرکت در فضا به صحنه نگاه کند؛ مثلاً، وقتی یک قاتل به قربانی اش نزدیک می شود. نمای زوم چنین کارکردی ندارند؛ زیرا آنها حرکات انسانی را آن طور که حرکت روانه ای متقاعد کننده جلوه می کند، تقلید نمی کنند.

حرکت جرثقیلی و بالا رونده. جرثقیل یا بازوی دوربین شبیه یک جرثقیل در عملیات ساختمان سازی است، با این تقاوت که در انتهای بازوی آن یک دوربین نصب شده است. بالارونده ی دوربین، ستون عمودی پایه دوربین است. جرثقیل ها و بالا رونده ها نوعی فناوری هستند که حرکت بالا و پایین دوربین را میسر می سازند. و نام گذاری این حرکات به حرکت جرثقیلی و بالا رونده به خاطر این فناوری است. از این رو، در یک نمای جرثقیلی، دوربین نه طرف بالا و پایین حرکت می کند. در ضمن، از آنجا که جرثقیل روی یک وسیله ی چرخدار سوار شده است، می تواند مثل یک روانه به همه جهت حرکت کند.

نمای جرثقیلی کارکردهای متنوعی دارند. رایج ترین آنها، حرکت جرثقیلی به طرف پایین است که از آن می توان برای معرفی یک مکان با نمای زاویه باز از ارتفاع شروع کرده و سپس با حرکت جرثقیلی به طرف پایین، به طرف یک عنصر از آن مکان برای تاکید بر آن حرکت نمود. حرکت جرثقیلی به طرف بالا غالباً برای پایان دادن به یک فصل از برنامه یا کل برنامه استفاده می شود. حرکت جرثقیلی به طرف بالا و در حال دور شدن از شخصیت ها در پایان یک برنامه، زمانی که قرار است از ماجرای پیرامون شخصیت فاصله بگیریم، ما را از صحنه دور می سازد.

تفاوت های ویدیو و فیلم video - film

چنانچه مشاهده کردیم، ویدئو و فیلم از فنون مشابه فراوانی بهره می برند؛ فناوری فنوگرافیک(نورنگاری) که در عکاسی پدید آمد (فاصله کانونی، عمق میدان و غیره) و فرضیات زیبا شناختی پیرامون قاب بندی، ارتفاع و حرکت دوربین. امروزه در نتیجه ی همگرایی دیجیتالی پدید آمده. دو رسانه به یکدیگر نزدیک تر شده است. در آینده نزدیک، همگرایی به تکامل می رسدو تفاوت های بین فیلم و ویدئو از بین خواهد رفت.

نسبت ابعاد

بعد از جنگ جهانی دوم، قاب تلویزیونی در ابعاد نسبتی 4 واحد در پهنا و 3 واحد در ارتفاع تثبیت شد یعنی همان ابعادی که فیلم های سینمایی آن زمان داشتند. بنا بر این نسبت پهنا به ارتفاع 4 به 3 خواهد بود، که آن را می توان به صورت نسبت 33/1 به 1 ساده کرد. در واژگان فنی، این را نسبت ابعاد Aspect ratio تلویزیونی می گویند. استاندارد تلویزیون پر وضوح HDTV(High Definition TV) که اخیراً ابداع شده، به تصویر عریضتری نیازمند است، پهنای استاندارد آن 78/1 به 1 است، که معمولا به صورت 16 به 9 استفاده می شود. نسبت ابعاد فیلم سینمایی پهنای بیشتری دارد و در نتیجه وقتی فیلم سینمایی در تلویزیون به نمایش در می آید، قاب تلویزیون بخشهایی از تصویر سینمایی را حذف می کند.

در دهه ی بعد از جنگ جهانی دوم تهیه کنندگان فیلم به این نتیجه رسیدند که فیلم های سینمایی باید به گونه ای باشد که نتوان آن را در تلویزیون دید. چگونه می توانستند خود را از گیرنده های تلویزیونی دور کنند؟ بنابراین، در دهه ی 1950، استودیوهای فیلمسازی به چند نوآوری فنی روی آوردند: رنگ، تصویر سه بعدی، صدای استودیو و پرده های عریض. طرفداران فن پرده عریض معتقد بودند که این شیوه به تماشاگر، تصویری بزرگتر، با شکوه تر و جذابتر ارائه می کند. این قطع نمایشی جدید و عریض از نسبت های ابعاد 35/2 به یک و 55/2 به یک برخوردار بود که تقریباً دو برابر از نسبت استاندارد 33/1 به یک عریض تر بود. ابتدا، قطع پرده ی عریض برای فیلم های سفرنامه ای مثل این سینه راماست ، This Is Cinerama (1952) و تولیدات پرزرق و برقی مثل خرقه The Robe (1953) به کار گرفته شد. اما در دهه ی 1960 فیلم های پرده ی عریض کاملاً فراگیر بود.

فرایند رایج پرده عریض که به یک عدسی آنامورفیک Anamorphic مبتنی بود، با عنوان تجاری خود شناخته می شود؛ سینماسکوپ Cinemascope و پاناویژنPanavision. در خلال فیلمبرداری، فرایند آنامورفیک از عدسی خاصی استفاده می کند که تصویر را فشرده می سازد. اگر به یک قاب فیلم سینماسکوپ نگاه کنیم، همه ی موضوعات داخل آن لاغر و کشیده به نظز می رسند. وقتی این قاب فیلم به نمایش در می آید، فرایندی معکوس به کار گرفته می شود؛ فیلم از طریق یک عدسی آنامورفیک به نمایش در می آید که تصویر را از حالت فشرده خارج و دیدگاهی عریض و وسیع ارائه می کند. بنابراین قاب سینماسکوپ به نسبت ابعاد گسترده ای دست می یابد-یعنی نسبت 35/2 به یک-همچنین بیشتر مواقع فرایند پرده ی عریض از طریق نقاب گذاری Masking حاصل می شود و به عدسی خاص هنگام فیلمبرداری یا نمایش نیاز ندارد. پرده عریض حاصل از نقاب گذاری است، در خلال نمایش فیلم و نه در هنگام فیلمبرداری واقعی بدست می آید. در این فرایند یک قاب 33/1 به 1 به کار می رود اما یک نوار افقی در بالا و پایین قاب به عنوان نقاب استفاده می شود (سیاه می شود). بزرگترین چالش پرده عریض در نسبت ابعاد تلویزیونی، پهنای 35/2 قاب آنامورفیک است. به عبارت دیگر، تلویزیون مجبور شده روش هایی را برای تطبیق صفحه ی کم عرض خود با تصویر خیلی عریض فیلم آنامورفیک ابداع کند.

کیفیت تصویر: وضوح

هر چه جزئیات یک تصویر واضح تر دیده یا تفکیک شود، وضوح آن تصویر بیشتر است. فیلم، ویدئوی استاندارد، و ویدئوی پروضوح از سطوح وضوح آن متفاوتی برخوردارند. برای درک اختلاف بین این رسانه ها، باید برخی از مبانی فنی فیلم و ویدئو را مورد بررسی و ملاحظه قراردهیم.

در اصل، وضوح در فیام به وسیله ی اندازه ی ریزدانه Grain فیلم خام (Film stock) مصرفی تعیین می شود. فیلمدانه ها بلورهای نقره ای هستند که در محلول شیمیایی، یا امولسیون Emulsion اندود شده روی ساولوئید یا فیلمپایه ی Base یک تکه فیلم شناورند.در فیلم های خام ریزدانهFine-grain ، این ریزدانه ها کوچکترند و کمتر قابل شناسایی هستند و در آنها وضوح بیشتری است.

فیلم ارزان قیمت سوپر هشت برای سه دهه، قطع انتخابی برای استفاده های خانگی بود، تا زمانی که دهه ی 1980 دوربین های ارزان قیمت ویدئو عملاً بازار سوپر هشت را دگرگون کرد. اما فیلم 16 میلیمتری برای کارهای مستند و فیلم های کم هزینه مورد مصرف دارد و فیلم 35 میلی متری برای صنعت فیلمسازی، فیلم های تلویزیونی، برنامه های ساعات پر بیننده، پیام های بازرگانی و نماهنگها حاکم است. هنوز از قطع های سوپر هشت و 16 میلی متری-با توجه به درشت دانگی آنها- در برنامه های 35 میلی متری استفاده می شود تا جلوه های خاصی پدید آید.

تصاویر درشت دانه-به ویژه تصاویر سیاه و سفید- علاوه بر این که در برنامه های داستانی یادآور"مستندگونه" بودن آنهاست، در بسیاری از نماهنگ ها و پیام های بازرگانی نیز کاربرد دارد.

وضوح یا قدرت تفکیک در ویدئو، حاصل دانه دانه ای بودن نیست؛ چرا که تصاویر ویدئویی از بلورهای شیمیایی یا دانه دانه های امولسیون ترکیب نمی شوند. علاوه بر این گرچه کیفیت تصویر ویدئو تا حدودی با کیفیت نوار آن تعریف می شود. آن طور که فیلم خام در سینما عمل می کند اما به طور خاص این ارتباط وجود ندارد. دلیل این امر، آن است که تصویر ویدئو بر خلاف تصویر سینما می تواند بدون هر شکل از ضبط شدن نیز وجود داشته باشد. در واقع، تصاویر ویدئویی قبل از اینکه نوار ویدئو برای ضبط آنها اختراع شود، وجود داشته اند. برعکس، وجود تصاویر سینما به فرایند مکانیکی-شیمیایی بستگی دارد که مولود تکه فیلمی است که در درون دستگاه نمایش فیلم قرار می گیرد.تصویر سینما نمی تواند بدون نوار فیلم (به عنوان رسانه ی ثبت کننده) وجود داشته باشد. در حالی که همه آنچه که تلویزیون برای خلق تصویر نیاز داردیک دوربین و یک گیرنده است: دوربین برای تولید تصویر و گیرنده برای دریافت و به نمایش درآوردن آن. یک تصویر می تواند به طور همزمان روی صفحه ی تلویزیون ظاهر شود، حتی اگر هرگز بر نوار ویدئو (یا هر رسانه ضبط کننده دیگر) ذخیره نشده باشد.

در اصل، تصویر ویدئو از نقطه های فسفر سانس ساخته می شودکه در خطوط افقی روی صفحه تلویزیون قرار می گیرند. به طور دقیق تر، این " نقطه ها" در حقیقت سه نقطه ی چهار گوش رنگی ریز (یک قرمز، یک سبز و یک آبی) هستند که طوری به هم چسبیده اند که یک عنصر تصویری، یا پیکسل Pixel را تشکیل می دهند. یک تفنگ الکترونی (در بیشتر تلویزیون ها سه تفنگ الکترونی) در پشت لامپ تصویر یا پشت لامپ اشعه کاتود، یک باریکه الکترونی را به سمت این پیکسل ها شلیک می کند.و خط بخه خط در طول خطوط افقی تصویر تلویزیونی آن را جارو می کند. تعداد خطوط جارو شده، در کشورهای که از نظام های متنوع پخش استفاده می کنند، متفاوت است.

ده ها سال قبل، استاندارد تلویزیون آمریکا توسط کمیته سیستم تلویزیون ملی آمریکا در 525 خط تنظیم شد. در نظام اروپایی، تصویر 100 خط بیشتر از آمریکای شمالی دارد (یعنی 625) و HDTV تعداد خطوط NTSC را بسته به نوع نظام تلویزیون پر وضوح به چند صد خط رسانده است.

با این وجود، برتری طولانی مدت فیلم 35 میلی متری با تحولات جدید در ویدئو رو به پایان است. با افزایش تعداد خطوط جارو شده در تصویر ویدئو و کاهش اندازه و شکل پیکسل ها، می توان تصویر ویدئو را شفاف تر و واضح تر دید. این هدف اصلی تلویزیون پر وضوح (HDTV) است.

تلویزیون پر وضوح چقدر به فیلم 35 میلی متری نزدیک شده است؟ اولاً، استانداردی که ATSC برای تلویزون پر وضوح تعین کرده، تقریباً دو برابر خطوط و پیکسل های نظام قدیمی NTSC است یعنی حدود 1125 خط که 1080 خط آن فعال است ثانیاً، این استاندارد جدید، شکل پیکسل ها را نیز تغییر داده است. تلویزیون پروضوح با تغییر شکل پیکسل مستطیلی NTSC به دایره ای، توانسته تعداد پیکسل های بیشتری (1920 پیکسل دایره ای به جای 704 پیکسل مستطیلی) را روی یک خط جاسازی کند. اگر تعداد 1920 پیکسل تلویزیون پروضوح را در 1080 خط ضرب کنیم، تعداد پیکسل های یک تصویر پر وضوح (یعنی 2073600 پیکسل) به دست می آید که چند برابر تعداد 349920 پیکسل نظام NTSC است. در نتیجه، وضوح تصویر HDTV به مراتب بهتر از تلویزیون قراردادی است، اما هنوز با مرزهای فیلم فاصله دارد. یادآور می شوم که نظام HDTV نسبت ابعاد صفحه را از پهنای 33/1 NTSC به 78/1 تغییر داد که تقریباً مشابه استاندارد فیلم سینمایی پرده عریض نقاب گذاری شده (85/1) است. تصویر HDTV نه فقط شفاف تر و پر جزئیات تر از تصویر NTSC است بلکه پهن تر هم هست و می توان در چپ و راست تصویر نیز چیزهایی را دید.

با تکامل ضبط و پخش دیجیتال ویدئو، تفاوت های بصری بین فیلم و ویدئو از میان خواهد رفت و فیلم های سینمایی نیز به صورت دیجیتالی ضبط خواهد شد.

ما در میانه راه گذار به قالب های دیجیتال هستیم. قطع های قدیمی تر ویدئو مثل نوار های 8 میلی متری، 2/1 اینچی، 4/3 اینچی، 1 اینچی و 2 اینچی جای خود را به ضبط دیجیتال روی نوار هایی با قطع 2/1اینچی می دهند. محبوبیت روزافزون ویدئو و دیجیتال (DV) در شمار رو به افزایش فیلم های سینمایی (مثل جنگ ستاره ها: بخش 2)، برنامه های تلویزیونی (به ویژه اخبار و نمایشهای مستند) و فیلم های خانگی(که با استفاده از کم کوردرها Camcorder روی قالب دیجیتال ضبط می شود)، آشکار می گردد. تصویربرداران خانگی، احتمالاً بیشتر با نوارهای وی اچ اس 2/1 اینچ و ویدئو کاستهای 8 میلی متری آشنا هستند. اما این قالب ها در تلویزیون حرفه ای و برای پخش تلویزیونی کاربرد محدودی دارند. ضبط روی نوار وی اچ اس 2/1 و ویدئو کاست 8 میلی متری مثل فیلم سوپر 8- گاهی در برنامه های روایتی به کار می رود تا یاد آور سبک تصویربرداری خانگی باشد. همچنین گاهی در برنامه های داستانی، قالب های ویدئوی برنامه های خبری تلویزیونی، به طور موازی با فیلم 16 میلی متری به کار می رود تا بر "سبک خبری" داستان دلالت کند.

قالب های ویدئویی خانگی گهگاه در اخبار تلویزیون نیز ظاهر می شوند و آن وقتی است که نوار های ویدئوی"آماتور"به طور تصادفی از حوادث خبری (مثل گردبادها، زلزله ها، خشونت پلیس علیه سیاهان) یا نوار های ویدئوی مخفی از ناهنجاریهای اجتماعی تصویربرداری شده و در تلویزیون به نمایش در می آیند.

کیفیت تصویر: رنگ و سیاه و سفید

چند ویژگی اساسی رنگی وجود دارد که هم در فیلم و هم در ویدئو به طور یکسانی توصیف می شود: مایه رنگHue، اشباع رنگ Saturation و روشنی Brightness. مایه رنگ، رنگ خاصی را ازطیف مرئی نور سفید به خود اختصاص می دهد. اشباع رنگ که به فام Chroma یا فام نمایی Chrominance در رنگ ویدئو معروف است میزان غلظت رنگ است. روشنی یا روشنایی در ویدئو نشانگر میزان روشنی و تیرگی یک رنگ است.

در دهه 1980، یعنی مدتها پس از تبدیل تلویزیون به یک رسانه رنگی، ویدئو و فیلم سیاه و سفید دوباره به عرصه اجتماع معرفی شدند. اگر چه تصاویر سیاه و سفید در برنامه های روایتی رواج ندارند، اما از آنها برای نشان دادن رویاها یا حوادثی استفاده می شود که در گذشته اتفاق افتاده اند.سیاه و سفید در تلویزیون غیر روایتی نیز کاربرد دارد، مثل نماهنگ ها و پیام های بازرگانی.

اگر بخواهیم یک کاربرد نسبتاً معمول سیاه و سفید را مطرح کنیم، می توانیم به برخی از پیام های بازرگانی اشاره کنیم که در آنها همه چیز به جز محصول مورد تبلیغ، سیاه و سفید بوده است. اما نماهنگ هایی نیز وجود داشته که در آن ها ویژگی فقدان رنگ، حالتی از زودگذری و اغفال کنندگی را به نمایش می گذاشته است. در هر حال، فیلم یا ویدئو سیاه و سفید هنوز شیوه ای است که متصدی دوربین می تواند آن را برای تاثیر گذاری بر بیننده به کار گیرد.

جلوه خاص

جلوه های خاص، در واقع جزئی از یک سبک دوربین نیستند. جلوه های خاص اندکی را می توان فقط با دوربین ایجاد کرد . بلکه، بیشتر جلوه های خاص رایانه ای ساخته می شوند.

از میان این جلوه ها که در تلویزیون متحول شد مقوله برش Keying بود که یک فرایند الکترونیکی است، نه یک فرایند دیجیتال. یعنی به کامپیوتر نیازی ندارد. این فرایند که به برش فام Chroma Key معروف است نوعی خاص از برش است که در آن یک رنگ خاص (معمولاً آبی یا سبز) از یک تصویر حذف و تصویر جدیدی در آن محل (بجای رنگ) میان گذاری می شود.به طور مثال مجریان هواشناسی در مقابل یک پرده آبی می ایستند که بجای آن نقشه ی هواشناسی یا تصاویر ماهواره ای قرار می گیرد.

 

 

جوملا فارسی