مرکز آموزش های فرهنگی هنری دارالفنون

Smaller Default Larger

مقالات

Light-Painting8_2550467k
 

 

 

 

 

 
نور، فیلتر و ابزارهای نورپردازی
بخشی از کتاب عکاسی کاربردی تالیف استادمحمد مهدی تدین موغاری

نور

نور، نوعی تابش الكترو‌مغناطيسی با سرعت 000/300 كيلومتر بر ثانيه است که می تواند به‌صورت موجی یا ذره‌ای منتشر شود. در عکاسی نور از دو جنبه قابل ارزیابی است‌.

1- نور برای اکسپوز: به این معنی که اگر نوری نباشد تصویری ثبت نخواهد شد.

در یک محیط کاملاً تاریک به هیچ عنوان نمی‌توان عکسی را بر روی سطح حساسی ثبت کرد و تفاوتی نمی‌کند که این سطح حساس، فیلم یا کاغذ عکاسی باشد و یا CCDو CMOS(مگر در مواردی مانند عکاسی پزشکی که با امواج رادیویی عکاسی می‌کنند).

2-نور با کارکردهای زیبایی‌شناسی: مفهوم عکاسی بدون زیبایی دیگر هنر محسوب نمی‌شود و نهایت تأثیرگذاری یک عکس زمانی است که تناسبات زیبایی شناختی آن از لحاظ فرم، رنگ، نور، سایه، کنتراست و سایر وجوه مؤثر، به حداکثر نزدیک شود و نور با توجه به تأثیر مستقیم و غیر مستقیمی که بر جنبه‌های مختلف یک عکس می‌گذارد مهم‌ترین عامل ارتقای یک تصویر هنرمندانه است.

کلیة اجسام اطراف ما یا منور هستند(یعنی از خود نور ساطع می‌کنند) و یا منیر هستند (یعنی نورهای منابع نور را بازتابش می‌کنند). عوامل متعددی بر این کیفیات اثر می‌گذارند که مهم‌ترین آن‌ها شدت، رنگ، زاویة تابش و نوع منبع نور هستند.

سرعت نور، برحسب محیطی كه از آن عبور مي‌كند، تغيير مي‌يابد و با شكست و تجزیة يك پرتوی نور سفید، طيفي رنگی از نور شامل هفت رنگ قرمز(با بالاترین طول موج)، نارنجی، زرد، سبز، آبی، نیلی و بنفش(با کوتاه‌ترین طول موج) شبیه رنگين كمان تشکیل مي‌شود.

«نيوتن»در آزمايشي با عبور دادن نور سفيد از منشور، به اين واقعيت رنگي نور دست يافت و پس از آن ويليام «تامسون كلوين»[1] با اندازه‌گيري حرارت هر يك از رنگ‌ها يكي از مهم‌ترين مباحث كاربردي نور را تشريح كرد. براساس نظر او، تمام رنگ‌ها داراي میزان حرارت رنگ هستند، او اين میزان‌ را كلوين ناميد.

میزان دمای رنگ

كلوين مقياسي مطلق است و صفر آن برابر با 273- درجة سانتي‌گراد است‌.

در اين دما، گاز هليوم منجمد مي‌شود كه به آن صفر مطلق يا صفر كلوين مي‌گويند بنابراين 3000 درجة سانتي‌گراد برابر با 3273 كلوين است.

نور طبيعي خورشيد[2] در ساعات مختلف و شرايط جوي مختلف میزان كلوين‌هاي مختلفي دارد كه بهترين حالت آن براي عكاسي نور روز بين 5200 تا 5800 كلوين است. نورهاي مختلف مصنوعي نيز بر اين اساس ساخته مي‌شوند كه در نورپردازي حرفه‌اي از 3200 كلوين آغاز مي‌شوند.

ايده‌آل‌ترين شرايط نوري، 5600 كلوين است كه عكاسان با ابزارهاي مختلف و فيلترهاي متفاوت قصد نزديك‌سازي دمای نور در شرايط مختلف به اين میزآن‌را دارند.

هر چه رنگ نور به سمت رنگ سبز يا آبي متمايل شود، میزان دما، افزايش و هر چه به سمت رنگ زرد يا قرمز گرايش يابد، دما كاهش مي‌يابد.

قبل از آن‌كه به تشريح عملكرد نورهای مصنوعي بپردازيم، بايد بدانيم فقط به دليل میزان حرارت رنگ است كه عكاسان معتقدند نور طبيعي بهترين نور براي عكاسي است و علي‌رغم اين همه تنوع در تكنولوژي و آزادي عمل با نورهاي مصنوعي و محدوديت كار با نور طبيعي هنوز اين اتفاق نظر در مورد نور طبيعي وجود دارد.

انواع نور

به‌طور کلی نورها به دو دسته تقسیم می‌شوند:

1-   نورهای طبیعی: که از تابش یا بازتابش منابع نور طبیعی حاصل می‌شوند مانند نور‌ خورشید در روز و نور ماه و ستارگان‌ در شب.

2-  نورهای مصنوعی: که از منابع افروزشی مانند آتش‌، شمع، فانوس و ... ایجاد می‌شوند و یا منابع انرژی دیگر باعث ایجاد آن‌ها می‌شوند، مانند روشنایی حاصل از لامپ‌های الکتریکی، تنگستن، فلورسنت[3]، ال ای دی[4] و سایر منابع نورانی.

نور طبیعی

طبیعت، نمایش نوری مداوم را اجرا می‌کند که غالباً بی‌توجه از آن می‌گذریم. در روز، نور طبیعی مهم‌ترین منبع روشنایی به‌شمار می‌آید. زاویة تابش و تراکم نور خورشید بنا به حرکت وضعی و گردش انتقالی زمین، در نوسان است. نور طبیعی گرچه حاصل درخشش آفتاب است اما در حقیقت از سه منبع مختلف به فضای داخل رخنه می‌کند:

  • خورشید؛
  • آسمان؛
  • زمین.

نورهای حاصل از آسمان و زمین تداوم بیش‌تری دارند و به خاطر پراکنده بودن تشعشعات، از کیفیت مطلوب‌تری برخوردارند.

نور طبیعی، از هنگام سپیده دم تا غروب در حال تغییر است و ‌طبق طول و عرض جغرافیایی، ‌شرایط هوا و میزان آب تغییر می‌کند. در هنگام سپیده‌دم، نور ایجاد شده است؛ اما همه چیز کم رنگ و سرد خاکستری به نظر می‌آید. وقتی که خورشید طلوع می‌کند، رنگ به تدریج گرم‌تر شده و به حداکثر درجه می‌رسد.

هنگام ظهر، شاهد بیش‌ترین غلظت نور(نور سفید) هستیم. در این هنگام سایه‌ها، عمیق و پررنگ شده و رنگ‌ها غلیظ می‌شوند. در هنگام غروب همه چیز به رنگ قرمز طلایی دیده می‌شوند.

ابرها در هر زمان از روز نورهای قرمز، نارنجی و زرد را از خود عبور نمی‌دهند‌، در نتیجه رنگ‌ها تیره‌تر به‌نظر می‌آیند. نور طبیعی در فضای داخلی مانند فضای خارجی تأثیرگذار است. دیوارها، اثاثیه و لوازم، همگی از نور تأثیر می‌گیرند.

در زمان‌های مختلف روز، نمای شرقی با نور درخشان صبح و نمای غربی با نور گرم بعد از ظهر، روشن می‌شود. نور شمالی، بسیار مناسب برای استودیوهای هنری است زیرا این نور تمامی طیف رنگ‌ها را شامل می‌شود.

‌طراحان معمولاً از نور طبیعی سود می‌برند و یا در صورت نیاز سعی می‌کنند که اثرات آن‌ها را خنثی کنند.

نور مصنوعی

نور به غیر از روشنایی استفاده‌های دیگری نیز دارد؛ به‌طور مثال می‌توان از آن در زمینة تبلیغات و یا ایجاد محیط‌های نورانی در شب استفاده کرد.

جلوه‌های نورپردازی فضاساز، عمدتاً بر آمیزش نور، سایه و بر واکنش اولیة ما نسبت به محیط، استوار است. نور سخت ممکن است همانندی برای نور داغ خورشید باشد و ماهیت‌هایی مانند تحرک، حیات و خشونت را نیز نشان دهد. در نورپردازی‌، اگر توازن مقادیر پس زمینه در جهات مختلف دید بیننده متفاوت باشد، تداوم تصویری به هم می‌ریزد.

با تحت کنترل قرار دادن نور می‌توانیم در نورپردازی، تضاد میان عناصر را تا حد نیاز، متناسب کنیم. مثلاً اگر تضاد بسیار زیاد باشد، می‌توان نواحی تاریک را به شدت روشن کرد.

مختصری دربارة نورپردازی

با توجه و فرض بر این‌که خواص فیزیکی نور و انتشار آن را می‌دانیم. به‌طور کلی سه وظیفه اصلی برای نور در عکاسی و فیلم‌برداری تعریف می‌شود.

الف- expose : نور باید به اندازه کافی وجود داشته باشد تا ما بتوانیم عکس یا فیلمی با توجه به حساسیت نگاتیو و یا حساسیت حس‌گر دوربین عکاسی یا تصویربرداری داشته باشیم. می‌دانیم برای نگاتیوها یا حسگر دوربین حداقل نوری که بتواند تصویری با روشنایی کافی داشته باشد تعریف شده که می‌توانیم آن را به زبان فارسی ارزش نورپذیری بنامیم. نگاتیوهای با حساسیت بالاتر و یا حس‌گر دوربین‌های دیجیتال با I.S.O بالاتر می‌توانند در نورهای با شدت کم‌تر تصویر بگیرند.[5]

از طرفی هر گاه شدت نور بیش از حد تحمل نگاتوی و I.S.O دوربین باشد تصویر به‌دست آمده بسیار روشن و فاقد جزئیات خواهد بود. به چنین تصویری در اصطلاح فیلم‌برداری
over expose و در ویدئو saturation یا اشباع شدگی از نور می‌گوییم و هر گاه شدت نور در کل تصویر یا بعضی نواحی تصویر آن‌قدر کم باشد که نتواند جزئیات تصویر را نشان دهد آن را under expose و در ویدئو low key saturation می‌گوییم.

بنابراین تصویری از لحاظ نور درست خواهد بود که در تمام نقاط، شدت نور به اندازه کافی بوده و قادر باشد جزئیات نقاطی را که می‌خواهیم به خوبی نشان دهد.

اما ممکن است گاهی بخواهیم عمداً بعضی نقاط پر نور یا کم نورتر در عکس یا فیلم جلوه‌گر شود که آن‌گاه با ایجاد نسبت نوری مشخص بین نقاط تاریک و روشن و بر حسب تصمیم خودمان نورپردازی می‌کنیم. این نقاط تاریک و روشن جلوه‌های خاصی به تصویر می‌دهد که در قسمت‌های بعدی به آن خواهیم پرداخت.

ب- فضاسازی: یکی از مهم‌ترین کاربردهای نور در عکاسی و فیلم‌برداری، نورپردازی برای ایجاد فضاهای خاص نوری است مانند فضای شب، فضای مهتاب، فضای شاد، فضای غمگین، فضای ترسناک، فضاهای عاطفی و ... که در تمام فیلم‌ها و عکس‌ها وجود دارند. برای ایجاد این فضاها باید از شدت‌های مختلف نور و انواع گوناگون چراغ‌ها و فیلترها و اندکی سلیقه و کسب مهارت در ایجاد تنالیته‌های رنگی و یا سیاه و سفید و خاکستری بهره برد. آشنایی با دانش رنگ‌ها و هماهنگی رنگ‌های مختلف با یک‌دیگر، دمای رنگی انواع چراغ‌ها و یا ساعات مختلف نور خورشید اثر نورهای بر روی رنگ‌های پیگمنتی لازمه تصویرسازی برای نمایش فضاهای گوناگون و خاص است.

ج- شخصیت‌سازی: یکی دیگر از اهداف عکاسی و فیلم‌برداری هنری شخصیت‌سازی است. با نورپردازی می‌توان چهره شخصی را جوان‌تر، زیباتر، لاغرتر، شادتر و چاق‌تر نشان داد و یا برعکس. نور باید بتواند شخصیت درونی اشخاص را در یک عکس یا فیلم به تماشا بگذارد و این کاری است که خیلی از عکاسان مشهور با پرتره‌های افراد مختلف توانسته‌اند لحظات زیبایی خلق کنند یا حتی بیننده بتواند با کمی اشتباه شغل فرد را از روی عکس تشخیص دهد.

در تمام فیلم‌های سینمایی و سریال‌های تلویزیونی یا صحنه‌ تئاتر با نورپردازی‌های دراماتیک و ایجاد سایه روشن‌ها و یا با استفاده از نورهای رنگی روی چهره افراد می‌توان اثر ترس یا شادی یا خشم را نشان داد.

انواع نور و چراغ‌های نورپردازی

به‌طور کلی نور را از نظر کلوین به نورهای K5600 و K3200 تقسیم‌بندی می‌کنند. ولی با توجه به شرایط محیط و نورهای موجود می‌توان با فیلترهای اصلاح کلوین آن را کاهش یا افزایش داد و با توجه به نوع نگاتیو یا کلوین دوربین دیجیتال، هماهنگی لازم را به‌وجود آورد. ولی از نظر نوع تابش و ساختمان چراغ‌ها و منابع نور، نورها را به نور نرم و سخت تقسیم‌بندی می‌کنند.

نورهای سخت(Hard) معمولاً سایه‌های خیلی تیره ایجاد می‌کنند و اختلاف بین نقاط تاریک و روشن زیاد است. سایه‌ها همگی با خطوط مشخص و تیز از نقاط روشن دیده می‌شوند. این نور تصاویر را برجسته‌تر و خشن‌تر نشان می‌دهد. برای ایجاد نور سخت به‌وسیله چراغ‌ها این نور را بدون واسطه به وسیله لامپ به‌کار می‌برند و در جلوی چراغ یا از لنزهای گوناگون مانند لنزهای فرنل استفاده می‌شود. در نتیجه می‌توان شعاع‌های نور را جمع کرده و به صورت spot متمرکز به سوژه تاباند. کنتراست ایجاد شده در تصویر بالاست.

نورهای نرم مرز بین تاریک و روشن را به‌طور ملایم نشان داده و نور به‌تدریج از نقاط روشن به نقاط کم نورتر میرود. این نقاط زیباتر و عاطفی‌ترند.

برای ایجاد نور نرم از راه‌های گوناگون می‌توان استفاده کرد یا نورها را به‌وسیله بانک نوری[6]light bank که در مقابل چراغ‌ها یا فلاش‌ها قرار می‌گیرد نرم کرد یا با تابش نور به یک منعکس کننده(رفلکتور) و بازگشت شعاع‌های منعکس نور، نور را نرم کرد و یا به‌وسیله به‌کار بردن انواع فیلترهای spun[7] (فیلترهای منسوج نبافته از الیاف شیشه و برفکی) در جلوی چراغ‌ها و فلاش‌ها نور نرم ایجاد کرد که اثری در افزایش و کاهش کلوین نداشته و برحسب ضخامت خود بخشی از شدت نور را کاهش می‌دهند که باید به آن توجه کرد.

نور طبیعی یا مصنوعی از لحاظ بصری به دو نوع سخت و نرم تقسيم‌بندي مي‌شوند‌.

نورسخت(‌نورسایه‌ساز)(Hard light)

نور سخت قدرتمند و قاطع بوده و سایه‌های قوی و مشخصی ایجاد می‌کند. ‌این نور خطوط خارجی سطح بافت را آشکار می‌سازد، کاملاً جهت‌دار است و می‌توان آن‌را محصور کرد. این نور سخت، چه از خورشید سرچشمه گرفته باشد و یا از چراغ و سایر منابع نورانی، یکسان است.

هر چه تمرکز منبع نور بیش‌تر و فاصلة آن دورتر باشد، نور آن سخت‌تر نمود پیدا می‌کند.

‌اگر فاصلة منبع نور، کم یا نسبت به موضوع، اندازة بزرگ‌تری داشته باشد، لبة سایه‌ها نرم و نامشخص خواهد بود.

نور سخت را به خاطر ماهیت آن می‌توان برای جلوگیری از روشن‌سازی نواحی مجاور به‌راحتی محصور کرد. هر موضوعی در نور سخت، بر حسب مقتضیات روش نورپردازی، خصوصیتی خشن و سخت پیدا می‌کند.

نور نرم(Soft light)

روشنایی پراکنده و بدون سایه، ممکن است هم از آسمان تیرة ابرآلود حاصل شود، هم از یک حباب فلورسنت سقفی و یا از یک منبع نور سخت که به‌وسیلة مواد پخش‌کنندة نور پوشیده شده باشد. نور منبعی با دهانة بزرگ مانع از نفوذ بافت شده و جزيیات نواحی سایه‌ای را بدون خلق سایه‌های زیاد و روشنایی تند، آشکار می‌سازد.

برجسته‌نمایی یا هر گونه تنوع مایه‌های ناشی از ناهمواری سطح، به حد قابل ملاحظه‌ای کاهش پیدا می‌کنند.

جلوگیری از پخش شدن نور نرم ناخواسته امری غیر ممکن است. این نوع نور تخت ممکن است همه چیز را به ما نشان دهد، اما در واقع از لحاظ زیبایی‌شناسی نور محدودیت‌های بسیاری دارد. اگر نور نرم مستقیماً پشت سر ما قرار گرفته باشد و یا این‌که موضوع را با زاویة باز روشن کند، نواحی سایه‌ای یا سایه‌های خارجی دیده نمی‌شوند.

نورپردازی

استفاده از عوامل و امکانات نوری برای جلوه دادن به فضا، اشیا و سطوح را نورپردازی می‌گویند.

که به یکی از سه وضعیت اصلی نورپردازی 1- سایه روشن (low key) 2- نورپردازی مایه روشن (high key) 3- نورپرداری ضد نور (silhouette) تمایل دارد.

در نورپردازی ضرورتاً با موقعیتی سه بعدی سرو کار داریم. هر وضعیتی در فضا با مختصات عمودی و افقی مشخص می‌شود. بنابراین ساده‌تر است که مختصات عمودی و افقی را نیز برای نور تعریف کنیم، زیرا نتیجه آمیزه‌ای از خصایص هر دو است.

در بیش‌تر موضوع‌ها به محض این‌که زاویة نور را تغییر می‌دهیم، نمود موضوع به‌تدریج تغییر می‌کند؛ به‌طوري كه اگر پرتوی نور نسبت به سطح مایل شود، این تغییرات بیش‌تر است.

اساسی‌ترین مورد در نورپردازی، جهت مؤثر نور است که باید آن‌را با توجه به نقطة دید ارزیابی کرد. اگر نور مستقیماً به موضوع بتابد(از پشت سر بیننده) نور جلو نامیده می‌شود. در صورتی که اگر نور مستقیماً به بیننده(از پشت سر موضوع) باشد، تبدیل به نور پشت می‌شود. با چرخاندن نور در اطراف موضوع می‌توان جنبه‌های گوناگون آن‌را آشکار کرد. در طراحی نوری باید به این مسئله توجه داشت که جلوة زاویة افقی نور به همان درجه از اهمیت برخوردار است که زاویة عمودی.

هم‌چنین باید سعی کرد که فضا دارای نور یکنواخت نباشد تا تخت و بي‌روح جلوه نکند.

غالباً برای ساختن جلوه‌ای که مورد نظر است، یک سلسله چراغ در ترکیب با یکدیگر نیاز داریم؛ مثلاً در نمایش طبیعت بی‌جان، نورهایی که شکل سه بعدی شی را به نمایش می‌گذارند، ممکن است با نور مناسبی که بتواند شکل تزئینی و بافت آن‌را مورد کاوش قرار دهد، کاملاً متفاوت باشد. کارکردهای ویژة چراغ، نام‌های گوناگونی به خود گرفته است. بعضی از آن‌ها کاربردی خاص و بعضی دیگر استفاده‌های متعدد و گیج‌کننده دارند. کارکرد چراغ با تغییر موقعیت چشم تغییر می‌کند. چراغ بسته به تغییر موضع چشم ممکن است نور جلو، نور جانبی، نور پشت و نور بالا داشته باشد. در یک برنامة نورپردازی که از چند جهت قابل رؤیت است، باید اساس نورپردازی با توجه به نقطة دید خاصی انجام گیرد.

نور اصلی(Key Light)

در نورپردازی، موضوع اولین گام، استقرار نور اصلی است. این نور، چه در جهت و چه در رویارویی با جلوة نورهای دیگر، معمولاً باید مسلط باشد و به سادگی می‌تواند اثر نورهای دیگر را با کاهش برجسته‌نمایی آن یا با خلق سردرگمی ناشی از سایه‌ها، خنثی سازد. نور اصلی معمولاً در جلو و در زاویه‌ای نسبت به محور دید قرار می‌گیرد و سایه‌های اصلی را ایجاد می‌کند.

وظیفة این نور، روشن کردن سوژه است به‌طوری که بتوانیم موضوع را تشخیص بدهیم. هرگاه ما فرض کنیم سوژه در مرکز یک ساعت قرار دارد اگر نور اصلی از نقطه ساعت 6 به او بتابد این نور تمام چهره و سوژه را به‌طور کامل و یکنواخت روشن کرده و تصویری تخت بدون سایه و بُعد تشکیل می‌شود. حال اگر نور را به طرف ساعت 4 یا 7(به طرف چپ یا راست سوژه) به تدریج حرکت دهیم سایه‌هایی در یکی از طرفین صورت تشکیل می‌شود. این سایه‌ها باعث ایجاد بُعد و حجم در سوژه می‌شود. با توجه به آناتومی صورت، گونه‌ها، بینی و چشم‌ها و چانه می‌توان زاویه مناسب تابش نور اصلی از بهترین مکان را پیدا کرد که معمولاً در نقطه حدود ساعت 5 می‌باشد. اگر این نور سخت باشد، سایه‌ها پر رنگ و مرز بین تاریکی و روشنایی خطوط کاملاً واضح و تیز خواهد بود.

نور پرکننده‌(Fill Light)

نور نرم بی‌سایه‌ای است ‌که هم برای کاستن از خشونت و تندی سایة اصلی(یعنی تخفیف دامنة تضاد نقاط پر نور و سایه) و هم برای آشکار ساختن تصوير به‌کار می‌رود. نور تلطیف‌کننده نباید به‌طور آرمانی تغییری در میزان نوردهی ایجاد کند، سایة جعلی خاص خود را ایجاد کند و جلوة نور اصلی را خنثی سازد. این نور باید قادر باشد به تنهایی روشن شود و هیچ‌گونه سایه‌بندی و برجسته نمایی ناخواسته‌ای نداشته باشد. در بسیاری از مواقع این نور پر قدرت برای رفع اشتباهات و پنهان کردن برجسته نمایی‌های زشت به‌کار می‌روند. از آ‌ن‌جا که هدف نور پرکننده تقویت نور اصلی است، هیچ‌گاه نباید شدت آن بیش‌تر از نور اصلی باشد.

اهمیت نور پرکننده بستگی به آن نواحی از موضوع که به‌وسیلة آن روشن شده است و هم‌چنین به وسعت سطحی که روشن می‌کند، دارد. مثلاً هنگامی که نور از جلو به موضوعی می‌تابد، به دلیل کوچک بودن مناطق سایه، اهمیت این نور کم‌تر از هنگامی است که از گوشه به موضوع نور می‌دهیم و به دلیل اهمیت وسعت مناطق سایه، به اندازة نور اصلی می‌شود.

نور پشت(Back Light)

نوری است که از پشت به سر سوژه، به بگ گراند(فون) می‌تابد. نوری که در جهت نقطة دید است و باعث برجستگي تصوير مي‌شود. نور پشت به‌طور کلی چند هدف را دنبال می‌کند:

1- این نور، خطوط جانبی یا کل موضوع را می‌نمایاند و حاشیه‌ای با مایه‌ای متفاوت، به دور آن به‌وجود می‌آورد که آن‌را از پس زمینه جدا می‌سازد. مثلاً وقتی موضوع پوششی تیره دارد و در پس زمینة تیره حل می‌شود، نور پشت بسیار با ارزش می‌شود.

2- خطوط مرزی لبه‌ها را آشکار می‌سازد.

3- نور پشت می‌تواند مناطقی را که سایة نور اصلی واقع شده و توسط نور تلطیف کننده آشکار شده‌اند را روشن سازد.

4- نور پشت می‌تواند جزئیات اجسام نیمه شفاف و نقوش نور بافت را آشکار کند.

این نور معمولاً سوژه را از زمینه پشت جدا می‌کند. ممکن است زمینه پشت عکس مشکی یا رنگی تیره داشته و لباس سوژه و موهای او مشکی باشد. این نور با ایجاد یک خط نوری ملایم در روی لباس و موها از یکی شدن و چسبیدن تصویر سوژه به زمینه پشت سر جلوگیری می‌کند و در ضمن به تصویر ما بُعد می‌دهد.

اگر این نور بیش از اندازه شدت داشته باشد در روی موها و یا لباس یا پشت سر، بیش از حد خود را نشان داده و باعث پر نوری این نقاط خواهد شد و بافت کیفیت آن نقاط را از بین خوهد برد و اگر از پشت سر به پوست صورت و یا ریش‌ها بتابد این نقاط را بیش‌تر برجسته کرده و به‌صورت غلوآمیز و به صورت نور جانبی خود را نمایش می‌دهد. این مورد خصوصاً در مورد پوست‌های پیر و چروک‌دار و افراد مسن باعث زشتی صورت و پیرتر شدن شخص می‌شود و نیز اگر موها روی گوش‌ها را نپوشانده باشد آن‌ها را بزرگ‌تر و روشن‌تر نشان خواهد داد. در موردهای موهای کم و سرهای بی‌مو و یا موهای سفید نیز آن‌ها را بسیار سفید و سر طاس را بسیار درخشان نشان می‌دهد که به زشتی عکس می‌افزاید. برای رفع تمام این عیوب این نور باید بسیار کنترل شده و با دقت به پشت سر بتابد. از این‌رو باید به چهار نکته اساسی در این مورد دقت شود: شدت نور- جهت نور- ارتفاع نور- نرم یا سخت بودن نور.

برای سرهای طاس و یا کم مو و سفید از یک منبع نور با لایت بانک و از ارتفاع بالاتر استفاده می‌کنیم و با کنترل شدت نور سعی می‌کنیم انعکاس‌های بد را برطرف کنیم. برای موهای آرایش شده علاوه بر نور بک لایت که لباس را از پشت روشن می‌کند معمولاً از یک یا دو نور متمرکز(Snoot یا قیف بر روی فلاش) می‌توان استفاده کرد. در مورد نور پشت باید توجه داشت برای لباس‌های سفید و یا رنگ‌های روشن شدت نور باید به قدری باشد تا سوختگی نوری و یا درخشش زیاد روی لباس‌ها خصوصاً لباس‌های با الیاف نایلونی که انعکاس زیادتری ایجاد نکند. اگر زمینه (فون) پشت عکس روشن باشد معمولاً از نورهای بک لایت بسیار ملایم و نرم استفاده می‌شود.

زیرا رنگ روشن زمینه(فون پشت) باعث تضاد و کنتراست با لباس، موها و سوژه‌ها می‌شود. در عکاسی اگر فقط تنها از نور پشت استفاده شود تصویر به صورت ضد نور (silhouette) خواهد بود.

‌القای عمق به‌وسيلة سايه

در نورپردازی از طریق استفاده از نور، سایه به‌دست می‌آید. نور، روی یک عنصر آن برجسته ایجاد‌ کرده و سایه، جلب توجه و درخشندگي آن‌را از بين مي‌برد‌.

ترکیب این دو، عمق یا حالت سه بعدی به ساخت هنری می‌دهد. چون ما در زندگی روزمره به دیدن اجسام به حالت سه بعدی عادت داریم، این نوع نورپردازی خیلی واقعی به نظر می‌رسد.

نور به ما کمک می‌کند تا چشم بیننده را به نقطه‌ای که مد نظرداریم، بکشانیم و نگاه کردن به جهتی معین و توجه‌ به جزئیات خاص را به او القا کنیم. چشم، توسط مواردی مانند درجه‌های روشنایی جدا از هم، تضاد شدید درجه‌های روشنایی هم‌جوار، رنگ‌های اشباع شده، رنگ‌مایه‌های روشن و نواحی واضح در درون میدان دیدی ناواضح جلب می‌شود و به طرف ترکیب‌بندی خطوط هم‌گرا و مایه‌هایی که به‌تدریج(معمولاً از نواحی روشن) نمود دارند، کشانده می‌شود.

نور مو(Hair-Light)

نور مستقیم از یک چراغ متمرکز (spot light)که برای نمایش شکل و بافت مو به‌کار می‌رود، در این حالت نور از بالای سر به‌صورت مشخص بر روی قسمتی از موهای سر تابانیده می‌شود و به این صورت باعث شفافیت و تفکیک‌پذیری تارهای مو از سایر قسمت‌های تصویر، به‌خصوص از پس زمینه، می‌شود.

نور رامبراند( Rambrand-Light)

شیوه‌ای در نورپردازی چهره است، ویژگی بارز آن این است که نور در یک محدودة دایره شکلی که اطراف آن تاریک است قرار گرفته و به‌طور موضعی محدوده‌ای مشخص را روشن می‌کند. چون در آثار رامبراند، نقاش هلندی از این روش به شکل تکنیکی منحصر به فرد استفاده شده است، این سبک نورپردازی به این نام مشهور است. زاویه نورپردازی معمولاً 45 درجه است.

نور پروانه‌ای(Butterfly-Light)

نوعی نورپردازی چهره که در آن نور اصلی در برابر صورت، اما از زاویة بلند تابیده می‌شود، در این حالت سایة بینی روی لب بالایی می‌افتد.

نورپردازی زهوار(Rim Lighting)

منبع نور در پشت سوژه است و خط باریکی از نور دور تا دور را به‌صورت نوار روشن می‌کند. برای برجسته‌تر کردن لباس‌های تیره نیز گاهی از این شیوه استفاده می‌شود حتی در عکاسی تبلیغاتی و صنعتی بسته به موضوع این روش به‌کار می‌رود.

نورپردازی به روش نوتان(Notan)

در این روش سعی می‌شود تمام سوژه یا چهره از روبه‌رو به‌صورت یکنواخت روشن شود.

نور جانبی(Side Light)

به منظور برجسته کردن بافت سوژه است. نور باید با زاویه کمی به سطح مورد نظر بتابد.

نور موضعی(Flashing)

لکه‌ای از نور برای روشن کردن قسمت خاصی از سوژه مانند دکور- چهره- مو استفاده می‌شود و برای ایجاد آن از چراغ‌هایی باع عدسی‌های گوناگون، صفحاتی به روزنه کوچک مقابل چراغ، چراغ با لنزهای فرنل و Spot کردن نور چراغ لنزی و Snoot استفاده می‌شود.

نور دکور(Set Light)

نوری که برای روشن کردن دکور در صفحه استفاده می‌شود.

نور چشم(Eye light)

نور ضعیفی که به چشمان بازیگر یا سوژه تابانیده می‌شود تا به چشم بازیگر حالت دهد.

نور اشیا(Objective Light)

از این نور برای هویت دادن به اشیاء و سوژه‌های کوچک و یا خاصی کردن شیئی در صفحه استفاده کنند. مثلاً در فیلم روانی هیچکاک این نور داخل لیوان شیر قرار داده شده و بیننده با دیدن لیوان بدون این‌که متوجه قرار داشتن چراغ در داخل لیوان شود جلب توجه و احساس ویژه‌ای به لیوان دارد.

سایر نورها

-     نورپردازی جهت کاهش یافتن نور پس زمینه(Drop Bak Light)

-     نورپردازی عریض (Broad Lighting)

-     نورپردازی باریک (Short lighting)

-     نورپردازی دو نیم کننده (Split Lihgting)

-     نورپردازی ضد نور با قرار گرفتن سوژه در مقابل منابع نوری شدید و بسته شدن دیافراگم ضد نور ایجاد می‌شود. (Slihouette)

ابزارهاي نورپردازي

در نورپردازی، ابزارهای گوناگونی استفاده می‌شود که شامل موارد زیر است:

  1. پروژکتورها
  2. لامپ‌ها
  3. فلاش‌ها
  4. فیلترها
  5. بازتابنده‌ها(reflectors)
  6. ابزارهای دیگر

انواعپروژکتورها

پروژکتورهای نور لکه‌ای یا اسپات لایت(spotlight)

این منبع نور، باریکة قابل کنترلی از نور ارایه می‌دهد. این باریکه را می‌توان به قدری باریک کرد که لکة نور روی فرد یا محل مورد نظر بیفتد. چنین منبع نوری معمولاً از یک محفظة استوانه‌ای شکل، بازتاب دهنده‌ای در پشت چراغ و یک عدسی در جلوی آن تشکیل شده است.

کانونی کردن و باریکه کردن نور با حرکت چراغ و در مواردی با حرکت عدسي امکان‌پذیر است.

چراغ‌های لکه‌ای رو باز معمولاً عدسی ندارند و باریکة پهن‌تری ارایه می‌کنند. این پروژکتورها معمولاً به پایه‌ایU یا Y شکل متصل می‌شوند و به مدد آن می‌توانند بر روی پایه‌های بلند نصب شوند. این پروژکتورها دارای قدرت‌های مختلف بین 100 تا 10000 وات هستند.

از این نوع پروژکتورها اغلب در نورپردازی تئاتر، سیرک و جشن‌های تلویزیونی برای تأکید بر قسمت‌های خاصی از تصویر استفاده می‌شود.

پروژکتورهای تختFlat))

این نوع پروژکتورها که انواع مختلفی دارند و با لامپ‌های متفاوتی کار می‌کنند از این لحاظ که نور تخت و یکدست تولید می‌کنند و برخلاف پروژکتورهای اسپات نور متمرکز و قابل کنترل ندارند به پروژکتورهای فلت موسوم‌اند.

رایج‌ترین این نوع پروژکتورها با لامپ‌های قلمی و سوزنی کار می‌کنند. مدل‌هایی از آن‌ که مورد استفادة تصویربرداران تلویزیونی و مجالس است با لامپ‌های قلمی پایه کوتاه 800 وات و یا 1000 وات کار می‌کنند. برخی از پروژکتورهای فلت دارای دو لامپ قلمی و2000 وات هستند‌.

اغلب پروژکتورهای مورد استفادة تصویربرداران مجالس مجهز به فن خنک‌کننده هستند و مهم‌ترین ویژگی حرفه‌ای این پروژکتورها استفاده از لامپ‌هایی با 3200 تا 3400 کلوین است.

بر این اساس لامپ‌های مختلفی در انواع پروژکتورها مورد استفاده قرار می‌گیرند که برخی از مشهور‌ترین آن‌ها عبارتند از:

لامپ فتو فلود(Photo Flood): این پروژکتورها به‌صورت لامپ‌های نیمه کروی هستند که معمولاً قسمتی از سطح داخلی آن‌ها نقره اندود شده‌اند، با ولتاژی بیش از ولتاژ عادی کار می‌کنند(250 تا 1000‌ ولت) و می‌توانند نور زیادی تولید کنند اما این کار باعث کاهش عمر و دوام لامپ ‌می‌شود. توان این پروژکتورها‌ 375 تا 500 وات و در نوع‌های جدید، بالاتر است. این پروژکتورها را به هر نوع سرپیچی می‌توان وصل کرد.

لامپ کوارتز[8](Quartz Bulb): این پروژکتور‌ها دارای لامپ‌های دو قطبی کشیده و بزرگ هستند که با دو درب فلزی ‌می‌توان نور آن‌ها را کم و زیاد کرده و جهت داد. ‌این لامپ حاوی یک رشتة تنگستن در یک گاز هالوژنه نظیر ید یا برم است.

جنس شیشة این پروژکتورها معمولاً کوارتز است و در دماهای زیادی که از چراغ ساطع می‌شود، ذوب نمی‌شود. این پروژکتورها سبک بوده و برای فیلم‌برداری در محل‌های مختلف، به‌ویژه فیلم‌های خبری، مناسبند. توان این پروژکتورها از 500 تا 2000 وات است.

لامپ قوس زغالی‌(Carbon Arc Lamps‌): این چراغ‌ها منبع نور‌ی بسیار قوی‌، اما کم ولتاژ هستند. در این پروژکتورها با ایجاد کمان الکتریکی توسط زغال‌های مخصوص، صحنه مانند روز روشن می‌شود.

این چراغ‌ها گرچه با سر و صدای زیادی کار می‌کنند و عمر نسبتاً کمی دارند، اما زمانی تنها و بهترین منبع نوردهی داخل استودیوها به حساب می‌آمدند و هنوز هم وقتی به نور زیادی نیاز است، منبع بسیار خوبی هستند.

پروژکتوردینکیDinky))

این پروژکتور که شکل ظاهری آن به‌صورت استوانه‌ای بلند است‌، دارای توانی برابر 1000 تا 3000 وات است. بعضی از این پروژکتور‌ها، دارای آداپتوری هستند که به‌وسیلة آن می‌توان دهانة نوردهی پروژکتور را کوچک و یا بزرگ کرد.

پروژکتور کاسه‌ای‌(Scoop)

پروژکتوری با بازتابه‌ای بزرگ و یک لامپ لخت به قدرت 500 یا 1000 وات است که می‌تواند نوری گسترده و پهن ارایه دهد. از این منبع نور معمولاً برای یک دست روشن کرن پس زمینه استفاده می‌شود.

پروژکتور گزنون(Xenon)

چراغی پر قدرت است که بین دو الکترود تنگستن آن‌، در محفظه‌ای سرشار از گاز گزنون، یک قوس الکتریکی تشکیل می‌شود.

ابزارهایپرتوافشان(luminant)

لامپ یا چراغ، حباب مسدود شده‌ای است که عموماً یک افروزه(فیلامان) در آن قرار دارد. در اثر عبور جریان برق، افروزه با حرارت، روشن و فروزان می‌شود و تابش‌های نوری را منتشر می‌کند. امروزه‌، لامپ‌ها اقسام مختلفی دارند.‌ ما به شناخت بعضی از آن‌ها که کاربردی‌تر هستند، اکتفا کنیم.

انواعلامپ‌ها

لامپتنگستن(tungsten lamp)

ساده‌ترین و مرسوم‌ترین نوع لامپ است که وسیع‌ترین طیف رنگی را دارد. این لامپ‌ها گرچه رنگ‌های قرمز را به خوبی جلوه می‌دهند اما اشیایی را که تحت نور طبیعی، آبی یا ارغوانی هستند کم‌رنگ می‌سازند و در نتیجه ضعیف‌تر و مبهم‌تر دیده می‌شوند. ‌انواع حرفه‌ای آن، از چند واتی تا چند کیلو واتی، به عکاس حق انتخاب می‌دهد. هر چند این لامپ مصرف بالایی دارد و در موارد زیادی قابل استفاده است اما معایبی هم دارد. اول، انرژی زیادی را به‌عنوان گرما تلف می‌کند. دوم، در شرایط کار در درجة حرارت بالا، فلز فیلامان ذوب شده و نازک می‌شود. سوم، گاز آرگون با نیتروژن درون لامپ در قسمت‌های سردتر حباب متراکم می‌شوند و با ته نشین شدن، لکه‌های تیره‌ای را به‌وجود می‌آورند. چهارم، اتم‌های تنگستن در اثر کار تبخیر شده، لایه‌ای تیره رنگ در سطح داخلی حباب ایجاد می‌کنند.

لامپ تنگستن- هالوژن‌(tungsten-halogen lamp)‌

لامپی که در آن مقدار کمی از یک هالوژن مانند یدوبروم در حباب قرار دارد، دارای خاصیت ترکیب با تنگستن در واکنشی دو جانبه است که با گرما کنترل می‌شود. با افزودن بخار یک هالوژن، فرآیند دورانی حیات تازه به‌وجود می‌آید. به نحوی که تنگستن، تبخیر شده دوباره بر روی فیلامان ته‌نشین می‌شود و از تیره شدن ‌حباب و باریک شدن فیلامان جوگیری می‌کند.‌ از دست زدن به حباب کوارتزی خودداری کنید، برای این کار از دستکش، پارچه یا کاغذ استفاده کنید، زیرا این حباب‌ها با اسید پوست، تیره یا ضعیف می‌شوند. در صورت تماس تصادفی، سطح بیرونی حباب را با الکل بشویید.

لامپ تخلیه‌ای(discharge lamp)

منبع نوری است که در آن جریان برق از طریق گازی محبوس در یک حباب عبور می‌کند و لامپ روشن می‌شود. رنگ نور به جنس گاز بستگی دارد و دما در این میان تأثیری ندارد. در اصطلاح، اغلب این لامپ‌ها را لامپ گازی می‌نامند مانند:

  • لامپ فلورسنت
  • لامپ بخار جیوه
  • لامپ بخار سدیم

لامپ فلورسنت‌(fluores canit lamp)

معمولاً لامپی به شکل لوله و از جنس‌ شیشه است که درون ‌آن گاز آرگون و اندکی بخار جیوه‌ وجود دارد و هر کدام دارای یک الکترودند. سطح داخلی شیشه با مادة فلورسان پوشیده شده است. زمانی که بین دو الکترود ولتاژ کافی برقرار شود، بخار جیوه در لوله تخلیة الکتریکی انجام می‌دهد و در نتیجه تابش‌های فرابنفش به‌وجود می‌آیند و نور از اندود جلوتر لوله منتشر می‌شود. هدر رفتن انرژی در این لامپ کم شده است. اما بزرگ‌ترین تغییری که در این لامپ‌ها به‌وجود آمده، تنوع رنگ آن است. در 30 سال گذشته تنها شانس دو انتخاب رنگ سفید سرد یا سفید گرم مطرح بوده است، رنگ سفید سرد به همه چیز ته رنگ مایل به سبز می‌دهد حال آن‌که رنگ سفید گرم پوششی از نارنجی مایل به صورتی در محیط ایجاد می‌کندکه به نظر می‌رسد تجانسی با برق معمولی دارد که البته این‌گونه نیست. در حال حاضر بیش از 200 نوع رنگ در لامپ‌های فلورسنت قابل حصول است. رنگ لامپ‌ها با مقیاس کلوین اندازه‌گیری می‌شود که با این مقیاس پایین‌ترین رنگ، رنگ نارنجی تیره و بالاترین آن، آبی سیر است. لامپ‌های فلورسنت آفتابی نوری تقریباً نزدیک به نور آفتاب را تولید می‌کنند و از آنجا که رنگ‌ها در روز واقعی‌تر نشان داده می‌شوند، این نوع نور برای نشان دادن ترکیب‌بندی رنگ‌ها بسیار عالی است(فروشگاه‌های لباس یا نمایشگاه‌های هنری و غیره).

برای چراغ‌های تبلیغاتی و تزئینی از لامپ‌های فلورسنت پرولتاژ استفاده می‌شود که با 5000 تا 6000 ولت تغذیه می‌شوند. این لامپ‌ها قابلیت شکل‌گیری برای حروف تزئینی طرح‌های فیگوراتیو را دارا بوده و به‌طور ساده با ترانسفورماتور قابل کنترل هستند.

لامپ کاتدی سرد، از انواع فلورسنت است که در برخی از دستگاه‌های آگراندیسمان از آن به‌عنوان منبع نور استفاده می‌شود. در مواردی که گرمای لامپ، کار را مشکل می‌سازد؛ استفاده از این نوع منبع نور راه‌حل مناسبی است؛ اما به دلیل پوشش روی لوله، نوع حاصل از آن نرم بوده و کاهش کنتراست را سبب می‌شود.

لامپبخارجیوه

لامپ‌های جیوه‌ای، نوری روشن، مانند مهتابی دارند و لامپ‌های بخار سدیم دارای نور زرد هستند.

لامپ بخار جیوه، از حبابی شیشه‌ای محتوی بخار جیوه تشکیل شده است. هنگامی که جریان برق از آن عبور می‌کند، نور شدیدی در آن تولید می‌شود. این نور از تابش‌های فرابنفش غنی است و در نورپردازی مصنوعی، دمای رنگ آن مشکلاتی را ایجاد می‌کند. این لامپ در واقع نوعی قوس جیوه است که در داخل حباب شیشه‌ای قرار دارد و از انواع لامپ گازی به‌شمار می‌آید.

قوس زغالی‌(CarbonArc)

قوس زغالی، با ولتاژ پایین و جریان برق شدید برای ایجاد شدت نور زیاد و کیفیت رنگی ممتاز به‌کار می‌رود. قوس زغالی، منبع نور نقطه‌ای بسیار تمرکز یافته‌ای است و روشنایی شفاف و واضحی با برجسته‌نمایی و نمایش سایه ایجاد می‌کند. جریان برق از دو الکترود زغالی عبور کرده و ایجاد نور می‌کند. این نور دمای رنگی نزدیک به نور روز دارد.

فلاش‌ها

فلاش وسیله‌ای است که می‌تواند بسیاری از کاستی‌های نور را جبران کند. علاوه بر نور مصنوعی قابل دسترس و جبران کنندة کاستی‌های نور محیط، کاربردهای دیگری نیز دارد، از جمله خارج ساختن موضوع از حالت ضد نور، رفع یا تعدیل سایه‌های نامطلوب، منبعی برای ترکیب با منابع نوری دیگر، ثابت کردن حرکت‌های سریع در محیط‌های کم نور و استفاده از برای خلق حالت‌های خاص. فلاش، تخلیة سریع و یک‌بارة نور را انجام می‌دهد، به همین دلیل به آن «Speedlight» نیز گفته می‌شود.

فلاش‌های الکترونیک اشکال متنوعی دارند، از انواع کوچک آن برای نصب روی دوربین‌های mm35 و ديجيتال تا مدل‌های سنگین حرفه‌ای که می‌توانند در آتليه‌هاي عكاسي و استوديوها مورد استفاده قرار گيرند. علی‌رغم این تفاوت‌ها، تمام فلاش‌ها در مشخصات اولیه یکسان هستند.

برخلاف پروژکتورها که نور مستمر محسوب می‌شوند، فلاش‌ها لحظه‌ای عمل می‌کنند و در زمان کوتاهی فعال مي‌شوند، به همین دلیل در تصاوير متحرك و يا عکاسی از کودکان وضوح مطلوب‌تری نسبت به عکس‌هایی که با پروژکتور عکاسی می‌شوند، دارند.

دمای رنگ نور فلاش به نور روز نزدیک است و اصلاح رنگ عکس‌هایی که با فلاش عکس‌برداری می‌شوند بسیار ساده‌تر از عکس‌هایی است که با پروژکتور عکاسی شده‌اند. هماهنگی در مجموعة فلاش‌ها نیز یک حسن به‌شمار می‌رود. اگر فلاش‌ها به خوبی شارژ بوده و سیم رابط بین آن‌ها و يا سنسورهاي حساس به نور(چشم الكترونيكي) اشكالي نداشته باشند، با فشار بر دكمة عكس‌برداري، تمام فلاش‌ها به‌طور یکسان تخلیة نور را انجام خواهند داد.

براي كار با انواع فلاش‌ها يك يا چند عدد سرعت شاتر ثابت وجود دارد كه در اغلب دوربين‌ها با يك عدد به رنگ سبز يا نارنجي و يا با گزينة رعد و برق شكلي، مشخص شده‌اند. در برخي دوربين‌ها هم با X مشخص مي‌شوند كه به آن عدد سنكرونيزه مي‌گويند.

كار با فلاش فقط با اين سرعت مجاز است و براي به‌دست آوردن ديافراگم مناسب می‌توان از وسيله‌اي به‌نام فلاش‌متر و يا جدول فلاش كه اغلب در پشت فلاش‌ها قرار دارند، استفاده كرد.

البته در دوربين‌هاي عكاسي ديجيتال، اين وظيفه را دوربين به‌طور خودكار انجام مي‌دهد.

جدول فلاش‌ها

‌این جدول به شکل‌های مختلف بر روی تمام فلاش‌های امروزی قرار دارد. در کلیة جدول‌ها سه ردیف عدد مربوط به حساسیت فیلم، متراژ(برحسب متر یا فوت) و عددهای مربوط به دیافراگم وجود دارد.

برخی از این جدول‌ها همانند جدول ضرب‌های معمولی هستند که برای یافتن عدد دیافراگم مناسب در محل تقاطع دو ردیف عدد فاصله و حساسیت فیلم(که یکی افقی و دیگری عمودی است) انتخاب می‌شود.

اما بیش‌تر جدول‌ها متحرکند؛ یعنی برای محاسبة دیافراگم، ابتدا حساسیت فیلم را مقابل شاخص مربوط قرار می‌دهند. با این کار عددهای دیافراگم مقابل عددهای متراژ قرار می‌گیرند. عدد دیافراگم مقابل عدد متراژی که نشان‌دهندة فاصلة فلاش تا موضوع است، مناسب است. این عدد برای استفاده از فلاش بدون پخش‌کن[9] یا فیلتر است.

در صورت استفاده از پخش‌کن، لازم است یک دیافراگم بازتر را در نظر گرفت. برای جبران افت نور صفحات پخش‌کنندة نور همراه اغلب فلاش‌ها عرضه می‌شوند. این صفحه‌ها نور متمرکز فلاش‌ها را تلطیف می‌کنند.

فلاش‌متر

دقیق‌ترین و مطمئن‌ترین روش محاسبة دیافراگم است. دستگاه فلاش‌متر در کنار موضوع و رو به فلاش قرار می‌گیرد. قبل از عکس‌برداری یک بار فلاش زده می‌شود. به این ترتیب فلاش‌متر، عدد دیافرا‌گم و سرعت مناسب را نشان می‌دهد.

این عدد برای مدتی روی صفحه باقی می‌ماند. فلاش‌متر یکی، از ابزارهای استودیو است که از لحاظ عملکرد به نورسنج شباهت دارد.

در صورت کاهش فاصلة فلاش(یا هر منبع نور دیگر) به، شدت نور چهار برابر می‌شود و با دو برابر شدن فاصله، شدت نور می‌شود.

بنابراین اگر در این روش محل فلاش تغییر کند‌، باید دیافراگم جدید محاسبه شود‌. امروزه کارخانه‌های سازندة فلاش‌های الکترونیکی با تولید فلاش‌های اتوماتیک تا حد زیادی این مشکل را حل کرده‌اند.

فلاش‌های مجهز به سیستم اتوماتیک

این سیستم دارای سلول نوری یا فتوسل[10] است که بر روی فلاش قرار می‌گیرد و یا به سیمی که فلاش را به دوربین وصل می‌کند، متصل است.

سلول نوری در حین تخلیة نور فلاش، بلافاصله مقدار نور برگشتی از موضوع را محاسبه کرده و به تناسب فاصلة فلاش تا موضوع و دیافراگم انتخابی، مقدار مناسبی از ذخیرة فلاش را تخلیه می‌کند. بدین‌ترتیب‌، عکاس می‌تواند در فاصله‌های معین تغییر مکان دهد، بدون آن‌که به تغییر دیافراگم نیاز باشد. بر روی جدول فلاش‌های الکترونیک، حالت‌های اتوماتیک با رنگ‌های ویژه‌ای مشخص شده‌اند. حالت‌های اتوماتیک برای فواصل معین به‌کار می‌روند. به‌طور کامل عملکرد این سیستم بدین صورت است که ابتدا حساسیت فیلم مقابل شاخص مربوط بر روی جدول فلاش قرار می‌گیرد، آن‌گاه بر حسب فاصله‌های معین، دیافراگم صحیح به‌دست می‌آید. سپس با در نظر گرفتن محدوده‌ای که عکاس در آن جلو و عقب می‌رود یکی از وضعیت‌های اتوماتیک انتخاب می‌شود. بر روی فلاش‌هایی که دارای حالت اتوماتیک هستند، دکمه‌ای وجود دارد که با کمک آن می‌توان حالت‌های فلاش را انتخاب کرد. وضعیت(M)[11] حالت عمومی و غیر اتوماتیک است و حالت‌های اتوماتیک با رنگ‌های خاص و حرف(A)[12] مشخص شده‌اند. به‌عنوان مثال: حالت‌های سه گانة اتوماتیک فلاشی، با سه رنگ زرد، سبز و قرمز مشخص شده‌اند. رنگ زرد یعنی حالت اتوماتیک برای فواصل از یک تا سه متر، رنگ سبز برای فواصل 3 تا 6 متر و رنگ قرمز برای فواصل 6 تا 10 متر مناسب است.

هر یک از حالت‌های اتوماتیک، باید براساس حداقل نزدیکی و حداکثر دور شدن دوربین از موضوع انتخاب شود، یعنی اگر عکاس بداند که حداقل فاصله با موضوع 3 متر و حداکثر 5 متر است، باید وضعیت سبز را انتخاب کند. در انتخاب هر یک از حالت‌های اتوماتیک، دیافراگم باید مقابل آخرین محدودة آن انتخاب شود، یعنی در حالت سبز، دیافراگم مقابل 5 متر ملاک است. در فواصل بیش‌تر از 10 متر فلاش در حالت(M) باشد زیرا حالت‌های اتوماتیک برای فواصل بیش‌تر از 10 متر نتیجة مطلوبی نمی‌دهد. هنگام استفاده از فلاش در حالت معمولی‌(M) ذخیرة فلاش یکباره خالی می‌شود، اما در حالت اتوماتیک مقداری از ذخیرة الکترونیکی به تناسب فاصلة فلاش تا موضوع و طبق سنجش فتوسل تخلیه می‌شود. تابش یا انعکاس نورهای شدید به فتوسل باعث خطای آن خواهد شد. توجه کنید که در حالت اتوماتیک نباید مانعی بر روی فتوسل قرار گیرد.

یکی از دیگر از راه‌های به‌دست آوردن دیافراگم استفاده از [13]Guidenumber یا عدد راهنمای فلاش و استفاده از فرمول زیر می‌باشد: مثلاً:

8=

24

=

عدد راهنمای فلاش

= دیافراگم

3

فاصله عکس‌برداری(دوربین تا سوژه)

کاربرد فلاش‌ها

1- خارج ساختن موضوع از حالت ضد نور[14]

اگر عکاسی از موضوع در حالت ضد نور مورد نظر شما نیست و نمی‌توانید زاویة دید خود را تغییر دهید، کافی است از یک فلاش استفاده کنید. با توجه به فاصلة موضوع تا دوربین و انتخاب دیافراگرام صحیح می‌توان موضوع را از حالت ضد نور خارج کرد.

2- رفع یا تعدیل سایه‌های مزاحم

هنگامی که منبع نور پرقدرتی مانند نور خورشید بالای سر چهرة شخص قرار می‌گیرد، برای رفع این حالت می‌توان از فلاش استفاده کرد.

براساس سرعت سینکرونیزة نورسنجی شده سرعت دیافراگم مناسب را به‌دست می‌آورند. برای کار با فلاش، کافی است فلاش را در فاصله‌ای متناسب با دیافراگم محاسبه شده به‌کار برد، در این صورت تمام سایه حذف می‌شود. برای نتیجة بهتر، از حالت اتوماتیک فلاش نیز می‌توان استفاده کرد.

اگر فلاش اندکی دورتر از فاصلة محاسبه شده به موضوع باشد سایه‌ها تقلیل می‌یابند، اما کاملاً از بین نمی‌روند.

3- ترکیب نور فلاش با نور محیط

نور فلاش مقطعی است، از این‌رو اگر در محیط‌هایی که در زمینة موضوع و یا محیط پیرامونش منابع نور دیگری وجود داشته باشد و با فلاش عکس‌برداری شود، در تصویر نهایی نورهای فرعی دیده نمی‌شوند و زمینه به کلی، تیره و تصویر، بسیار تخت و فاقد جذابیت لازم می‌شود.

برای رفع این حالت کافی است سرعت شاتر دوربین کم‌تر از سرعت سینکرونیزه انتخاب شود، مثلاً: ،، و غیره. بدین ترتیب نور فلاش در یک لحظه می‌تابد، اما تا مدتی پردة شاتر هم‌چنان باز می‌ماند و به‌تدریج نورهای محیط بر روی فیلم تأثیر می‌گذارند.

در این روش، دیافراگم براساس سرعت سینکرونیزه و معمولی محاسبه می‌شود و با تغییر سرعت شاتر نباید دیافراگم را تغییر داد.

استفاده از حالت غیر اتوماتیک فلاش توصیه می‌شود و اگر دوربین بر روی سه پایه نصب شود، تصویر نهایی محو نخواهد شد.

4- ثابت کردن حرکت‌های سریع در محیط‌های کم نور

چون در محیط‌های کم نور استفاده از سرعت‌های زیاد شاتر میسر نیست، می‌توان با به‌کار بردن فلاش این حرکت‌ها را ثابت کرد. زیرا نور فلاش در کسری از چند هزارم ثانیه تخلیه می‌شود. در واقع، نور مقطعی و بسیار زودگذر فلاش کار ثابت کردن حرکت‌ها را انجام می‌دهد.

5- استفاده از فلاش برای خلق حالت‌های خاص

با استفاده از سرعت B و مکانی کاملاً تاریک، در حالی که دریچة شاتر دوربین به‌طور ممتد باز است، به موضوع متحرک که قبلا فاصلة آن تا دوربین تنظیم شده و عمل واضح‌سازی انجام گرفته‌، توسط فلاشی که کاملاً از دوربین جدا شده است، فلاش‌های پی در پی تابیده می‌شود. دوربین بر روی سه پایه نصب است و با تاریک کردن فضا دکمة شاتر فشرده می‌شود و در همان حالت باقی می‌ماند. در این حالت فلاش باید از محلی ثابت و بدون ارتباط به دوربین به موضوع بتابد(‌بر اساس همان فاصله، دیافراگم مناسب بر روی لنز دوربین تنظیم شود). استفاده از پارچه‌ای مشکی در زمینه موضوع ضروری است. پس از پایان عکس‌برداری دکمة شاتر را رها سازید تا شاتر بسته شود. در این حالت چندین حرکت از موضوع بر روی یک قطعه فیلم ثبت می‌شود.

این روش را می‌توان با کمی ابتکار و خلاقیت گسترش داد. مثلاً اگر به جای یک عامل متحرک، از یک موضوع ثابت(همانند روشی که گفته شد)، اتاق کاملاً تاریک و تنظیم سرعت شاتر رویB یا T و با فلاش‌های رنگی عکس‌برداری شود، تصویرجالبی به‌دست می‌آید. حال اگر به یک موضوع ثابت از سه جهت و هر بار با یک فیلتر رنگی که مقابل فلاش قرار می‌گیرد نور داده شود، رنگ‌های عکس به‌دست آمده به‌کلی با رنگ‌های اصلی موضوع متفاوت خواهد بود. در این شیوه هر مقطع به رنگی در خواهد آمد.

این روش استروبوسکوپی[15] یا شیوة اوپن فلاش[16] نامیده می‌شود. از روش‌های بسیار جذاب القای حرکت در عکاسی، استفاده از سرعت B در تاریکی محض و فلاش الکترونیکی است.

تلطیف نور فلاش‌ها

نور فلاش‌های الکترونیکی متمرکز است و باعث به‌وجود آمدن سایه‌های تند و تصاویر تخت می‌شود. برای تعدیل این حالت، نور فلاش را به دو روش تلطیف می‌کنند.

1- استفاده از دیفیوزر(‌ملایم‌کننده‌ها) و یا پخش‌کننده‌های نور در مقابل فلاش

‌اگر در مقابل یا بر روی فلاش از صفحات مات، مشجر یا شیری که قابلیت عبور نور را داشته باشند، استفاده شود نوری نرم و یکنواخت به‌وجود می‌آورد.

در صورت عدم دسترسی به فیلترهای پخش‌کن فلاش می‌توان از صفحاتی مانند کاغذ کالک، کاغذ پوستی، دستمال کاغذی سفید تک لایه و یا پارچة متقال نازک سفید استفاده کرد.

برخی از این تلطیف‌کننده‌ها عبارتند از: چتر سفید، سافت باکس، آکتاباکس و ... .

2-استفاده از صفحه‌های منعکس‌کننده‌(‌رفلکتورها)[17]

راه دیگر، تاباندن نور به سطوحی مانند دیوار سفید یا صفحاتی مشابه ‌مقوای سفید، آلومینیم ‌فویل چروک شده و غیره است که نور‌ را منعکس می‌کنند، برای اجرای این روش توجه به چند نکته ضروری است.

برای محاسبة دقیق دیافراگم، ابتدا مجموع فاصلة فلاش تا دیوار و دیوار تا موضوع در نظر گرفته می‌شود، آن‌گاه پس از محاسبة دیافراگم، 5/1 الی 2 پله بازتر انتخاب می‌شود؛ زیرا این سطوح مقداری از نور را جذب و بخشی دیگر را پراکنده می‌سازند و از شدت نور می‌کاهند.

به رنگ دیوار و سطوح بازتابنده هنگام عکاسی رنگی توجه کنید، دیوارهای رنگی مناسب نیستند.

می‌توان نور را به سه زاویة دیوار تاباند تا نور برگشتی از شدتی یکنواخت برخوردار باشد.

بهترین نتیجه هنگامی به‌دست می‌آیدکه فلاش تحت زاویة 45 درجه به دیوار بتابد. البته نباید فاصلة دیوار تا فلاش بیش از 5/1 برابر فاصلة فلاش تا موضوع باشد.

هنگام تاباندن فلاش به سطوح انعکاسی، نباید از وضعیت اتوماتیک فلاش استفاده شود.

فیلترها

از ابتدای اختراع دوربین عکاسی، فیلتر‌ها کاربرد داشته‌اند. زمانی که هنوز عکاسی‌ سیاه و سفید کامل نشده بود، از فیلترها برای اصلاح خطای امولسیون فیلم استفاده می‌شد.

در آن زمان، عکاسان حرفه‌ای به جز رفع نقایص فیلم‌ها، برای آفرینش تصویرهای هنری فیلترها را به‌کار می‌بردند. هر چند که امروزه با ظهور تکنولوژی دیجیتال، عکاسی رنگی به کمال خود رسیده است اما این مسأله موجب نادیده گرفتن فیلترها نشده و علاوه برفیلترهای واقعی، فیلترهای مجازی هم توانمندی دوربین‌های دیجیتال و نرم‌افزارهای اصلاح و ویرایش تصویر را وسعت بخشیده‌اند‌.

با شناخت کافی دربارة اصول کاربرد فیلترها می‌توان کیفیت تصویر را از لحاظ فنی و هنری بسیار بالا برد. قبل از این‌که انواع فیلترها و کاربرد آن‌ها را بیان کنیم به توضیح مختصری در رابطه با تفاوت نور و رنگ اشاره خواهیم کرد.

آزمایشی ساده نشان می‌دهدکه نور با گذر از منشور بلورین، رنگین کمانی تشکیل می‌دهد. نور سفید ترکیبی از تمامی رنگ‌ها است. تمامی رنگ‌های موجود در طبیعت، حاصل آمیزش مقادیر مختلفی از سه نور اصلی(سبز، قرمز و آبی) است.

یعنی با ترکیب مقادیری از آن‌ها، طیف گسترده‌ای از رنگ‌های طبیعت به‌وجود می‌آید.

به‌عنوان مثال، از ترکیب دو نور سبز و قرمز، رنگ زرد حاصل می‌شود. در حالی که ترکیب دو رنگ سبز و قرمز، رنگ قهوه‌ای را به‌وجود می‌آورد. اگر این سه رنگ را در رأس مثلث قرار دهیم، بر روی هر ضلع رنگی به‌وجود می‌آید که ترکیب دو رنگ قرار گرفته در دو سر آن ضلع است. ترکیب نورهای سبز و قرمز، رنگ زرد و نورهای سبز و آبی، رنگ سبز آبی، نیلی و یا سیان ‌را به‌وجود می‌آورد و ترکیب نورهای آبی و قرمز، رنگ سرخ آبی، ماژنتا یا ارغوانی خواهد شد.

نتیجه آن‌که، با قرار دادن رنگ‌های ثانوی در سه رأس مثلث دیگر، شکلی به‌دست می‌آید که اصطلاحاً آن‌را چرخة رنگ یا دایرة رنگ می‌نامند. رنگ‌های ثانوی به رنگ‌های مکمل معروفند.

در چرخة رنگ، رنگ‌های مقابل رنگ اصلی، مکمل هستند؛ یعنی ترکیب دو به دوی آن‌ها باعث ایجاد نور سفید می‌شود:

قرمز+ فیروزه‌ای(سبز آبی)= سفید

زرد+ آبی= سفید

سبز+ ارغوانی(قرمز آبی)= سفید

با تابش یک دسته از شعاع‌های نور سفید به هر ماده‌ای، آن ماده رنگ هم خانوادة خود را عبور داده یا منعکس می‌کند. هم‌چنین رنگ‌های مکمل را نیز جذب خواهد کرد. در واقع شیئی رنگی، نور و یا رنگ را به طیف نور اضافه نمی‌کند، بلکه نورهای مکمل را جذب می‌کند و اجازة عبور یا انعکاس را به نورهای هم خانوادة خود می‌دهد. اصول کار فیلترها در عکاسی نیز چنین است.

فیلترها در عکاسی بخشی از نور سفید را جذب و بخشی دیگر را تشدید می‌کنند.

به‌طور کلی فیلترها یا بر روی لنزها نصب می‌شوند و یا بر روی منابع نورپردازی.

فیلترها از لحاظ جنس به سه دسته مي‌شوند:

1- فیلترهای شیشه‌ای: جنس آن‌ها از شیشة مرغوب استیو به رنگ‌های مختلف است.

2- فیلترهای ژلاتینی: این نوع فیلترها با اضافه کردن مواد رنگی به ژلاتین ساخته می‌شوند و بسیار شکننده هستند. برای استفادة این فیلترها بر روی لنز، ابتدا قاب آن‌ها را بر روی لنز سوار می‌کنند.

3- فیلترهای استاتی: جنس آن‌ها از ماده‌ای پلاستیکی به نام ‌استات است. این فیلترها به دلیل کیفیت پایین‌تر نسبت به انواع دیگر خود بر روی منابع نوری مانند پروژکتورها و غیره نصب می‌شوند. به دلیل حساسیت فیلترهای ژلاتینی استاتی نسبت به نور و حرارت‌، نگهداری آن‌ها به دقت بیش‌تری نیاز دارد.

فیلترها عموماً به چهار دسته تقسیم می‌شوند:

1-   فیلترهای ایجاد کنتراست؛

2-   فیلترهای اصلاح دمای رنگ منابع نوری متناسب با نوع فیلم رنگی مصرفی(‌فیلترهای اصلاح کلوین[18]

3-   فیلترهای اصلاح نور و انعکاس؛

4-   فیلترهای فانتزی.

فیلترهای ایجاد کنتراست

‌در عکاسی سیاه و سفید، ‌رنگ‌های مختلف به‌صورت درجات خاکستری بر روی تصویر منعکس می‌شوند. برخی ‌رنگ‌ها بر روی تصویر سیاه و سفید، به‌صورت درجات خاکستری بسیار مشابهی ثبت می‌شوند به‌طوری که نمی‌توان آن‌ها را تشخیص داد.

مثلاً رنگ‌های قرمز و سبز در طبیعت به‌خوبی قابل تشخیص‌اند، اما در عکاسی سیاه و سفید، درجات خاکستری آن‌ها به حدی مشابه است که تفکیک آن‌ها دشوار به نظر می‌رسد. این موضوع در مورد رنگ‌های دیگر نیز صدق می‌کند. نکته‌ای که در عکس سیاه وسفید باعث القای بعد و حجم می‌شود، وجود درجات مختلف خاکستری است. به تعبیر دیگر، خاکستری‌های یک‌دست و نزدیک به هم باعث تخت‌(‌فاقد بعد) بودن تصویر می‌شوند. برای حل این مشکل لازم است که بر کنتراست تصویر افزود. به بیان دیگر، باید اختلاف تاریکی و روشنایی‌ها را تشدید کرد. برای این منظور می‌توان از فیلترهای اصلاح کنتراست استفاده کرد.

فیلترهای ایجاد کنتراست که در عکاسی سیاه و سفید به‌کار می‌روند عبارتند از: فیلترهای قرمز، سبز، آبی، زرد و نارنجی.

فیلتر زرد: نورهای زرد و روشن هم خانوادة خود را عبور می‌دهد و رنگ‌های مکمل‌(نورهای آبی) را تیره‌تر می‌کند. فیلتر زرد برای عکاسی منظره، چهره و عکاسی معماری مورد استفاده قرار می‌گیرد. در عکاسی چهره از فیلترهای زرد برای روشن‌تر ساختن رنگ پوست یا رنگ موهای روشن یا حذف و تعدیل کک، مک، جوش‌ها و بعضی نقایص پوستی استفاده می‌شود. هم‌چنین در عکاسی منظره، برای تیره کردن آسمان، از فیلتر زرد استفاده می‌شود.

فیلتر نارنجی: این فیلتر خواصی شبیه فیلتر زرد دارد، اما میزان تأثیر آن بیش‌تر است. از این فیلتر در عکس‌برداری معماری و منظره استفاده می‌شود. این فیلتر رنگ آجرها و یا گل بناهای قدیمی را روشن‌تر و رنگ آسمان ‌را تیره‌تر می‌کند در نتیجه برجسته‌نمایی بنا بیش‌تر می‌شود.

فیلتر قرمز: رنگ قرمز به‌علت توان جذب رنگ‌های آبی و سبز، از قدرت تفکیکی بسیار بالایی نسبت به فیلترهای زرد و نارنجی برخوردار است. به کمک این فیلتر رنگ آبی و سبز به شدت تیره می‌شود و رنگ‌های دیگر به وضوح خود را نمایان می‌سازند. هم‌چنین از فیلتر قرمز برای ایجاد صحنه‌های موحش و غیر طبیعی استفاده می‌شود. فیلتر قرمز در عکس‌برداری‌های هوایی نیز کاربرد دارد.

فیلتر سبز: برای روشن کردن رنگ‌های سبز و تیره کردن رنگ‌های قرمز و نارنجی مورد استفاده قرار می‌گیرد. این فیلتر در عکس‌برداری‌های منظره کاربرد دارد.

فیلترهای آبی: برای روشن ساختن رنگ‌های آبی و تیره کردن رنگ‌های زرد و نارنجی مورد استفاده قرار می‌گیرد. فیلترهای ایجاد کنتراست، رنگ‌های مختلفی دارند و استفاده از آن‌ها باعث کاهش شدت نور می‌شود پس اگر در نورسنجی، اصلاح به عمل نیاید، نوردهی فیلم ضعیف می‌شود. مقدار کاهش نور به‌وسیلة فیلترها را از طریق اعدادی که بر روی قاب فیلتر قید می‌شود، مشخص می‌کنند. مثلاً(2x) به معنای آن است که این فیلتر نیمی از شدت نور را کاهش می‌دهد و برای جبران آن باید یک دیافراگم بازتر یا یک پله سرعت شاتر کم‌تر را در نظر گرفت.

نصب فیلتر بر روی دوربین و سپس نورسنجی روشی غلط است؛ زیرا برخی سلول‌های حساس نورسنج‌ها به بعضی از رنگ‌ها حساسیت کم‌تری دارند و از این‌رو نمی‌توان به آن‌ها اعتماد کامل داشت. بهترین روش آن است که ابتدا بدون فیلتر از صحنه نورسنجی کرد، سپس با نصب فیلتر بر روی دوربین و با در نظر گرفتن ضریب آن، نورسنجی اصلاح شود.

* توجه: هنگام استفاده از فیلترها به ضریب قید شده در قاب فیلتر توجه شود. مثلاً ضریب 2x و 4x

فیلترهای اصلاح رنگ

بسیاری اوقات عکاسی در نور مصنوعی(نور تنگستن، پروژکتور، لامپ خانگی و غیره‌) سبب می‌شود که عکس‌ها به رنگ زرد، نارنجی و یا قرمز تمایل یابند و در هوای ابری و یا عکاسی با فلاش الکترونیکی رنگ آبی بر سطح تصویر غلبه خواهد کرد. این مشکلات به دلیل مناسب نبودن «کلوین» است، در این شرایط می‌توان به کمک فیلترها از ایجاد رنگ قالب جلوگیری کرد. در دوربین‌های دیجیتال امروزی گزینه‌های وایت بالانس تنظیم کلوین را برعهده دارند.

فیلترهای اصلاح نور و انعکاس

حجم و یا جهت نورهای مزاحم که در کادر و یا در جهت سوژه منعکس می‌شوند در بسیاری مواقع باعث ایجاد مشکلاتی می‌شود، اصلاح و ویرایش این مشکل در عکاسی رنگی و سیاه و سفید توسط یکی از فیلترهای جاذب اشعة ماورای بنفش(UV)، اسکای لایت(SK)، خنثی (N.D)، پولاریزه(P.L) و بسیاری فیلترهای دیگر است که تشریح آن‌ها در این مجال نمی‌گنجد.

فیلتر(UV)[19]: فیلتر جاذب اشعة ماورای بنفش، فیلتری بی‌رنگ است که اشعة ماورای بنفش را جذب می‌کند. وجود اشعة ماورای بنفش در هوا باعث کدر شدن تصویر، به خصوص در دوردست‌ها، می‌شود. این اشعه در مناطق کوهستانی و ساحل دریاها بیش‌تر وجود دارد، اما به دلیل بی‌رنگ بودن این فیلتر، از آن به‌عنوان فیلتر محافظ لنز نیز بهره می‌گیرند. این فیلتر شدت نور را تضعیف نمی‌کند.

فیلتر اسکای لایت(SK)[20]: شبیه فیلتر UV است؛ اما ته رنگ صورتی بسیار دقیقی دارد که در عکس‌های رنگی، رنگ ملایمی به تصویر می‌بخشد. استفاده از فیلتر اسکای لایت در مناطق سایه یا روزهای ابری برای حذف رنگ رقیق آبی مفید خواهد بود.

فیلترهای خاکستری(ND)[21]: به رنگ خاکستری خنثی هستند، تنها نقش آن‌ها کاهش شدت نور است و هیچ تأثیری بر رنگ‌ها ندارند، به همین علت در عکاسی رنگی نیز کاربرد دارند. این فیلترها هنگامی به‌کار می‌روند که شدت نور زیاد است و کاهش آن الزامی و یا اگر در محیطی پر نور قصد استفاده از سرعت کم شاتر و یا استفاده از دیافراگم‌های کاملاً باز باشد، می‌توان از آن کمک گرفت. به‌طور کلی این فیلترها از شدت نور می‌کاهند و امکان استفاده از سرعت‌های کم شاتر و دیافراگم‌های باز را فراهم می‌سازند. فیلترهای ND غلظت‌های مختلفی دارند.

فیلترهای پولاریزه(PL)[22]: علاوه بر کاهش شدت نور، انعکاس‌های سطوحی از قبیل شیشه، چینی، برگ‌ها و آب را از بین می‌برند. نوع شیشه‌ای فیلترهای پولاریزه به‌صورت دو حلقه‌ای ساخته می‌شوند که با نصب بر روی دوربین می‌توان فیلتر را چرخاند. با نگریستن از داخل منظره‌یاب دوربین می‌توان میزان حذف انعکاس‌ها را مشاهده کرد.

به خاطر داشته باشید که حداکثر میزان حذف انعکاس‌ها توسط فیلتر پولاریزه هنگامی است که زاویة منبع نور با سطح موضوع عکس‌برداری در حدود 5/33 درجه باشد، در زاویة 90 درجه (یا عمود بر سطح) حذف انعکاس‌ها به صفر می‌رسد.

در عکاسی رنگی این فیلتر قادر است تقریباً تأثیری مشابه فیلتر زرد در عکاسی سیاه و سفید داشته باشد. یعنی به کمک آن می‌توان آسمان‌را تیره‌تر کرد. با این تفاوت که بیش‌ترین مقدار تأثیر این فیلتر در محل‌هایی از آسمان است که با خط فرضی بین عکاس و خورشید‌، زاویة 90 درجه تشکیل دهد. فیلترهای پولاریزه شدت نور را کاهش می‌دهند که لازم است با توجه به ضرایب آن‌ها نور‌سنجی را اصلاح کرد.

فیلترهای فانتزی

‌فیلترهایی هستند که بر خلاف فیلترهای قبلی حالت‌هایی را به تصویر می‌افزایند و در برخی موارد به‌کلی آن‌را دگرگون می‌سازند. این فیلترها به عکاس امکان می‌دهند که بنا به سلیقه و ابتکار خود، در موضوع دخل و تصرف کنند و در نهایت، حالت‌هایی را انتقال دهد که در تصویر اصلی دیده نمی‌شوند. فیلترهای فانتزی بسیار گسترده و متنوع هستند. حتی می‌توان با کمی نوآوری و ابتکار بر دامنة آن‌ها افزود. در زیر به چند نوع آن اشاره می‌کنیم.

الف- فیلترهای ستاره‌ساز: این فیلترها نقاط نورانی متمرکز صحنه را به شعاع‌های نوری تبدیل می‌کنند. فیلترهای ستاره‌ساز در انواع مختلف، با شعاع‌های 2، 4، 6 و 8 ‌در بازار یافت می‌شوند. در برخی از فیلترها می‌توان با زاویة شعاع‌های نوری، ستاره‌های ایجاد شده را تغییر داد. این فیلترها در عکس‌برداری‌های تبلیغاتی برای اغراق در کیفیت، نشانه‌های نظافت و پاکیزگی اشیا و یا مطلوب بودن به‌کار می‌روند. فیلترهای ستاره‌ساز بی‌رنگ‌اند و نیازی به تصحیح نورسنجی ندارند. اگر این فیلترها در دسترس نباشد می‌توان از یک تکه توری سیمی بر روی لنز بهره گرفت. بیش‌ترین تأثیر فیلترهای ستاره‌ساز هنگام استفاده از دیافراگم‌های باز است و دیافراگم‌های بسته‌ مقدار زیادی از تأثیر این فیلتر‌ها را‌ کاهش می‌دهند.

ب- فیلترهای منشوری و مولتی ایمیج: فیلترهای منشوری باعث تعدد موضوع تصویر می‌شوند و به شکل‌های 3 وجهی ،5 وجهی و 3وجهی موازی‌ ایجاد می‌کنند. هم‌چنین فیلترهای مولتی ایمیج و یا چند تصویری 2P، 3P، 6P و غیره ساخته شده‌اند. فیلترهای منشوری در فیلم‌برداری برای ایجاد حالت‌های سرگیجه، تخیل و حالت‌هایی از این قبیل به‌کار می‌روند (‌به‌خصوص که در حین فیلم‌برداری فیلتر چرخانده شود). هنگام استفاده از این فیلترها بهتر است پس از واضح کردن تصویر، فیلتر بر روی دوربین نصب شود. این فیلترها نیز بی‌رنگ هستند و نیازی به اصلاح نورسنجی ندارند.

ج‌- فیلتر آینه‌ای‌: این فیلترها باعث بازتاب دوبارة موضوع در تصویر می‌شوند. برای ایجاد یک فیلتر منشوری می‌توان از یک آینة جیبی معمولی‌ استفاده کرد. به این ترتیب که آینه را زیر لنز به گونه‌ای قرار می‌دهند که از‌ داخل منظره‌یاب دوربین قابل دیدن باشد‌.

د- فیلتر مه‌ساز: این فیلترها حالتی شبیه مه در تصویر ایجاد می‌کنند.

بازتابه‌ها(Reflectors)

بازتابه‌ها بر دو نوعند؛ بازتابه‌های لامپی که برای پخش نور کاربرد دارند و صفحات بازتابی که این صفحات برای روشن‌تر ساختن مناطق سایه‌دار موضوع با نور غیر مستقیم‌(بازتابی) استفاده می‌شوند.

سایه‌ها گاهی در چاپ و ارایة تصویری خوب مشکل ایجاد می‌کنند، به همین دلیل در موارد بسیاری از بازتابه‌ها استفاده می‌شوند.

صفحات بازتابی را می‌توان با چهار چوبی پایه‌دار که با پارچة سفید یا کاغذ کالک و صفحات پلی اتیلن پوشانده شده‌اند، ساخت. اندازة این صفحات بنا به موضوع عکاسی متفاوت است.

بعضی از عکاسان از دیوار و سقف نیز که سفید، بدون لکه و تزئین شده باشد، ‌به‌عنوان بازتابه استفاده می‌کنند. به هر حال هر سطحی که نور را بازتاب کرده و پخش نرم سازد، در این امر به‌کار می‌آید. ساختن بازتابه‌ها کار آسانی است. برای این کار می‌توان از انواع بوم‌های سفید، صفحات فشردة موسوم به یونولیت و فویل‌های نازک آلومینیومی استفاده کرد.

انواع بازتابه

1- بازتابة آینه‌ای: یک آینة تخت که تصویری واقعی از لامپ ایجاد می‌کند و نور را افزایش می‌دهد.

2- بازتابة مخروطی‌(‌Conical-Reflector): ‌باعث محدود شدن نور می‌شود.

3- بازتابة کروی‌(Spherical-Reflector)‌: شکل پر نور را عریض و گسترده می‌سازد.

4- بازتابة سهمی(Parabolic-Reflector): ‌شعاع‌های نوری را به شکل موازی برای روشنایی موضعی و ‌با فاصله به‌وجود می‌آورد.

5- بازتابة شلجمی(Elliptical-Reflector): ‌پرتوهای نوری هم‌گرایی ایجاد می‌کند که روی محوطه‌ای کوچک متمرکز می‌شوند.

پخش‌کننده‌ها از دیگر وسایل مورد استفاده در عکاسی کارگاهی هستند که با قرار دادن آن در جلوی منبع نور، نوری ملایم و بدون سایه‌های شدید بر روی موضوع ایجاد می‌شود. پخش‌کننده را می‌توان با قرار دادن صفحه‌ای از کاغذ کالک در جلوی منابع نور ایجاد کرد.

میز نور یا همان میز کار نیز در اغلب عکاسی‌ها کاربرد دارد و برای اشیای نسبتاً کوچک استفاده می‌شود که تقریباً شبیه میزهای شیشه‌ای سادة معمولی و با دو پایه با ارتفاع بلندتر در پشت است و امکان نگه‌داشتن زمینه و فون‌های مختلف را به‌صورت قوس‌دار برای ایجاد پس زمینة مناسب به هنگام عکس‌برداری فراهم می‌کند. در اغلب این میزها زمینه‌ای قوس‌دار از جنس صفحات سفید رنگ مات و انعطاف‌پذیر، موسوم به پلکسی گلاس، ایجاد می‌شود که امکان از بین بردن سایه‌های اشیا هنگام نورپردازی روی میز را فراهم می‌آورد. ساختن این میز بسیار ساده و با امکانات کم نیز مقدور است. به کمک میز نور، امکان نورپردازی بر اشیای مختلف از جهت‌های مختلف به راحتی فراهم است. هم‌چنین امکان نورپردازی از زیر و نمایش اشیای بدون سایه‌های مزاحم و یا ایجاد فضایی هم‌چون تعلیق اشیا در فضا به کمک میز نور به سادگی میسر می‌شود.

ابزارهای استودیو

در یک استودیوی نورپردازی، ابزارهای زیادی برای کمک به عکاس قرار دارد. ابزارهایی مثل: فلاش‌ها، چراغ‌ها، بازتابه‌ها، پخش‌کننده‌ها، فیلترها و ... که قبلاً در مورد آن‌ها شرح دادیم‌. اما در یک استودیو ابزارهای دیگری هم مورد استفاده قرار می‌گیرند که در زیر آن‌ها را شرح خواهیم داد.

چراغ‌ها به شکل‌های مختلفی به‌کار می‌روند به‌طور مثال روی پایه‌های چرخ‌دار، روی گیره‌های سبک و یا روی پایه‌های سقفی. بعضی از این چراغ‌های کاسه‌ای روی پایه‌های سادة چرخ‌دار استفاده می‌شوند که این پایه‌ها اغلب‌ کشویی بوده‌ و از درون، بالا و پایین می‌روند و با یک پیچ سفت می‌شوند.

پایه‌ها

این پایه‌ها کاربرد‌های فراوانی دارند‌. پایة مخصوص کارهای سنگین، دارای چرخ فلزی کوچکی است و برای نگهداری چراغ‌های بزرگ‌تر کاربرد دارد. این پایه به‌طور معمول دارای یک ستون اصلی است که بالا و پایین می‌رود(قابلیت تغییر ارتفاع‌) و سه پایة دیگر که به چراغ متصل است کوچک‌تر بوده و برای نگهداری پایة اصلی به‌کار می‌رود.

‌پایه‌های تاشوی سبک نیز مانند سه پایه‌های دوربین، قابلیت تغییر اندازه در هر کدام از پایه‌ها را دارا هستند و بر روی سطوح ناهموار می‌توان هر کدام از پایه‌ها را به اندازة دلخواه باز کرد.

یکی از کارآمدترین پایه‌های نورپردازی نوعی است که به یک دست‌، وزنه‌دار و کلگی برای تراز مجهز شده است و به ما این امکان را می‌دهد که بدون این‌که پایه‌ها دیده شوند، نور را در تمامی جهات بچرخانیم. حتی می‌شود نور را به سقف نیز تاباند و کاربرد نور را بیش‌تر کرد.

گیره‌های فنری

این گیره‌ها چند نوع هستند. ساده‌ترین آن‌، گیره‌ای با پیچ مشابه پیچ سه پایه است و برای بستن دوربین به میز یا صندلی به‌کار می‌رود. در این صورت ما می‌توانیم بدون استفاده از پایه عکاسی کنیم زیرا از لرزش احتمالی دوربین جلوگیری می‌کند. هم‌چنین گیره‌های لاستیک‌دار متصل به بازتابة آلومینیومی و گیرة سوسماری با لبة دندانه‌دار در زیر محلی که لامپ وصل می‌شود از درخت تا پایة میز، همه جا نصب می‌شوند.

جعبة نور

گاهی ممکن است بخواهیم موضوعی را خیلی واضح و تک نشان دهیم‌، در این صورت به پس زمینه‌ای خنثی نیاز داریم. پس زمینة موضوع از دو قسمت پشت و زیر موضوع تشکیل می‌شود. شاید بتوان پس زمینه را با دور ساختن موضوع محو یا‌ کم‌رنگ کرد، اما زمینه ایجاد مشکل می‌کند. در چنن شرایطی می‌توان به دو شکل موضوع را حل کرد: با روتوش و کارهای گرافیکی زمینه را از بین می‌بریم که نیازمند مهارت، وقت ‌فراوان و پر هزینه است و یا موضوع را روی جعبة نور قرار می‌دهیم و آن‌گاه عکاسی می‌کنیم. در اصل هر جعبة نور از جعبه‌ای چوبی‌ تشکیل می‌شود که شماری لامپ درون خود دارد. در قسمت فوقانی جعبه ‌یک پخش‌کنندة نور قرار داده شده که جای مناسبی برای قرار گرفتن موضوع است. در جعبه نوری وجود دارد که غالباً از لامپ فلورسنت استفاده می‌شود زیرا هم نوری نرم دارد و هم دیرتر گرم می‌شود. با این همه باید زیر جعبة نور باز باشد تا هوا در آن جریان یابد و خنک شود.

چتر نور

بیش‌تر برای نور فلاش کاربرد دارد تا از شدت آن بکاهد. چتر یک بازتابة‌ خارجی است که به‌طور کامل به یک چتر معمولی شباهت دارد. با این تفاوت که داخل این چتر، سفید یا نقره‌ای و براق است‌. علاوه بر این‌که نور را منعکس می‌کند‌، آن‌را پراکنده نیز می‌سازد. چتر غالباً روی پایة چراغ یا همان پایة فلاش نصب می‌شود‌. گاهی برای کم کردن نور فلاش آن‌را به سقف یا دیوار نیز می‌تابانند.

نورسنج

وسیله‌ای است که دستور‌العمل لازم را برای تعادل بین سرعت شاتر و دهانة دیافراگم صادر می‌کند.

در ساختمان عموم نورسنج‌ها از یک سلول حساس به نور، مقاومت متغیر، میلی یا میکروآمپرمتر و باتری به‌کار برده شده است. در گذشته از سلنیوم به‌عنوان سلول حساس به نور استفاده می‌شد. سلول، نور دریافتی را به جریان الکتریکی تبدیل می‌کرد و عقربة آمپرمتر حرکت کرده و در برابر عددی که بر روی جدولی خاص در مقابل آن قرار داشت، متوقف می‌شد. عدد مذکور، معرف مقدار نوردهی بود.

سلول سلنیوم، مستقیماً نور دریافتی را به جریان الکتریکی تبدیل می‌کرد. بنابراین نورسنج‌ها از باتری بی‌نیاز بودند، اما از آن‌جا که در نورهای ضعیف کاربرد زیادی نداشتند، به‌تدریج استفاده از آن‌ها کاهش یافت. نورسنج‌های جدی عموماً به سلول(آرسینو گالیوم) مجهزند و با باتری کار می‌کنند. مقاومت متغیر در مدار نورسنج‌ها همان جدول حساسیت است که با تنظیم آن بر روی عدد مورد نظر، نور مناسب با فیلم خوانده می‌شود. با تنظیم جدول بر روی حساسیت زیاد، مقاومت مدار کم‌تر شده و نورسنج اعداد بزرگ‌تری را نشان می‌دهد و بر عکس.

در بسیاری از نورسنج‌های جدید عقربه جای خود را به دیودهای نوری یا صفحات دیجیتال داده است.

انواع نور‌سنج‌ها

به‌طور کلی نورسنج‌ها به دو دسته تقسیم می‌شوند:

1-  نورسنج‌های داخل دوربین؛

2-  نورسنج‌های مستقل یا دستی.

اصول کار تمامی آن‌ها مشابه است؛ اما نورسنج‌های دستی، حرفه‌ای‌تر و دقیق‌ترند و قابلیت‌های مختلفی دارند. با نورسنج‌های داخل دوربین که به نورسنج‌های T.T.L (به معنای داخل لنز، کوتاه شده through the lense‌) مشهورند، فقط می‌توان‌ به روش نورسنجی انعکاسی یا بازتابی نورسنجی کرد، در حالی که با نورسنج‌های دستی هم می‌توان به روش انعکاسی و هم به روش غیر انعکاسی‌(نورسنجی ار منبع نور) عمل نورسنجی را انجام داد.

روش‌های نورسنجی

دو روش کلی در نورسنجی به‌کار می‌رود:

1-  روش نورسنجی مستقیم یا غیر انعکاسی(‌نورستجی از منبع نور)؛

2-  روش نورسنجی غیر مستقیم یا انعکاسی‌(‌نورسنجی از موضوع مورد عکس‌برداری).

در روش نورسنجی مستقیم، نورسنج به‌طور مستقیم به طرف منبع روشنایی گرفته می‌شود و، شدت نور و مقدار نور مناسب برای عکس‌برداری را تعیین می‌کند. در این روش، تنها می‌توان از نورسنج‌های دستی استفاده کرد. هنگام کار با نورسنج دستی به روش مستقیم، حتماً باید کلاهک شیری رنگ نورسنج، مقابل سلول حساس آن قرار گیرد.

در روش نورسنجی غیر مستقیم یا انعکاسی، نورسنج به طرف موضوع مورد عکس‌برداری گرفته می‌شود و نور بازتاب شده از سوی موضوع مورد نورسنجی قرار می‌گیرد. این روش بیش‌تر در عکس‌برداری با نورسنج‌های داخل دوربین‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد زیرا با نورسنج‌های داخل دوربین نمی‌توان از منابع‌ نوری به روش مستقیم یا غیر انعکاسی نورسنجی کرد. روش نورسنجی غیر مستقیم سرعت عمل زیادتری برای عکس‌برداری به عکاس می‌دهد اما در نور سنجی عمومی اشکالات و معایبی هم وجود دارد که در زیر آن‌ها را برمی‌شماریم.

اگر عکس‌ها تیره شدند، ایراد از نوردهی ناکافی فیلم است. عواملی که این مساله را به به‌وجود می آورند نکات زیر هستند:

1-  استفاده از سرعت شاتر زیادتر از مقداری که نورسنج توصیه کرده است.

2-  استفاده از دیافراگم بسته‌تر از عددی که نورسنج معرفی کرده است.

3-  بر روی جدول حساسیت دوربین عددی بیش‌تر از حساسیت واقعی فیلم تنظیم شده باشد.

4-  در صحنه‌هایی که سطح غالب تیره است، نورسنجی براساس مناطق روشن صورت گرفته است.

اگر عکس‌ها روشن باشند، این اشکال از نوردهی زیاد ناشی می‌شود. عوامل زیر این اشکال را به‌وجود می‌آورند:

1-  استفاده از سرعت شاتر کم‌تر از مقداری که نورسنج معرفی کرده است.

2-  استفاده از دیافراگم‌های بازتر از دستور نورسنج.

3-  ضعیف شدن باتری نورسنج.

4-  بر روی جدول حساسیت دوربین عددی کم تر از حساسیت واقعی فیلم تنظیم شده باشد.

5-  در صحنه‌هایی که سطح غالب با روشنایی یا سفیدی بوده و نورسنجی از مناطق تیره صورت گرفته است.

حالت‌های نور سنجی در دوربین

در بسیاری از دوربین‌ها امکاناتی به منظور تعیین اندازة زوایة نور خوانده شده و در محیط وجود دارد. با این امکان عکاس می‌تواند قبل از عکس‌برداری مقدار زاویة نوخوانی هر تصویر را به سلیقة خود تنظیم کند‌.

بدین منظور انتخاب درست حالت‌های عکس‌برداری در دوربین‌ها بسیار مهم است‌. زیرا این امکان در حالت خودکار دوربین کاربرد نداشته و فقط در حالت‌های دستی و نیمه خودکار قابل تنظیم است‌.

روش‌های متداول برای تعیین زاویة نورخوانی در دوربین‌ها

1-  روش نقطه‌ای

2-  روش میانگین

تعیین زاویة نورخوانی به روش نقطه‌ای

در این روش فقط ناحیة کوچکی‌(‌دایره‌ای به قطر 1 تا 2 سانتی‌متر‌) از کل کادر نورسنجی شده و قسمت‌های دیگر مورد بررسی قرار نمی‌گیرند‌. چه بسا این مسئله با عث کم و یا بیش‌تر شدن نور آن نواحی از حد معمول شود‌. در واقع این نور‌سنجی در جهت تأکید بیش‌تر بر روی یک ناحیة کوچک انجام می‌گیرد‌. این علت در دوربین‌های متفاوت‌، به نام‌های مختلفی از قبیل‌ Spot Metering و Partial خوانده می‌شوند‌.

تعیین زاویة نورخوانی به روش میانگین

در این روش نور‌سنجی به‌صورت تقریبی‌، نور کل کادر خوانده می‌شود که به روش میانگین‌گیری مرکزی و چند ناحیه‌ای انجام می‌پذیرد‌.

میانگین‌گیری مرکزی

در این روش نور خوانده شده با تأکید بیش‌تر بر مرکز‌، تقریباً مناسب برای کل کادر است‌. در این نوع به مرکز کادر توجه بیش‌تری شده و نواحی کناری درصد کم‌تری را برای تعیین نور‌سنجی ایفا می‌کنند‌. به‌صورت تقریبی می‌توان گفت 80% از نورخوانی مربوط به مرکز و فقط 20% به نورخوانی کناره‌ها تعلق دارد‌.

با این تفاسیر‌، آن‌چه در مرکز قرار می‌گیرد‌، دارای نورخوانی دقیق‌تر و در نتیجه تأثیر‌گذار بر کل تصویر است‌. این نوع نور‌سنجی برا‌ی عکاسی‌های پرتره مناسبت‌تر است‌. ولی برای سوژه‌هایی که ناحیة مرکز با کناره‌ها دارای کنتراست شدیدی است، مناسب نیست. در صورت عکاسی از چنین سوژه‌هایی با این موقعیت برای به‌دست آوردن نور مناسب باید از روش معدل‌گیری نور و یا کارت خاکستری 18% استفاده کرد.

چند ناحیه‌ای

این روش که ماترسی یا سنجشی نیز نامیده می‌شود مانند قبل یک نوع نور‌سنجی کل کادر است‌، ولی بسیار دقیق‌تر‌.

در این نوع‌، کل کادر به چند ناحیة معین تقسیم شده و نور هر ناحیه به‌صورت مجزا و مستقل اندازه‌گیری می‌شود و یک میانگین که نتیجة نور‌خوانی تقریباً تمام کادر است‌، به‌دست می‌آید‌.

میانگین به‌دست آمده از این روش در تمام دوربین‌ها به دلیل شکل نواحی، تفاوت در تعداد نواحی تقسیم‌بندی و طریقة محاسبه و سنجش نورها یکسان نبوده و کمی متفاوت خواهد بود.

کنترل نوردهی در دوربین‌های دیجیتال

نوردهی در دوربین‌های دیجیتال و آنالوگ تقریباً شبیه هم است. در هر دو باید از نوردهی کم و نوردهی اضافه پرهیز کرد تا تصویر مطلوب به‌دست آید. همان‌طور که میدانید در دوربین‌های آنالوگ با فیلم و دانه‌های نقره برای تعیین جزئیات تصویر، تصویر به‌شماره می‌رود، مقدار بیتی که هر دوربین قادر به ثبت آن است. هر چه مقدار این بیت در یک تصویر بیش‌تر باشد به معنای عمق بیتی بیش‌تر‌(اطلاعات بیش‌تر‌) و در نتیجه کیفیت بالاتر است‌.

حال ببینیم که منظور ما ازبیت چیست و چه تأثیراتی را بر تصویر خواهد داشت؟

بیت کوچک‌ترین واحد اطلاعاتی دیجیتال است که به طورت 0 و 1 وجود دارد، هر هشت بیت یک بایت را تشکیل می‌دهد و هر بایت دارای 256 سطح تو‌نالیته متفاوت است که قابل خواندن از طریق کامپیوتر و چاپگر‌ها است‌.

تصاویر در دنیای دیجیتال به‌صورت‌های 8 ، 12 ، 16 و 32 بیتی وجود دارند‌، منظور از تعداد بیت هر تصویر‌، تعداد واحد اطلاعاتی است که هر یک رنگی اصلی در تصویر دارد‌.

امروزه‌ به علت نیاز به مانیتور‌ها و چاپگرهای گران قیمت برای تبدیل تصاویر با بایت بالا‌، تصاویر 8 بیتی بیش‌تر مورد توجه قرار دارد‌. ما نیز در حال حاضر‌، در دنیای عکاسی بیتی با تصاویر 8 و 12 بیتی سر و کار داریم‌.

تصاویر 8 بیتی‌: این تصاویر داری 8 واحد اطلاعاتی در هر یک از رنگ‌های اصلی‌‌(‌آبی‌، قرمز و سبز ) هستند که مجموع این سه رنگ 24 بیت را تشکیل می‌دهند‌.

8 بیت رنگ قرمز + 8 بیت رنگ سبز + 8 بیت رنگ آبی = 24 بیت رنگی

این تصاویر دارای سطح رنگی برای 256 تونالیته‌اند‌.



- William thamson Kelvin ریاضی‌دان، فیزیک‌دان و مهندس بریتانیایی(1907- 1824)

- Day light

- fluroscent

- L. E. D

- هر چه حساسیت نگاتیو بیش‌تر شود نگاتیو پس از ظهور و چاپ دارای گرین بیش‌تری است و یا به اصطلاح درشت دانه‌تر می‌شود. این پدیده دقیقاً در دوربین‌های دیجیتال عکاسی نیز کاملاً وجود دارد و هر چه I.S.O دوربینی بالاتر رود تصویر به‌دست آمده دارای گرین بیش‌تری است. در دوربین‌های تصویربرداری ویدئو نیز با بالا بردن Gain یا تقویت الکترونیکی سیگنال تصویر مقدار نویز هم تقویت شده و تصویر دارای نویز بیش‌تری خواهد بود.

- در ایران این فیلترها با اسپان گلاس و برفکی را کالک نیز می‌نامند.

- بانک نوری محفظه‌های بزرگی در اندازه‌های گوناگون است که با یک فیلتر یا پارچه سفید مخصوص نور تابشی را به نور نرم تبدیل می‌کنند.

- کوارتز یا درّ کوهی یکی از اکسیدهای سیلیسیم با ساختاری بلوری لوزی پهلو است.

- diffuser

- photo-cell

- manual

- automatic

- عدد راهنما نوعی درجه‌بندی است در مورد توان نور دهی فلاش، هر مدل فلاش عدد راهنمای مخصوص خود را دارد.

- silhouette

- stroboscopy

- open flash

- reflector

- kelvin

- ultraviolet

- sky light

- neutral density

- polarization

 

جوملا فارسی