مرکز آموزش های فرهنگی هنری دارالفنون

Smaller Default Larger

پژوهشگاه هنرهای دراماتیک

 

                                      

mohebi

 

  

 

 

 نگاهي به نمايش حكايت فين به روايت جن جين

جن جاجي

برخورد دنياي درام با موضوعاتي مانند جن،ديو،پري و ديگر موجودات افسانه اي،برخوردي متضاد بوده است.گاه سلبي و گاه سرخوشانه.البته در اين ميان موضوع جن با بقيه فرق دارد و علت آن هم ريشه هاي قرآني اش است.در كتاب آسماني مسلمانان اين موجود شگفت انگيز به جن مسلمان و كافر تقسيم بندي و براي هر كدام از آنها در كتاب هاي تفسير،مشخصات و ويژگي هاي منحصر بفردي ذكر شده است.شگفت آور اينكه حساسيت هاي جامعه در اين خصوص موجب پديد آمدن دو ديدگاه كاملا"متفاوت شده است.اولي با  نگاهي  سرخوشانه و دومي جدي و تا حدودي عبوس به ماجرا نگاه مي كنند.يعني اينكه در خصوص موضوع واحدي،هم نمايش كمدي نوشته و به صحنه رفته است و هم نمايش جدي.طنز پردازان وجه فرح بخش ماجرا و جدي نويسان به وجوه عبادي و ديني آن توجه نشان داده اند.هر چند در دنياي درام كمتر از رسانه هايي مانند تلويزيون و سينما به اين موضوع پرداخته شده،اما همين اتفاق هاي اندك هم حركتي رو به جلو براي آشتي تماشاگران با تئاتر محسوب مي شود.

حكايت فين به روايت جن جين نمايشي است كه دست بر روي يكي از موضوعات حساس گذاشته و بر لبه تيغ حركت مي كند.حركتي كه اگر درست و با تفكر انجام نشود،مي تواند لطمات جبران ناپذيري به نمايش و البته مجريان آن بزند.جن و برداشتي طنز آميز از آن در روي صحنه نمايش،آزموني است كه هر كسي نمي تواند از آن پيروز مندانه بيرون آيد.توانايي مي خواهد و آگاهي.اگر نخستين گام در ارزيابي هر اثر نمايشي كه بكر بودن سوژه انتخابي توسط مجريان امر است را در خصوص اين نمايش اعمال كنيم،بايد اذعان داشت نخستين قدم به خوبي برداشته شده است.نمايش براي جذاب كردن موضوع و ايجاد كنجكاوي كه از شروط مهم هر نمايش صحنه اي است،زاويه ديد خود را هم تغيير مي دهد.به اين معني كه داستاني تراژدي را با كمدي ترين شكل به روي صحنه اجرا مي كند.زندگي امير كبير تاكنون دست مايه آثار بسياري از نمايشنامه ها شده كه تعدادي از آنها اجرايي ماندگار را رقم زده اند.اما تا كنون كمتر اثري به روي صحنه رفته كه با ديدگاهي كمدي به زندگي دردناك اين شخصيت بزرگ تاريخي پرداخته باشد.شايد وجود رگه هاي دردناك غير اخلاقي دربارياني كه نام و يادشان تنها يادآور پليدي هاي اخلاقي است و موجب نابودي مردي شده اند كه در تاريخ به خوبي و نيكي زيسته است،موجب چنين برداشتي شده است.جنگ خوبي و بدي.زشتي و پليدي.انتخاب فضاي حمام كه قتل امير در آن اتفاق افتاد،از ديگر امتيازات نمايش است.در باور عوام حمام محل تجمع و زندگي اجنه است.آنها در حمام بخصوص زماني كه خالي است،زندگي مي كنند و با هم مراوده دارند.صداهاي عجيب و غريبي كه از آنجا به گوش مي رسد،دعوا و آشتي كردن آنها با همديگر است.نمايش با روايت داستان امير با لحني كمدي و انتخاب راوي از موجودي به نام جن،سعي در ايجاد فضايي جذاب و ديدني دارد كه در اين بخش هم موفق عمل مي كند.

از همان ابتدا و با ديدن عنوان نمايش كه بيشتر شبيه نامگذاري نمايشنامه نويساني مانند بهمن فرسي و عباس نعلبنديان در سال هاي دور است،فضايي وهم انگيز و غير منتظره براي تماشاگران  تدارك ديده مي شود.محل وقوع داستان حمام فين و موضوع زندگي امير كبير است.داستان هم قرار است از زبان يك جن به نام جن جين نقل شود.همه چيز براي اجراي يك نمايش كمدي و تا حدودي وهم آور آماده است.در ابتداي نمايش  دو تن از عوامل طرب در به قول سينمايي ها لوكيشن موزه اي حمام فين و در زمان حال،تكه هاي كلفت بار هم مي كنند.بحث در باره  بردن آدمك هاي ناصر الدين شاه، مهد عليا و البته امير و پس آوردنشان بدون لباس توسط همين عمله گان طرب است.داستاني فرعي كه كنجكاوي تماشاگر را بر مي انگيزد.آن دو با حرف هايشان همديگر را گوشت دم توپ مي كنند كه آخر هم نمي توان فهميد علتش به واقع چيست؟اين حجم از ضرب المثل و كنايه و ايهام آن هم در آغاز يك نمايش هر چند باعث جذابيت مي شود،اما به واسطه اينكه كاشته اي نيست كه در آينده مورد بهره برداري نمايشي قرار گيرد،لطافت و وجاهت خود را از دست مي دهد.نمايش براي بالا بردن درصد طنز،مرد جوان گنگي را با اداهاي خاص وارد مي كند تا فضا  به سمت كمدي پيش برود. طنز هم كه قرار است چاشني اصلي نمايش شود،به وفور وجود دارد.همان طور كه گفته شد،داستان نمايش از زبان يك جن و اعضاي خانواده ش،روايت مي شود. جن جين كه در اصل راوي اصلي نمايش است بعد از ترساندن آدم هاي نمايش،موضوع نمايش كه زندگي امير كبير و داستان جفايي است كه نوع بشر به وي كرده است را مورد كنكاش قرار مي دهد.اما دو مسئله در اين بخش به نمايش در طول اجرا  لطمه مي زند:اول شروع دير هنگام واقعه اصلي نمايش  و دوم گم شدن خط روايي داستان در پيچ و خم هاي طنزپردازانه و طنازانه نمايش.نمايش مقدمه اي طولاني دارد كه هر چند سعي شده با طنز و لفاظي هاي زباني به بدنه اصلي اثر بچسبد،اما وصله اي ناچسب  و كمتر كاربردي به نظر مي رسد.از سوي ديگر،نمايش كمتر به وظيفه نمايشي خود عمل مي كند(شخصيت پردازي،داستان گويي،فضاسازي و...)و بيشتر درگير طنز پردازي شده وتماشاگر را بين ديدن نمايشي كمدي و يا داشتن زاويه متفاوت براي تماشاي زندگي امير كبير،سردر گم نگه مي دارد.

نمايش از جن استفاده ديگري هم مي كند و آن بازي ذهني معادل سازي واژه هاست.جن جين و بقيه جن ها سيستم فكري تماشاگر را به هم مي ريزند تا از اين منظر هم بر جذابيت نمايش بيفزايد و هم فضايي كنجكاو برانگيز و وهم آور متناسب حال و هواي نمايش ايجاد كنند.به عنوان مثال سن آنها چندين برابر سن يك انسان معمولي است به طوري كه شامل چند صد سال مي شود و با اين وجود هنوز در دوره جواني به سر مي برند.ابعادي كه فراتر از دنياي انساني است.سوزن و ترس جن ها از آن و داستان هايي كه از اسارت شان بوسيله سوزن هايي كه آدم ها در اقصي نقاط جهان به تن اشان فرو كرده اند،با سيخ و سوزن و اسباب مصرف مواد مخدر مقايسه و به طنزي دلنشين بدل مي شود.نمايش همچنين مي كوشد بخشي از اطلاعات خود را در فرامتن عنوان كند تا از اين راه تماشاگر را راضي نگه دارد.براي همين بر رفتار جن ها و ادا و اطفارشان تاكيد مي كند.آنها موجوداتي هستند كه به هر شكل و شمايلي در مي آيند.با آگاهي از اين موضوع است كه مهد عليا مادر ناصرالدين شاه آنها را اجير مي كند تا در مقابل شاه نمايشي اجرا كنند مانند همان كه هملت در برابر عمويش اجرا كرد.البته اين بار با نيتي شوم و شرم آور.با اين عمل آنها پاپوشي دوخته مي شود تا  امير  محكوم و در نهايت دستور قتل وي توسط شاه امضاء شود.

نمايش همچنين موفق مي شود از دام فرم گرايي كه اين روزها به جان تئاتر كشور افتاده و متاسفانه عده اي از هنرمندان تئاتر هم از آن استقبال مي كنند،جان سالم به در ببرد.اين موضوع چندي است آسيب هاي جدي به تئاتر وارد كرده كه در اجراهاي صحنه اي به وضوع قابل مشاهده  است.با انتخاب رويكرد اجتماعي و با چاشني تاريخ و مسائل تاريخي،نمايش با زيركي حرف خود را مي زند و بار خود را به مقصد مي رساند.در زمانه اي كه شرايط تئاتر به گونه اي است كه افراد از طرح و تحليل مسائل اجتماعي و البته جذاب براي تماشاگران منع شده اند،نمايش موفق مي شود به سلامت از اين گردنه هم عبور كند و با تركيب چاشني طنز با داستاني كه ريشه هاي تاريخي دارد و تصور خنده از آن در درجه آخر به ذهن خطور مي كند،فضايي ايجاد كند كه در آن بشود اندكي از ابعاد فاجعه را درك كرد.اما  نكته مهمي كه در انتها بايد اشاره كرد طولاني بودن قسمت هايي از نمايش است كه هر چند با تكه هاي كمدي همراه شده،اما به شدت اضافي و در برخي موارد غير لازم به نظر مي رسد.بخصوص در بخش هاي جن بازي يا به تعبير خود نمايش جن جاجي.

مسئله بعدي حكومت فرم بر ساير عناصر نمايش در اجراهاي صحنه اي است.با نگاهي دقيق تر به آثار اجرا شده مي توان به اين تصور كلي رسيد كه اجراكنندگان نمايش به فرم بيش از هر عنصر ديگري در نمايش اهميت مي دهند و در اين راستا تا جايي پيش مي روند كه هماهنگي ظرف و مظرف را به دست فراموشي مي سپارند.چنين انديشه اي از آنجا ناشي مي شود كه نويسنده و يا كارگردان به محض اينكه ايده يا طرح بكري به نظرش مي رسد،با ذوق زدگي از آن استقبال مي كند و بدون توجه به اينكه چنين فرمي مناسب است و يا بايد پخته شود و از خامي  بيرون آيد،به همت گروهي حرفه اي و آماتور نمايشي را به روي صحنه مي برند كه نتيجه اش اجرايي ناموفق است كه نه تنها تماشاگري را به سالن نمي آورد بلكه تاثيري هم در دنياي نمايش ندارد.جالب اينجاست كه همين اثر كه به تجربيات شخصي سازندگانش وابسته است و كمتر توسط بينندگان درك مي شود،ادعاي حمايت هم دارند

                                                                                                                                                                                                                                                  


 

نگاهی کوتاه به آغاز سینما و تلویزیون

اولین دوربین فیلم برداری با فیلم 35 میلی متری دارای پرفراژ (سوراخ های کنار نوار فیلم) در سال 1889 میلادی در آمریکا توسط توماس ادیسون ساخته شد و آن را (king to grap ) نامید..(نوار فیلم توسط جرج ایستمن آمریکایی به نام فیلم کداک (kodak) در همان زمان ابداع شد.اولین فیلمبرداری و نمایش فیلم به وسیله ادیسون و ویلیام دیکسون انجام شد و بعد ها ادوین اس پورتر به جمع آن ها پیوست (پورتر اولین تدوینگر می باشد ) .نمایش فیلم های ادیسون بصورت تک نفره بود که بیننده از یک دریچه فیلم داخل دستگاه را تماشا می کرد(وی دستگاه نمایش را کینه توسکوپ(king to scop ) نامگذاری کرد.استودیوی ادیسون فیلم های صامت و کوتاه چند ثانیه ای و چند دقیقه ای بسیاری را تولید کرد.در آن زمان ها فیلم های نیمه بلند ( بیش از ده دقیقه ) و فیلم های بلند ( بیش از یک ساعت )از 1910 به بعد ساخته شدند.

در دستگاه های فیلمبرداری اولیه تا سال 1920 از یک دسته برای حرکت چرخ دنده دوربین و ایجاد حرکت نوار فیلم استفاده می شد.دنده های چرخ دنده در سوراخ های حاشیه فیلم قرار می گرفت و با چرخش آن نوار فیلم به حرکت در می آمد.

در سال 1895 برادران lumier (لومی ار-لومیر)که از عکاسان مشهور فرانسه بودند دوربین فیلمبرداری ادیسون را خریداری کردند و برای نمایش فیلم تغییراتی را در آن ایجاد کردند تا تبدیل به پروژکتور فیلم روی پرده سفید شد.با اینکار اولین نمایش عمومی فیلم یا سینما آغاز شد (مبدا آغاز سینما) .برادران لومیر دوربین فیلمبرداری خود را به نام سینما توگراف (cinema to graph ) ثبت کردند.مونتاژ های اولیه فیلم کاملا دستی بود.با قیچی برش فیلم و حذف اضافات انجام می شد و بوسیله چسب اسکاچ (نوار چسب شفاف) دو قطعه نوار فیلم بهم چسبیده می شد. بعدا به وسیله ای به نام اسپلایسر (splicer) ساخته شد که هم عمل برش و هم عمل چسباندن را انجام می داد و بعدا در سال 1924 اولین دستگاه مونتاژ (ادیت-تدوین) فیلم در آمریکا به نام موویلا (moviola) ساخته شد.این دستگاه تدوین بصورت عمودی بود و در سال 1929 امکان صدا به آن اضافه شد.در سال 1931 در آلمان دستگاه مونتاژ فیلم بصورت افقی توسط اشتین بک (steen beck )ساخته شد.در ایران این دستگاه های افقی مونتاژ فیلم استفاده می شود که به غلط به آن موویلا می گویند.

 

 در سال 1936 با پیدایش دوربین تلویزیونی (دوربین ویدیو) و دستگاه گیرنده آن (دستگاه تلوزیون) توسط جان لاجی برد پخش مستقیم برنامه های تلویزیون در انگلستان آغاز شد.بعدا در سال 1956 میلادی دستگاه ضبط برنامه های tv (تلوزیون) روی نوار مغناطیسی با عرض 2 اینچ (حدود 5 سانتی متر) ( دستگاه  VTR - video tape recorder ) به نام امپکس (ampex )ماخوذ شده از نام سازنده آن (الکساندر ام پونیاتوف ) در آمریکا ساخته و به بازار عرضه شد.

دستگاه های امپکس از سال 1960 مجهز به سیستم ادیت شدند و با اجرای فرمان های آن مونتاژ به صورت اتومات روی نوار ویدیو 2 اینج انجام می شد.بعدا به خاطر سهولت کار مونتاژ فرمان های ادیت بصورت دستگاه جداگانه به نام دستگاه ادیت کنترل (editing control ) از امپکس به بازار عرضه شد.قبل از مونتاژ اتوماتیک روی نوار ویدیو (video tape )عمل مونتاژ بصورت دستی بوسیله دستگاه کوچکی که دارای لنز میکروسکوپی بود انجام می شد نوار ویدیو 2 اینچ را داخل دستگاه می کردند و از طریق لنز میکروسکوپی محل مسیر ضبط شده تصویر را پیدا می کردند. و برش نوار و یا چسباندن لبه دو قطعه نوار را انجام می دادند.برای چسباندن از چسب مایع محکمی استفاده می شد.

دستگاه های امپکس با نوار دو اینچی که داخل حلقه ای پیچیده بودند مدت بیست سال تنها و یکه تاز دستگاه های ضبط و مونتاژ ویدیویی بودند.بعد از آن امپکس نوار 1 اینچی ریل (reel ) را عرضه کرد و بعد از آن دستگاه های کاست ویدیویی ( با نوار سه چهارم اینچ) به نام یوماتیک u-matic را به بازار عرضه کرد.بعد از آن شرکت سونی ژاپن و شرکت های دیگر جای آن را گرفتند.

 

برای دریافت اطلاعات ، جزوات ، مطالب آموزشی ، پایان نامه های کلیلک فرمائید ...



   

در رهگذر سینمای مستند

 

 

در سال 1895 میلادی برادران "لومیر"در پاریس سینما تو­گراف را اختراع و طی 5سال ،750فیلم یک تا چند دقیقه ای مستند تولید کردند. سپس با ورود مخترعان و فیلم سازان دیگر کشورها ، تولید فیلم مستند از انحصار لومیر ها در آمد و فراگیر شد . مستند سازان تا سال 1929میلادی با سفرهای خود به سرزمین های دور(هند،سیلان،قطب و....)آثاری تهیه کردند که به جز معدودی ،اغلب برگردانی محض از موضوع های واقعی بود . اما در سال 1929،سینما دوستی به نام "جان گریر سون" فیلم مستندی تحت عنوان : "ماهیگیران" به سفارش "هئیت بازار یالی امپراطوری " انگلیس تهیه کرد که موضوع آن درباره زندگی روز مره ماهیگیران ساردین بود که تماشاگران را در حیرت فرو برد.

این شگفتی و حیرت به آن علت بود که فیلم مذکور به دور از هر گونه لفاظی ، چهره ای از صیادان به نمایش گذاشت که آنها را از سطح کار­گرانی گمنام و بی نام و شهره ،به قهرمانانی بزرگ تبدیل کرد. و این، در حالی بود که نیازتبلیغاتی هئیت بازاریابی را نیز برآورده می نمود. در دهه های بعد ،نظریه پردازان سینمای مستند ، از اندیشه گریرسون و هم عصرانش نظیر "پل روتا" "بازیل رایت "و...وام گرفته و به تعریفی از سینمای مستند دست یافتندو آن را "کشف خلاق واقعیت" نامیدند. اگر چه این تعریف تا امروز با مناقشاتی روبروست،اما این واقعیت را به اثبات رسانده که فیلم مستند بازتابی نعل به نعل از "موضوع" نیست بلکه فرایندی ست که طی آن ،"موضوع" ،خود را بر فیلم ساز تحمیل نمی کند، اگر این تحمیل صورت گیرد ،ماحصل ،گزارشی تصویری است که این ایام به غلط فیلم مستند از آن یاد می شود.

برای دریافت اطلاعات ، جزوات ، مطالب آموزشی ، پایان نامه های کلیلک فرمائید ...

 

 ............................................................................................................................................................................................................................................................

 

 

220px-Fratelli Lumiere
   

سینما 


سینما یک رسانه دیداری شنیداری مبتنی بر تکنولوژی است که به وسیله آن فعالیت اقتصادی صورت می گیرد و هم چنین قابلیت استفاده هنری را داراست . یک اثر سینمایی که فیلم سینمایی نامیده می‌شود، از عناصر تصویر (به صورت مجموعه‌ای از فریم‌ها) و صدا (گفتگو، صدا و موسیقی) تشکیل شده‌است. یک فیلم بر اساس فیلمنامه یا سناریو و توسط مجموعه‌ای از بازیگرها، کارگردان، فیلم‌بردار و عوامل دیگر ساخته می‌شود. سینما جدیدترین شاخه هنر، معروف به هنر هفتم است که امروزه یکی از عمومی‌ترین و محبوب‌ترین تولیدات هنری را ارایه می‌کند. سینما همچنین به محل پخش عمومی فیلم سینمایی نیز گفته می‌شود. 
برادران لومیر در سال ۱۸۹۵ سینماتوگراف را اختراع کردند. هرچند نمی‌توان این دو برادر فرانسوی را یگانه افرادی دانست که به پیدایش هنر سینما کمک کردند. پیدایش سینما و فن فیلمبرداری خود مرهون پیشرفت‌های بسیار زیادی هم در عرصهُ تکامل نگاتیو بود و هم تکامل دستگاه‌های اولیه عکاسی. بطوریکه نمی‌توان قاطعانه از یک نفر به‌عنوان مخترع سینما نام برد. دستگاه‌هایی همچون کینتوسکوپ، ویتاسکوپ و بایوسکوپ همگی در پیدایش دستگاه سینماتوگراف موثر بوده‌اند.برادران لومیر خود ده‌ها فیلم کوتاه ساختند که همهُ آنها صرفاً از یک نما تشکیل می‌شد و قطع و وصل و تدوین در آنها وجود نداشت. از جملهٔ این فیلم‌ها می‌توانیم به "ورود قطار به ایستگاه"(که به عنوان اولین فیلم ساخته شده به دست بشر محسوب می‌شود)، "خروج قایق از لنگرگاه"، "غذا خوردن کودک" و "خروج کارگران از کارخانه" اشاره کنیم.پس از لومیرها، ژرژ مه‌لیس باعث تکامل فن سینما شد. دیدگاه مه‌لیس نسبت به سینما یک دیدگاه تئاتری بود. او پرده‌های گوناگونی از نمایش را فیلمبرداری می‌کرد و سپس این پرده‌ها را به یکدیگر متصل می‌کرد. ژرژ مه‌لیس همچنین پدیدآورنده فن تروکاژ در سینماست.پس از مه‌لیس، ادوین اس پورتر باعث تکامل بنیادین و ساختاری سینما شد. او با ساختن فیلم‌های "زندگی آتش‌نشان آمریکایی" و "سرقت بزرگ قطار" سینما را به عنوان پدیده‌ای که امروزه می‌شناسیم معرفی کرد. سینمای پورتر دیگر ارتباطی به تئاتر نداشت، بلکه به هنری مستقل و جدید تبدیل شده بود. پورتر، پیشگام فن تدوین فیلم نیز می‌باشد. راهی که او در سینما آغاز کرد در نهایت به سینمای داستان‌گوی هالیوود منجر شد.

برای دریافت اطلاعات ، جزوات ، مطالب آموزشی ، پایان نامه های کلیلک فرمائید ...

 

............................................................................................................................................................................................................................................................

 

18527665 9459963cfeda
   

تئاتر


تئاتر یا نمایش شاخه‌ای ازهنرهای نمایشی است که به بازنمودن داستان‌ها در برابر مخاطبان یا تماشاگران می‌پردازد. به جز سبک معیار گفتار داستانی، تئاتر گونه‌های دیگری نیز دارد ماننداپرا، باله، کابوکی، خیمه شب بازی و پانتومیم.
تئاتر واژه‌ای است یونانی در لغت به معنای چیزی که به آن نگاه می‌کنند. در فارسی به تئاتر «نمایش» می‌گویند. دراصل تعریف دقیق تئاتر یعنی بیان مشکلات مردم ومسائل اجتماعی، سیاسی وفرهنگی یک جامعه به زبان تئاترومهمترین فنی که باید درتئاتراستفاده شودفن بیان می‌باشد. وتاریخچه رشته پرطرفدارتئاترمربوط بهیونان باستان ورم درقبل ازمیلادمسیح می‌باشد .نمایش پانتومیم (بی کلام) نمایش حوضی تعزیه خوانی نقالی نمایش عروسکی تئاترخیابانی نمایش:این کارتوسط یک یاچندبازیگردریک محیط بازبه نام((سن)) انجام می گیردکه این کارتوسط کارگردان هدیت می‌شود. پانتومیم (بی کلام):نمایشی است که فقط توسط یک بازیگرانجام میگیردودرآن ازهیچ کلامی استفاده نمی‌شود. نمایش حوضی:به نمایشی گفته میشودکه تماشگرانی دوریک حوض جمع می شوندویک نفربه عنوان راوی داستان نمایش رااجرامی کند. این نوع نمایش درزمان‌های قدیم انجام می‌شد. تعزیه خوانی: به نمایشی گفته می شودکه درآن بیشترمصائب کربلاوحوادث عاشورا رابه تصویرمی کشد. وتعدادبازیگران آن ازیک نفرالی چندین نفر می‌باشد. نقالی:به نمایشی گفته می شودکه تصاویری بر روی پرده می کشندویک راوی طبق این پرده به نقل کردن نمایش می‌پردازد. استفاده این نوع نمایش بیشتردر زمانهای قدیم استفاده می شدوبه نمایش قهوه خانه‌ای معروف است.
نمایش عروسکی: نمایش عروسکی به نمایشی گفته می شودکه درآن ازعروسک استفاده می شودوبازیگران صحنه عروسکها می باشندوبه افرادی که این عروسکهارابه حرکت درمی آورند، " عروسک گردان" گفته می شود و این نمایش هم دارای کارگردان است. 

برای دریافت اطلاعات ، جزوات ، مطالب آموزشی ، پایان نامه های کلیلک فرمائید ...

 ............................................................................................................................................................................................................................................................

 



آموزش عکاسیدوربین دیجیتال
   

عکاسی

عکاسی در لغت به معنای روش عکاسی و عکسبرداری است و همچنین به عمل و شغل عکاس نیز گفته می‌شود. این هنر در اکثر زبان‌های جهان فتوگرافی خوانده می‌شود که ترکیبی از دو کلمهٔ یونانی فتو به معنی نور و گرافی به معنی ثبت یا نگارش است.بنابراین، فتوگرافی به معنای نقش کردن با نور است. عکاسی دارای سه جنبهٔ علمی، صنعتی و هنری است؛ به‌عنوان یک پدیدهٔ علمی متولد شد، به‌شکل یک صنعت گسترش یافت و به عنوان هنر تثبیت شد.عکاسی توسط یک فرد کشف و تکمیل نشده‌است، بلکه نتیجهٔ تلاش بسیاری از افراد در زمینه‌های مختلف و اکتشافات و نوآوری‌های آنان در طول تاریخ است و سال‌ها قبل از اختراع عکاسی، اساس کار دوربین عکاسی وجود داشته‌است اما اولین تصویر لیتوگرافی نوری در سال ۱۸۲۲ میلادی توسط مخترع فرانسوی، ژوزف نیسه فور نیپس تولید شد و پس از آن توانست عکسی دائمی از طبیعت به نام اصطبل و کبوترخانه را خلق کند. او با همکاری لوئی داگر، آزمایش‌هایی را بر ترکیبات نقره براساس یافته‌های یوهان هاینریش شولتز انجام دادند و داگر در سال ۱۸۳۷ توانست روش داگرئوتایپ را اختراع کند. تئوری عکس رنگی سه‌رنگ، توسط جیمز کلرک ماکسول در سال ۱۸۵۵ پیشنهاد شده بود. برپایهٔ نظریهٔ او، نور مرئی از سه رنگ اساسی قرمز، سبز و آبی، تشکیل شده‌است. پس فیلمی از سه لایه ساخت که هر لایهٔ آن نسبت به یکی از سه رنگ‌های اولیه حساس بود و توانست نخستین عکس‌رنگی را در سال ۱۸۶۱ به ثبت برساند.جورج ایستمن در سال ۱۸۸۴ میلادی فیلم رول را که فیلمی از جنس پلاستیک آغشته به امولسیون ژلاتینی است را ابداع کرد و با ساخت دوربین جعبه‌ای در سال ۱۸۸۸، عکاسی را برای مردم عادی مقرون به صرفه نمود و تحول مهمی در عکاسی ایجاد کرد. ادوین لند نوعی دوربین آنالوگ ظهور فیلم فوری موسوم به دوربین پولاروید را اختراع کرد که بلافاصله پس از عکسبرداری، نسخهٔ چاپ‌شدهٔ عکس را پرینت می‌کردند و عکس گرفته‌شده یک دقیقه بعد و در مدل‌های جدیدتر تا چند ثانیه بعد، قابل رویت بود.

برای دریافت اطلاعات ، جزوات ، مطالب آموزشی ، پایان نامه های کلیلک فرمائید ...

............................................................................................................................................................................................................................................................



-----------------------------------------------------------------------------------------

گرافیک
p subject 20071003061454گرافیک (به یونانی: γραφικός)‏ یا ارتباط تصویری (برابر فرهنگستان: نگاشتارگری) حیطه‌ای از هنرهای تجسمی است که دارای کاربردهای متنوّع و گسترده‌ای است. گرافیک یا به عبارت کاملتر طراحی گرافیک (Graphic design)، به کارگیری تکنیکهای مختلف خلق آثار دوبعدی بر روی سطوح مختلف نظیر کاغذ، دیوار، بوم، فلز، چوب، پارچه، پلاستیک، نمایشگر رایانه، سنگ و... است که در جهت رساندن پیامی خاص به بیننده انجام بپذیرد. از جملهٔ این تکنیکها می‌توان به: عکاسی، اچینگ، نقاشی، روشهای مختلف چاپ اشاره نمود. در هنر طراحی گرافیک از عکس، تکنیکهای مختلف طراحی (مداد، کنته، ذغال، پاستل گچی، پاستل روغنی، قلم و مرکب، مداد رنگی)، تکنیکهای مختلف نقاشی (رنگ و روغن، آبرنگ، گواش، رنگهای آکریلیککلاژ، انواع روشهای چاپ دستی (سیلک اسکرین و باتیک) و هرنوع روش خلق تصویر استفاده می‌شود.شاید بهترین تعریف از گرافیک را بتوان ساده سازی اجزا و عناصر تصاویر، همگون کردن ارتباط بین عناصر جهت یک ارتباط هدفمند با مخاطب دانست.
در طراحی گرافیک، حیطه‌ها و گرایش های مختلفی وجود دارد: طراحی پوستر ، طراحی جلد ، طراحی آرم ، طراحی علامت ، طراحی نشان ، طراحی حروف ، طراحی آگهی تبلیغاتی ، صفحه آرایی ، طراحی بسته بندی ، طراحی گرافیک محیطی ، طراحی صفحات وب ، طراحی چند رسانه ای
برای دریافت اطلاعات ، جزوات ، مطالب آموزشی ، پایان نامه های کلیلک فرمائید ...

----------------------------------------------------------------------------------------

نقاشی
نقاشی یا نگارگری فرآیندی است که طی آن رنگ بر روی یک سطح مانند کاغذ یا بوم ایجاد نقش می‌کندو اثری خلق می‌شود. فردی که این فرآیند توسط او انجام می‌گیرد نقاش نام دارد، به‌خصوص زمانی که نقاشی حرفهٔ شخص باشد. نقا220px-VanGogh-starry night ballance1شی یکی از رشته‌های اصلی هنرهای تجسمی است و قدمت آن شش برابر زبان نوشتاری می‌باشد. اولین نقاشی‌های یافت‌شده در غارها حاکی از آن است که انسان‌های اولیه با کشیدن نقش حیوانات و شکارشان به نوعی خود را آمادهٔ نبرد با آن‌ها می‌کرده‌اند.
تعریف نقاشی: عمل بکار بردن رنگ دانه محلول در یک رقیق کننده و یک عامل چسپاننده (یک چسب (بر روی یک سطح نگهدارنده مانند کاغذ، بوم یا دیوار است. این کار توسط یک نقاش انجام می‌شود. این واژه بخصوص زمانی به کار می‌رود که این کار حرفه شخص مورد نظر باشد. قدمت نقاشی در بین انسانها، شش برابر قدمت استفاده از زبان نوشتاری است. در قیاس با نقاشی، طراحی، سلسله عملیات ایجاد یک سری اثر و نشانه با استفاده از فشار آوردن یا حرکت ابزاری بر روی یک سطح است. یک روش قابل اجرا برای تزئین دیوارهای یک اتاق با استفاده از نقاشی در ساختار جزئیات کار موجود است. این مقاله بیشتر درباره نقاشی روی سطوح به دلایل و اهداف هنری است. نقاشی از نظر بسیاری افراد، در زمره مهمترین شکلهای هنر قرار دارد . قدیمی ترین نقاشی‌ها در دنیا که متعلق به حدود ۳۲۰۰۰ هزار سال قبل می‌باشد، در گروته شاوه فرانسه قرار دارد. این نقاشی‌ها که با استفاده از افرای قرمز و رنگ دانه سیاه حکاکی و رنگ شده‌اند، تصاویری از اسب‌ها، کرگدن‌ها، شیرها، بوفالوها و ماموت‌ها را نشان می‌دهند. اینها نمونه‌هایی از نقاشی در غار هستند که در تمام دنیا وجود دارند . امروزه، بسیاری از آثار شناخته شده و مشهور هنری مانند مونالیزا نقاشی هستند. در حال حاضر اختلاف نظرهای جزئی در مورد کاملا هنری بودن آثاری که به روشهای غیر سنتی و با روش‌های غیر از شیوه‌های کلاسیک خلق می‌شوند وجود دارد. از لحاظ مفهومی هنرمندانی که از صدا، نور، آتش بازی، چاپگرجوهرافشان، پیکسل‌های صفحه مانیتور و حتی پاستل یا مواد دیگر استفاده می‌کنند، یا رنگهای آمیخته با زرده تخم مرغ را بکار می‌برند، یکسان هستند. در نتیجه به اغلب کارهای هنری، نقاشی گفته می‌شود.
برای دریافت اطلاعات ، جزوات ، مطالب آموزشی ، پایان نامه های کلیلک فرمائید ...

-----------------------------------------------------------------------------------------

مجسمه سازی
مجسمه‌سازی، تندیسگری یا پیکرتراشی هنر همگذاری یا ریخت دادن به اشیا است و ممکن است در هر اندازه یا با هر سازمایه‌ای (مصالحی) انجام گیرد. به فراورده‌های این هنر تندیس، پیکره یا مجسمه گفته می‌شود. هر پیکر سه بعدی که 300px-Mojasamehبه منظور دارا بودن یک بیان هنری آفریده شده را می‌توان تندیس نامید. البته باید توجه داشت که هر شکل دادنی را مجسمه سازی نمی‌گویند بلکه باید در ورای ان یک فکر، خلاقیت یا یک نوآوری وجود داشته باشد . ایرانیان که در تمام رشته‌های هنری تزئینی مانند نقاشی، سنگتراشی، منبت‌کاری و غیره مهارت فوق العاده بخرج داده‌اند در فن مجسمه سازی علاقه زیاد از خود نشان نداده‌اند و این عدم علاقه به ایجاد مجسمه، در تمام ادوار تاریخی پیش از اسلام و در دوران اسلامی همچنان ادامه داشته‌است. مجسمه مکشوفی آیاپیر در شمی (از نواحی ایذه) بزرگترین مجسمه‌ای است که تا کنون در خاک ایران پیدا شده، و تنها مجسمه برنزی بزرگی است که از دوران‌های قدیم ایرانیان به یادگار باقی‌مانده‌است. ولی مجسمه‌های کوچک خصوصاً از عهد اشکانیان و ساسانیان در کشور ما زیاد ساخته شده و تمام خصوصیات پیکر تراشی ایران نیز در این مجسمه‌های کوچک دیده می‌شود. با این حال مجسمه بزرگی از «اوتان» پادشاه «الحضر» از مرمر تراشیده‌اند و اکنون در موزه موصل محفوظ است و۲۲۰ سانتیمتر ارتفاع دارد و حال اینکه ارتفاع مجسمه آیاپیر از ۱۹۰ سانتیمتر تجاوز نمی‌کند. می‌گویند یکی از خصایص پیکر تراشی ایرانیان در عهد اشکانیان این بود که مجسمه را از مقابل می‌تراشیدند و به آن حرکت نمی‌دادند. مثلاً اگر مجسمهٔ مرمری را که از دوره اشکانیان است و امروز در موزه موصل محفوظ می‌باشد با مجسمه دیسک انداز، کار «میرون» مجسمه ساز معروف یونان در قرن چهارم پیش از میلاد مقایسه کنیم اختلاف زیاد میان آن دو مجسمه مشاهده می‌نمائیم. در مجسمه دیسک انداز یک پا عقب‌تر از پای دیگر قرار داده شده و کمر بطرف جلو خم شده و دست یکی بطرف عقب و یکی بطرف جلو به حرکت درآمده.
برای دریافت اطلاعات ، جزوات ، مطالب آموزشی ، پایان نامه های کلیلک فرمائید ...

 

 

 

----------------------------------------------------------------------------------------- 

معماری
معماری (به انگلیسی: Architecture)‏ یا مهرازی هنر و فن طراحی و ساختن بناها، فضاهای شهری و دیگر فضاهای درونی و بیرونی برای پاسخ هم‌آهنگ به نیازهای کارکردی و زیباشناسانه است .
باید معماری را از مهندسی سازه و ساخت و ساز متمایز ساخ200px-Walt Disney Concert Hall LA USA1ت. گرچه بسیاری از بناها (نظیر خانه‌ها و مکان‌های عمومی) کاملا در حیطهٔ دانش معماری‌ست، برخی سازه‌ها و بناهای دیگر (مثل یادمان‌ها، پل‌ها، کارخانه‌ها و غیرو) وجود دارند که در مرزی بین معماری و مهندسی یا معماری و هنر قرار می‌گیرند. معماری یک هنر اجتماعی‌ست . معماران گاه بناهایی را با ایده‌های شخصی طراحی می‌کنند و حتی می‌سازند، ولی بیشتر ساختمان‌ها با توجه به نیازهای اجتماعی طراحی می‌شوند. معمولا از معماران انتظار می‌رود که یک ساختمان مشخص را در یک مکان مشخص طراحی کنند. در روند ساخت یک ساختمان افراد زیادی درگیر می‌شوند؛ به مقدار زیادی سرمایه و منابع و به تخصص‌های دیگری به جز معمار نیاز است. هم‌چنین قوانین و آیین‌نامه‌های ساختمانی تصمیم‌گیری‌های معمار را محدود می‌کنند. در طراحی یک ساختمان معمار تصمیم‌گیرندهٔ نهایی‌ست؛ ولی خواست جامعه، قوانین و درخواست‌های کارفرما بر تصمیم‌های او اثر می‌گذارند. اتفاقی مشابه نیز در مورد ظاهر و نمای ساختمان‌ها می‌افتد. حتی امروزه که از تجربه‌های جدید و ناآشنای ظاهری استقبال می‌شود، در بسیاری از شهرها به ویژه شهرهای تاریخی مقرراتی وجود دارد تا ساختمان‌های جدید در قالب شهری جا بیافتند و از یک زبان مشترک ظاهری پیروی کنند. گرچه محدودیت‌هایی که توسط عوامل بیرونی بر تصمیم‌گیری معمار اثر می‌گذارد در میان بیشتر معماران یک واقعیت پذیرفته شده‌است، ولی در تاریخ معمارهای مهم و معروفی نیز وجود داشته‌اند که بر روی کاغذ و بدون توجه به نیازهای جامعه یا حتی قوانین فیزیک کار کرده‌اند؛ مانند جیوانی باتیستا پیرانسی و آنتونیو سنت-الیا. این نوع معماران گاه به تمسخر معمار کاغذی نامیده می‌شوند.با این همه نباید خواست اجتماع را به دیدهٔ یک مانع در برابر اهداف هنرمندانهٔ معمار نگریست. بیش‌تر معمارها به این درخواست‌ها به عنوان شرایط طبیعی یک مسیر هنری نگاه می‌کنند.
برای دریافت اطلاعات ، جزوات ، مطالب آموزشی ، پایان نامه های کلیلک فرمائید ...

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 

 

موسیقی
موسیقی یا خُنیا یک
هنر است که رسانهٔ آن صدا و سکوت است. عناصر معمول موسیقی ارتفاع (که لحن و هارمونی را در بر دارد)، ریتم (و مفاهیم مربوط به آن، شامل ضرب (موسیقی)، متر، و مفصل‌بندی (articulation))، فورته، و ویژگی‌های صوتی رنگ صدا (timbre) و بافت است .
واژهٔ موسیقی از واژه‌ای یونانی و گرفته شده از کلمهٔ Mousika و مشتق از کلمهٔ Muse می‌باشد که نام رب النوع حافظ شعر و ادب و موسیقی یونان باستان است. معادل موسیقی در فارسی خُنیا است indexو به معنی نوای خوش است . خنیا از ریشه «خونیاک» زبان پهلوی و «هو نواک» اوستایی است که خود آن از دو قسمت تشکیل شده است: «هو]به معنای نیک ، زیبا ، خوش، برای نمونه در واژه‌های هومن (= نیک اندیش)، خسرو (= خوب نام)، و «نواک» به معنای نوا. در کل هونواک، خونیاک و خنیا به معنی «نوای خوش« است. موسیقی را هنر بیان احساسات به وسیلهٔ آواها گفته‌اند که مهم‌ترین عوامل آن صدا و ریتم هستند و همچنین دانش ترکیب صداها به گونه‌ای که خوش‌آیند باشد و سبب انبساط و انقلاب روان گردد نیز نامیده می‌شود.

بخشی از کتاب آشنایی باعکاسی. تالیف استاد محمدی تدین موغاری -انتشارات مبنای خرد

اتاقک تاریک، عبارت بود از جعبه یا اتاقکی مكعب شكل که بر روی یکی از سطوح آن روزنه ای ریز وجود داشت. عبور نور از این روزنه باعث می شد تصویری نسبتا واضح از جسم به صورت وارونه در مقابل جسم تشکیل شود.
این وسیله، طی جنگهای صلیبی به اروپا راه یافت. لئوناردو داوینچی نقاش و نابغه قرن شانزدهم اين وسيله را در نقاشي مورد استفاده قرارداد وی آن را( کامرا ابسكورا ) وروزنه ی ریز آن را پین نامید.

این وسیله به شدت مورد توجه نقاشان قرار گرفت و تمامی نقاشان بخصوص نقاشان ایتالیایی قرن شانزدهم از آن برای طراحی دقیق منظره ها و ملاحضه ی دورنمایی صحیح استفاده کردند.

 

بخشی ازکتاب عکاسی کاربردی تالیف استاد محمد مهدی تدین موغاری-انتشارات مبنای خرد

عكاسی به‌عنوان هنری مبتنی بر صنعت و تكنولوژی، به شكل غير قابل انكاری در زندگی روزمره ی ما وارد شده است.

كاربردهای مختلف و یادگیری آسان این فن و هنر ارزشمند و انطباق آن با واقعیات و خاطرات خانوادگی سبب شده است که عکس به بخشی از زندگیما تبديل شود.

در گذشته‌های دور نقاشی همین جاذبه را داشته است و امروزه عکاسی بسیار فراتر از نقاشی حوزه‌های متعدد فرهنگی، هنری، اجتماعی، خبری و صدها حوزة دیگر را متأثر از خویش ساخته است.

حدود 162 سال پیش که در دارالفنون آموزش عکاسی در کنار تعلیم سایر دروس قرار گرفت، شاید پیش‌بینی چنین روزی را نمی‌کردند که روزی عکس به مهم‌ترین بخش زندگی مردم تبدیل شود، زندگی مردم این روزگار با عکس و عکاسی گره خورده است. عکس به‌عنوان مهم‌ترین یادگار زندگی با ثبت خاطرات اجتماعی و حتی خانوادگی صمیمیتی بی‌نظیر دارد.

مجلات، روزنامه‌ها ،کتاب‌ها و حتی کاتالوگ‌ها و بروشورهای تبلیغاتی بدون عکس جاذبة لازم را برای مردم این روزگار ندارند. امروز از گذر پيشرفت تكنولوژی و پيوستگي غير قابل تصور عكاسي با الكترونيك، مخابرات و كامپيوتر، اين هنر خلاقه بيش از هر زمان ديگري توسعه عمومي يافته است، به‌طوري كه به‌دلیل تجهیز تلفن‌هاي همراه به دوربين عكاسي تقریباً عموم مردم، حتی کودکان نیز عکاسان بهتری نسبت به گذشتگان هستند.

گفته می‌شود از سال 2002 به بعد، هر 73 روز جهش علمی در دنیا دو برابر شده است چنان‌چه مي‌بينيم تحولات در صنعت عكاسي در 10 سال گذشته صدها برابر تحولات آن در حدود 186 سال گذشته است.

از اين‌رو كتاب‌هاي آموزشي در اين رشته نيز تاريخ مصرف پيدا مي‌كنند، ممكن است كتابي كه تا چند سال گذشته به‌عنوان كتابي مرجع و ارزشمند براي اساتيد و دانشجويان عكاسي به‌شمار مي‌آمد اكنون داراي اطلاعاتي كهنه و بدون كاربرد باشد.

اگرچه دوربين‌هاي عكاسي ديجيتال با دوربين‌هاي عكاسي سنتي(آنالوگ) بر پاية اصول مشتركي بنا شده‌اند، اما نمي‌توان نسبت به وجوه افتراق آن‌ها نيز توجهي نداشت.

بخشی ازکتاب عکاسی سیاه وسفید تالیف استاد محمد مهدی تدین موغاری واستادمریم حسینی-انتشارات مارلیک

وقتی شولتز وارد آزمایشگاهش شد، در حالي كه مشغول تميز كردن ميز كارش بود، متوجه شد برگی از گلدان بر روی میز کارش که به نیترات نقره و آهک آغشته بود، افتاده است. پس از برداشتن برگ از روی میز متوجه شد‌ قسمتی از میز که برگ بر روي آن قرار داشت بر خلاف قسمت‌هايي كه در مجاورت نور قرار داشتند هنوز سياه نشده است. وی از آن‌جا دریافت که نیترات نقره به نور حساس است و این پدیده باعث آغاز فعالیت‌های جدیدی برای شناسایی مواد حساس به نور و سرآغازی برای عکاسی شد.

بعدها توماس[1] وج وود انگليسي در سال 1800 ميلادي تجربة مشابهي را در اين زمينه انجام داد، او تصاوير سايه مانندي از برگ را با قراردادن برگ بر روي صفحة آغشته به نيترات نقره به‌دست آورد.

تصاوير ثبت شده تا اين زمان قابليت ماندگاري نداشتند، تا اين‌كه در سال ۱۸3۹ سرجان هرشل[2] انگلیسی محلول ثبوت را کشف کرد.

ماده‌ای که هرشل به‌عنوان مادة ثابت کنندة تصویر معرفی کرد، «هیپو سولفیت دو سود» نام داشت و تاکنون مورد استفادة عكاسان در لابراتوارها، برای چاپ و ظهور عكس‌هاي سياه و سفيد است.

کار مهم دیگری که هرشل انجام داد، به‌کار بردن الفاظ و اصطلاحات مناسبي در فرهنگ عكاسي بود. او واژة «فوتو گرافي»[3] را با استخراج از دو واژة «فوتوس»[4] و «گرافوس»[5]، يعني رسم كردن با نور و اصطلاح نگاتيو[6](منفی) و پزتيو[7](مثبت) را اولين بار در تاريخ عكاسي مورد استفاده قرار داد.

 


- Thomas Wedgwood متولد 14 می 1771- در گذشته 10 جولای 1805. او ابداع کننده روش فتوگرام است.

- متولد 7 مارس 1792- بررسی کوررنگی و تأثیر شیمیایی اشعه ماوراء بنفش از کارهای اوست. John Herschel

- Photography

- Pothos

- grafoos

- negative در عکاسی عبارت است از فیلم نور دیده‌ای که ظاهر و ثابت شده و در نور اتاق می‌توان آن را دید.

- positive

 

بخشی ازکتاب عکاسی رنگی تآلیف استادمحمد مهدی تدین موغاری واستادضیاآ الدین خطیر-انتشارات حریم دانش

در سال 1342 م، شخصی به نام الکساندرین[1]، موفق به ابتکار دوربینی بدون عدسی به نام ابس کورا کامرا [2]شد   که فقط دارای یک سوراخ است و به آن دوربین سوراخی نیز می گویند . لئورنار دوداوینچی[3] نقاش ایتالیایی (1452-1517)این دوربین ابس کورا کامرا را تکمیل کرد . در سال 1550 کاردانو[4] ریاضیدان ایتالیایی ،دوربین ابس کورا کامرا را با یک لنز تکمیل کرد.وقتی که این لنز تکمیل شد ،دختری از اهالی ونیز ایتالیا به نام دانی یل باربارو[5] موفق شد در سال 1568دیافراگم را به وجود بیاورد که این دیافراگم ،در تنظیم نور ، به فیلم کمک می کرد .

در سال 1758یک فیزیکدان انگلیسی به نام دولاند [6]که در رشته اوپتیک(عدسی)آزمایشهایی انجام می داد موفق شد اشتباهات عدسی (لنز )را تا اندازه ای رفع کند و به اصطلاح لاتینی ،آکروماتیک [7]را کشف کرد .

در سال 1727در نورنبرگ یک پزشک آلمانی به نام شولز[8] حساسیت را به وسیله ی نمک نقره کشف کرد.

در سال 1777کارل ویلهلم شل[9] که یک دانشمند آلمانی در رشته شیمی بود موفق به کشف اثر طول موجهای خورشید روی نمک نقره شد در سال 1839یک نقاش ودکوراتور فرانسوی به نام داگره[10] موفق شد کار اولین عکس را با همکاری نیپس[11] فرانسوی انجام دهد وکار او در آکادمی انگلستان در سال 1839به ثبت رسید .

 


.Alexandrien

Obscura camera

Leonardo da vinci

Cardano

Danel Barbaro

Dollond

achromatic

Schulze

Karl Wilhelm Scheele

Daguerre

Niepce

 

بخشی ازکتاب رتوش وویرایش عکس تالیف استاد محمد مهدی تدین موغاری واستادمهدی اشرفی -انتشارات حریم دانش

تاریخچه رتوش

"رتوش" واژه ای فرانسوی است که در فرهنگ لغات دیسکسیونرفرانسه به معنای تصحیح کردن ،عالی کردن ،دقیق کردن برای عکس ،لباس وکتاب به کار می رود . مثلا نویسنده کتاب خود را "رتوش" می کند یعنی قبل از چاپ آن را بازخوانی وتصحیح
می کند . این واژه در عکاسی سنتی به معنای اصلاح و ویرایش تصاویر از طریق ایجاد تغییراتی در سایه ها و برقراری توازن نور وکنتراست ودرعکاسی دیجیتال وفتوگرافیک به معنای ویرایش ،آرایش وگاهی تغییر ماهیت تصویر است.
ازآن جایی که فرایند رفع نواقص ومعایب قبل ازچاپ نهایی عکس برروی نگاتیو ویافایل های دیجیتال مورد تاکید مبحث رتوش می باشد،دراین کتاب رتوش راشیوه اصلاح نقایص منعکس شده برروی نگاتیو ویافایل های دیجیتال قبل ازچاپ نهایی عکس تعریف می کنیم وچون قصدداریم به تشریح فرایند رتوش در عکاسی سنتی وعکاسی دیجیتال بپردازیم درابتدا باگذرازرتوش دستی وآشنایی باابزارهاونحوه اجرای آن، درفصول آینده به تشریح جزئیات وآموزش رتوش دیجیتال خواهیم پرداخت.
تاریخچه رتوش به احساس زیبایی پسندی انسان برمی گردد و قدمتی مطابق باخلقت انسان دارد.انسان هادرتمام طول تاریخ برای زیباتر شدن چهره خود تلاش کرده اند و وجود آینه درتمام خانه ها موید توجه آدمی به زیبایی است.
فرانتس هانفشتانگل درسال 1855 میلادی عکسی رابارتوش وبدون رتوش به نمایشگاه جهانی پاریس عرضه کرد.
بدون شک در اولین عکس های پرتره دربیش ازیک قرن گذشته به دلیل کیفیت نازل عکس ها رتوش نقش مهمتری نسبت به عکس های امروزی داشته است به طوری که درعکس های دوره قاجار تلفیقی از عکاسی ونقاشی وگاهی هم خط نوشته وحاشیه نویسی در عکس ها دیده می شود ودلیل اصلی این هنرنمایی ها تلاش درجهت ارتقاء کیفیت بصری عکس ها می باشد اگرچه کیفیت و وضوح عکس های امروزی به هیچ عنوان قابل مقایسه با عکسهای گذشته نیست اما تلاش عکاسان ازگذر این همه توسعه تکنولوژی وابزارهای حرفه ای عکاسی متوقف نگردیده ورتوش در عکاسی پرتره وآتلیه ای هنوز هم یکی ازارکان مهم درمیزان مهارت وهنرمندی عکاسان محسوب می گردد.
رتوش دستی برروی نگاتیو را از محضر اساتید صاحب تجربه ای چون استاد سعید باقری، استادابراهیم سیفی، واستادهوشنگ رفیعیان که همگی عکاسان باتجربه وصاحب سبکی بودند آموختم.
علیرغم اینکه هرکدام ازاین اساتید از سبکی خاص برای رتوش عکس ها استفاده می کردند اما دقت، حوصله، تمیزکاری ، لذت بردن ازماحصل تلاش درحین انجام کار، پیروی ازاصول پایه رتوش وآماده سازی نگاتیو قبل ازرتوش فصل مشترک تمام این هنرمندان بود.

عکاسی پرتره ونورپردازی آتلیه. تالیف استادمحمد مهدی تدین موغاری واستادمحمدرضا پیل آرام. انتشارات حریم دانش

نور اولین شرط هر نوع ادراک بینایی است. در تاریکی مطلق ما نه فضا را می توانیم ببینیم ونه فرم و نه رنگ. نور تنها ضرورت فیزیکی نیست بلکه ارزش روان شناختی آن یکی از مهم ترین عوامل زندگی انسانی در همه زمینه هاست در روشتایی نور*عملکردها و معانی به صورت مشخص و متمایز تحقق یافته و واقعیت بر پرده ی چشم انسان شکل می گیرد اما در تاریکی ابهام موج میزند که باعث تجسم مفاهیم در ذهن مخاطب و انگیزه ای برای قوه ی تخیل انسان است به طور کلی می توان گفت :در روشنایی آنچه که هست نمود پیدا میکند و در تاریکی آنچه که نیست ولی میتواند باشد.

نور طبیعی با توجه به ظهورش در ساعات مختلف شبانه روز و موقعیت منطقه ای شخصیتی مختص آن زمان ومکان به خود گرفته و صور مختلفی را در آسمان و افق اقلیم های متفاوت می آفریند به طور مثال نور در کویر هرگز ماهیتی همچون نور در کوهستان را ندارد.

اگر دیدی ساختار سنج و تعریف شدنی به نور داشته باشیم می توان ساختار نور را به دو بخش تقسیم کرد.

1)منبع نور

2)پرتو هایی که از منبع نور به بیرون میروند

منبع مثل ظرفی نور را در خود جای داده و هر لحظه پرتو ها از آن لبریز می شوند .تاثیر و همپوشانی در دو سویه بین این دو جزء ماهیت نور را تشکیل میدهد . در واقع کیفیت و کمیت هر کدام از این بخش ها در شخصیتی که نور به فضا می بخشد تاثیز گذار است

برای دریافت اطلاعات ، جزوات ، مطالب آموزشی ، پایان نامه های کلیلک فرمائید ...

 

 

 

 

نگاهي به نمايش حكايت فين به روايت جن جين

جن جاجي

برخورد دنياي درام با موضوعاتي مانند جن،ديو،پري و ديگر موجودات افسانه اي،برخوردي متضاد بوده است.گاه سلبي و گاه سرخوشانه.البته در اين ميان موضوع جن با بقيه فرق دارد و علت آن هم ريشه هاي قرآني اش است.در كتاب آسماني مسلمانان اين موجود شگفت انگيز به جن مسلمان و كافر تقسيم بندي و براي هر كدام از آنها در كتاب هاي تفسير،مشخصات و ويژگي هاي منحصر بفردي ذكر شده است.شگفت آور اينكه حساسيت هاي جامعه در اين خصوص موجب پديد آمدن دو ديدگاه كاملا"متفاوت شده است.اولي با  نگاهي  سرخوشانه و دومي جدي و تا حدودي عبوس به ماجرا نگاه مي كنند.يعني اينكه در خصوص موضوع واحدي،هم نمايش كمدي نوشته و به صحنه رفته است و هم نمايش جدي.طنز پردازان وجه فرح بخش ماجرا و جدي نويسان به وجوه عبادي و ديني آن توجه نشان داده اند.هر چند در دنياي درام كمتر از رسانه هايي مانند تلويزيون و سينما به اين موضوع پرداخته شده،اما همين اتفاق هاي اندك هم حركتي رو به جلو براي آشتي تماشاگران با تئاتر محسوب مي شود.

حكايت فين به روايت جن جين نمايشي است كه دست بر روي يكي از موضوعات حساس گذاشته و بر لبه تيغ حركت مي كند.حركتي كه اگر درست و با تفكر انجام نشود،مي تواند لطمات جبران ناپذيري به نمايش و البته مجريان آن بزند.جن و برداشتي طنز آميز از آن در روي صحنه نمايش،آزموني است كه هر كسي نمي تواند از آن پيروز مندانه بيرون آيد.توانايي مي خواهد و آگاهي.اگر نخستين گام در ارزيابي هر اثر نمايشي كه بكر بودن سوژه انتخابي توسط مجريان امر است را در خصوص اين نمايش اعمال كنيم،بايد اذعان داشت نخستين قدم به خوبي برداشته شده است.نمايش براي جذاب كردن موضوع و ايجاد كنجكاوي كه از شروط مهم هر نمايش صحنه اي است،زاويه ديد خود را هم تغيير مي دهد.به اين معني كه داستاني تراژدي را با كمدي ترين شكل به روي صحنه اجرا مي كند.زندگي امير كبير تاكنون دست مايه آثار بسياري از نمايشنامه ها شده كه تعدادي از آنها اجرايي ماندگار را رقم زده اند.اما تا كنون كمتر اثري به روي صحنه رفته كه با ديدگاهي كمدي به زندگي دردناك اين شخصيت بزرگ تاريخي پرداخته باشد.شايد وجود رگه هاي دردناك غير اخلاقي دربارياني كه نام و يادشان تنها يادآور پليدي هاي اخلاقي است و موجب نابودي مردي شده اند كه در تاريخ به خوبي و نيكي زيسته است،موجب چنين برداشتي شده است.جنگ خوبي و بدي.زشتي و پليدي.انتخاب فضاي حمام كه قتل امير در آن اتفاق افتاد،از ديگر امتيازات نمايش است.در باور عوام حمام محل تجمع و زندگي اجنه است.آنها در حمام بخصوص زماني كه خالي است،زندگي مي كنند و با هم مراوده دارند.صداهاي عجيب و غريبي كه از آنجا به گوش مي رسد،دعوا و آشتي كردن آنها با همديگر است.نمايش با روايت داستان امير با لحني كمدي و انتخاب راوي از موجودي به نام جن،سعي در ايجاد فضايي جذاب و ديدني دارد كه در اين بخش هم موفق عمل مي كند.    

از همان ابتدا و با ديدن عنوان نمايش كه بيشتر شبيه نامگذاري نمايشنامه نويساني مانند بهمن فرسي و عباس نعلبنديان در سال هاي دور است،فضايي وهم انگيز و غير منتظره براي تماشاگران  تدارك ديده مي شود.محل وقوع داستان حمام فين و موضوع زندگي امير كبير است.داستان هم قرار است از زبان يك جن به نام جن جين نقل شود.همه چيز براي اجراي يك نمايش كمدي و تا حدودي وهم آور آماده است.در ابتداي نمايش  دو تن از عوامل طرب در به قول سينمايي ها لوكيشن موزه اي حمام فين و در زمان حال،تكه هاي كلفت بار هم مي كنند.بحث در باره  بردن آدمك هاي ناصر الدين شاه، مهد عليا و البته امير و پس آوردنشان بدون لباس توسط همين عمله گان طرب است.داستاني فرعي كه كنجكاوي تماشاگر را بر مي انگيزد.آن دو با حرف هايشان همديگر را گوشت دم توپ مي كنند كه آخر هم نمي توان فهميد علتش به واقع چيست؟اين حجم از ضرب المثل و كنايه و ايهام آن هم در آغاز يك نمايش هر چند باعث جذابيت مي شود،اما به واسطه اينكه كاشته اي نيست كه در آينده مورد بهره برداري نمايشي قرار گيرد،لطافت و وجاهت خود را از دست مي دهد.نمايش براي بالا بردن درصد طنز،مرد جوان گنگي را با اداهاي خاص وارد مي كند تا فضا  به سمت كمدي پيش برود. طنز هم كه قرار است چاشني اصلي نمايش شود،به وفور وجود دارد.همان طور كه گفته شد،داستان نمايش از زبان يك جن و اعضاي خانواده ش،روايت مي شود. جن جين كه در اصل راوي اصلي نمايش است بعد از ترساندن آدم هاي نمايش،موضوع نمايش كه زندگي امير كبير و داستان جفايي است كه نوع بشر به وي كرده است را مورد كنكاش قرار مي دهد.اما دو مسئله در اين بخش به نمايش در طول اجرا  لطمه مي زند:اول شروع دير هنگام واقعه اصلي نمايش  و دوم گم شدن خط روايي داستان در پيچ و خم هاي طنزپردازانه و طنازانه نمايش.نمايش مقدمه اي طولاني دارد كه هر چند سعي شده با طنز و لفاظي هاي زباني به بدنه اصلي اثر بچسبد،اما وصله اي ناچسب  و كمتر كاربردي به نظر مي رسد.از سوي ديگر،نمايش كمتر به وظيفه نمايشي خود عمل مي كند(شخصيت پردازي،داستان گويي،فضاسازي و...)و بيشتر درگير طنز پردازي شده وتماشاگر را بين ديدن نمايشي كمدي و يا داشتن زاويه متفاوت براي تماشاي زندگي امير كبير،سردر گم نگه مي دارد.

نمايش از جن استفاده ديگري هم مي كند و آن بازي ذهني معادل سازي واژه هاست.جن جين و بقيه جن ها سيستم فكري تماشاگر را به هم مي ريزند تا از اين منظر هم بر جذابيت نمايش بيفزايد و هم فضايي كنجكاو برانگيز و وهم آور متناسب حال و هواي نمايش ايجاد كنند.به عنوان مثال سن آنها چندين برابر سن يك انسان معمولي است به طوري كه شامل چند صد سال مي شود و با اين وجود هنوز در دوره جواني به سر مي برند.ابعادي كه فراتر از دنياي انساني است.سوزن و ترس جن ها از آن و داستان هايي كه از اسارت شان بوسيله سوزن هايي كه آدم ها در اقصي نقاط جهان به تن اشان فرو كرده اند،با سيخ و سوزن و اسباب مصرف مواد مخدر مقايسه و به طنزي دلنشين بدل مي شود.نمايش همچنين مي كوشد بخشي از اطلاعات خود را در فرامتن عنوان كند تا از اين راه تماشاگر را راضي نگه دارد.براي همين بر رفتار جن ها و ادا و اطفارشان تاكيد مي كند.آنها موجوداتي هستند كه به هر شكل و شمايلي در مي آيند.با آگاهي از اين موضوع است كه مهد عليا مادر ناصرالدين شاه آنها را اجير مي كند تا در مقابل شاه نمايشي اجرا كنند مانند همان كه هملت در برابر عمويش اجرا كرد.البته اين بار با نيتي شوم و شرم آور.با اين عمل آنها پاپوشي دوخته مي شود تا  امير  محكوم و در نهايت دستور قتل وي توسط شاه امضاء شود.

نمايش همچنين موفق مي شود از دام فرم گرايي كه اين روزها به جان تئاتر كشور افتاده و متاسفانه عده اي از هنرمندان تئاتر هم از آن استقبال مي كنند،جان سالم به در ببرد.اين موضوع چندي است آسيب هاي جدي به تئاتر وارد كرده كه در اجراهاي صحنه اي به وضوع قابل مشاهده  است.با انتخاب رويكرد اجتماعي و با چاشني تاريخ و مسائل تاريخي،نمايش با زيركي حرف خود را مي زند و بار خود را به مقصد مي رساند.در زمانه اي كه شرايط تئاتر به گونه اي است كه افراد از طرح و تحليل مسائل اجتماعي و البته جذاب براي تماشاگران منع شده اند،نمايش موفق مي شود به سلامت از اين گردنه هم عبور كند و با تركيب چاشني طنز با داستاني كه ريشه هاي تاريخي دارد و تصور خنده از آن در درجه آخر به ذهن خطور مي كند،فضايي ايجاد كند كه در آن بشود اندكي از ابعاد فاجعه را درك كرد.اما  نكته مهمي كه در انتها بايد اشاره كرد طولاني بودن قسمت هايي از نمايش است كه هر چند با تكه هاي كمدي همراه شده،اما به شدت اضافي و در برخي موارد غير لازم به نظر مي رسد.بخصوص در بخش هاي جن بازي يا به تعبير خود نمايش جن جاجي.

مسئله بعدي حكومت فرم بر ساير عناصر نمايش در اجراهاي صحنه اي است.با نگاهي دقيق تر به آثار اجرا شده مي توان به اين تصور كلي رسيد كه اجراكنندگان نمايش به فرم بيش از هر عنصر ديگري در نمايش اهميت مي دهند و در اين راستا تا جايي پيش مي روند كه هماهنگي ظرف و مظرف را به دست فراموشي مي سپارند.چنين انديشه اي از آنجا ناشي مي شود كه نويسنده و يا